+ آشنایی با بیماری روماتیسم

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

مقاله اول: رماتیسم چیست؟

روماتیسم عارضه ی دردناک مفاصل و ماهیچه ها می باشد که دارای اشکال خفیف و شدید است در اشکال خفیف ممکن است تنها به صورت درد ملایمی در هنگام حرکت مفاصل و ماهیچه ها ظاهر شود ، و در حالات شدید درد مفاصل می تواند عمومیت یافته و تورم با تب همراه باشد .(تب روماتیسمی)
اگر چه روماتیسم در اثر گرما و رطوبت به وجود می اید ولی علت اصلی آن نوعی میکروب می باشد و این میکروب در رابطه با دندانهای فاسد و لوزه های چرکی می باشد .
  
برای درمان عوارض روماتیسم حمام داغ موثر می باشد ،همچنین خوردن یک ملین ملایم و استراحت در یک اتاق گرم مفید خواهد بود . در جیره ی غذایی گوشت نباید وجود داشته باشد خوردن شیر و غذاهای شیردار مجاز است . انواع خفیف رماتیسم معمولا با این مداوا درمان می گردد.

درد مفاصل روماتیسمی

  
این بیماری نوعی روماتیسم مزمن است که بر مفاصل استخوان ها اثر کرده و بسار دردناک می باشد . سطوح صاف مفاصل نا صاف شده و حرکت آنها سخت و دردناک می شود ،این حالت به ویژه پس از استراحت کردن عارض می گردد و سرانجام ممکن است یک یا دو مفصل عارض شوند . در روماتیسم مفصلی توجه به وضع عمومی و تقویت بدن بسیار مهم است ؛روغن ماهی و ترکیبات آهن دار باید خورده شوند زیرا در اغلب موارد ضعف و کم خونی دیده میشود.

درمان روماتیسم توسط واکسن
    
افرادی که دچار حملات مکرر روماتیسمی می شوند ممکن است لازم باشد از واکسن ضد روماتیسمی استفاده کنند این واکسن مقاومت بدن را در برابر باکتری عامل بیماری (استرپتوکک)افزایش می دهد .این روش درمانی باید منحصرا تحت نظر پزشک انجام گیرد در پاره ای از موارد استفاده ازچراغهای مادون قرمز ودیاترمی موثر می باشد .

رماتیسم عضلانی

  
این بیماری نوعی روماتیسم است که برعکس روماتیسم مفصلی که بر روی مفاصل اثر می کند،باعث درد ماهیچه ای می شود. مانند گردن درد و کمر درد . بخش های دیگر بدن که روماتیسم عضلانی بر آنها عارض می گردد پاشنه ی پا و اطراف شانه و آرنج می باشد
درمان این بیماری نه تنها بر معالجه بلکه بر پیشگیری آن استوار می باشد . برای پیشگیری از بروز این بیماری باید از جریان هوای سرد ، پوشیدن کفش و لباسهای مرطوب پرهیز کرده و به تقویت عمومی بدن پرداخت .
برای تسکین درد باید از خوردن غذاهای گوشتی و ادویه دار خودداری کرد .
چرب کردن ناحیه ی دردناک با روغن های دارای مانتول و گرم کردن آن بوسیله ی کیسه ی آب گرم مفید خواهد بود .در موارد شدیدتر استفاده از چراغهای مادون قرمز و ماساژ موثر می باشد .

http://www.golsang.com/Forum/showthread.php?tid=463 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

مقاله دوم: روماتیسم مفصلی چیست؟

روماتیسم مفصلی بیماریی است که سبب درگیری مفاصل می شود. این بیماری منجر به بروز سفتی و درد و تورم مفاصل می شود. اگر یک زانو یا دست مبتلا به این بیماری شود سایر مفاصل نیز درگیر خواهند شد. این بیماری معمولاً بیش از یک مفصل را درگیر کرده و هر مفصلی را دچار
می کند. بیماران مبتلا به این بیماری معمولاً احساس خستگی داشته و گاهی اوقات دچار تب می شوند.

 

بعضی از افراد فقط برای چند ماه یا یک سال یا نهایتاً دو سال مبتلا به این بیماری بوده و بعد از طی این دوره بدون ایجاد هیچگونه ضایعه ای، بیماری رفع می شود. بعضی دیگر نیز گاهگاهی دچار علائم بوده و گاهی بهبود می یابند. در بعضی افراد نیز ممکن است بیماری بسیار شدید بوده و برای سالها یا تمام عمر باقی بماند. این فرم بیماری منجر به بروز صدمات شدید به مفاصل می شود.

 

·        چه کسانی به این بیماری دچار می شوند ؟

 

          هر کسی می تواند به این بیماری دچار شود، اما بنظر می رسد که این بیماری در زنان شایعتر باشد. این بیماری معمولاً در میانسالی شروع شده و در سنین پیری شایعتر است. اما کودکان و جوانان نیز ممکن است به آن مبتلا شوند.

 

·        علل روماتیسم  مفصلی چیست ؟

 

          علل اصلی بروز این بیماری هنوز بطور کامل شناخته نشده است. اما می دانند که در این بیماری سیستم ایمنی فرد علیه بافتهای بدن وی وارد عمل می شوند. عللی که تصور می شود فرد را مستعد بروز این بیماری می کند شامل ژنتیک ، محیط و هورمونها می باشند.

 

·        تشخیص این بیماری چگونه است؟

 

          تشخیص این بیماری با مراجعه به پزشک میسر خواهد شد. البته تشخیص این بیماری راحت نیست زیرا آزمایش دقیقی جهت تشخیص این بیماری وجود ندارد، علائم این بیماری مشابه بیماریهای دیگر است و ایجاد کامل علائم، مدت زمان زیادی طول می کشد. اما جهت تشخیص مجموعه ای، از اخذ شرح حال، معاینات بالینی ، عکسبرداری و تستهای آزمایشگاهی کمک کننده می باشند.

 

·        درمان این بیماری چگونه است؟

 

          پزشکان روشهای زیادی جهت درمان این بیماری دارند. اهداف درمان شامل موارد ذیل است تسکین و کاهش درد، کاهش تورم ، کاهش یا توقف روند تخریب مفاصل ، کمک به ایجاد احساس بهتر در فرد و حفظ فعالیت او می باشد.

 

          برنامه درمان می تواند شامل موارد زیر باشد:  آموزش بیمار، برخورد و اقدامات صحیح خود بیمار با مشکلاتش و گروههای حمایتی که به فرد کمک می کنند. تا اطلاعات بیشتری در ارتباط با نحوه درمان، چگونگی انجام فعالیتهای بدنی و استراحت را داشته، نحوه بیان مشکلاتش را پیدا کند.

 

          این برنامه ها به بیمار کمک می کنند تا نکات بیشتری را در ارتباط با بیماری خود و نحوه کاهش درد، احساس کنترل بیشتر بر بیماری، اعتماد به نفس و داشتن یک زندگی فعالتر، بیاموزند.

 

          درمانهایی که جهت بهبودی این بیماری مورد استفاده قرار می گیرند شامل تغییر در روش زندگی، داروها، جراحی ، مراجعات منظم به پزشک و روشهای درمانی جایگزین یا تکمیلی می باشند.

 

           تغییر در روش زندگی : از جمله کارهایی که می توان جهت درمان این بیماری استفاده نمود تغییر در روش زندگی است که شامل ایجاد تعادل بین میزان فعالیت و استراحت ، مراقبت از مفاصل کاهش استرس های روانی، استفاده از یک رژیم غذایی سالم می باشد.

 

           داروها : بسیاری از بیماران مبتلا به روماتیسم مفصلی جهت درمان از دارو استفاده می کنند. از داروها برای کاهش درد ، تورم و توقف روند بیماری به سمت بدتر شدن استفاده می شود. دارویی که پزشک تجویز می کند براساس سلامت عمومی بیمار، شدت بیماری و اینکه بیماری تا چه اندازه شدید خواهد شد و مدتی که باید بیمار دارو بگیرد و اینکه دارو تا چه اندازه کارایی داشته و عوارض جانبی آن چه می باشد، خواهد بود.

 

           جراحی: روشهای جراحی زیادی جهت درمان این بیماری مورد استفاده قرار می گیرد. از این روش جهت تسکین درد، کمک به عملکرد بهتر مفاصل و عملکرد بهتر فرد در فعالیتهای روزمره خود استفاده می شود.

 

           مراجعات منظم به پزشک :  بسیار مهم می باشد زیرا از این طریق پزشک می تواند ببیند آیا بیماری شدیدتر شده و آیا دارو کمک کننده بوده است، عوارض جانبی داروها ظاهر شده اند و در صورت نیاز داروها را عوض نماید. اقداماتی که ممکن است نیاز به انجام آن شود شامل: آزمایش خون، ادرار و عکسبرداری می باشد.

 

          روش درمانی جایگزین :  گاهی اوقات از رژیمهای غذایی خاص ، ویتامینها و سایر روشهای دیگر جهت درمان روماتیسم مفصلی استفاده می شود. بعضی درمانها به کاهش استرس بیمار کمک می کند. بسیاری از این روشها بی ضرر می باشند و اما باید گفت که این روشها بطور کامل و دقیق مورد بررسی قرار نگرفته اند لذا قبل از استفاده از آنها حتماً باید با پزشک مشورت شود.

 

http://www.bpums.com/bimariha/ostokhan%20o%20mafsal/romatism.htm

 

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پیام های مهم تغذیه ای در مورد مصرف ماهی

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

    مصرف ماهی سبب کاهش کلسترول و تری گلیسرید خون و جلوگیری از بیماری های قلبی عروقی و برخی از سرطان ها می شود.

ماهی دارای خواص ضد التهابی بوده و موجب درمان التهاب, کاهش سردردهای میگرنی و کاهش دردهای عضلانی, می شود .

مصرف ماهی و روغن ماهی برای بیماران دیابتی مفید است زیرا قند خون را افزایش نمی دهد.

مصرف ماهی و روغن ماهی سبب افزایش ظرفیت ذهنی می شود و اثرات سودمندی در پیشگیری از آلزایمر و تخفیف علائم آنها دارد.

مصرف ماهی موجب بهبود اشتها, خواب راحت و کمک به ترمیم حافظه کوتاه مدت در بیماران مبتلا به آلزایمر می شود.

ماهی و روغن ماهی در پیشگیری و کمک به درمان بیماری های التهابی مفاصل مانند روماتیسم ، آرتریت روماتوئید و آرتروز نقش مهمی دارند.

مصرف ماهی در زنان باردار موجب رشد نرمال جنین و نوزاد, افزایش وزن نوزاد در زمان تولد, تنظیم طول دوران بارداری و کاهش تولد نوزاد نارس می شود.

ماهی تنها غذای گوشتی است که خوردن زیاد آن ضرری ندارد.

حضرت رسول (ع) می فرمایند مصرف ماهی تازه بدن را پاکسازی می کند .

میگو دارای اسیدهای چرب غیراشباع و سودمند می باشد که میزان کلسترول خوب ( C – HDL ) خون را بالا می برد.

قوطی های کنسرو ماهی باید قبل از مصرف به مدت 15 دقیقه جوشانیده شود .

از خرید قوطی های کنسرو باد کرده یا قوطی هایی که علامت و مشخصات تولید کننده, شماره پروانه, ساخت و تاریخ انقضا ندارند خودداری کنید .

مصرف ماهی و روغن ماهی موجب کاهش علائم برخی از بیماری های روانی مانند شیزوفرنی می شود .

کمبود اسیدهای چرب ضروری (امگا3) موجب افسردگی, جنون, از دست دادن حافظه و مشکلات بنیایی می شود. ماهی و آبزیان از نظر این نوع اسیدهای چرب ضروری (امگا-3) غنی هستند .

مصرف ماهی موجب رشد بهتر, هوش بیشتر, سلامت و طول عمر می شود.

ماهی موجب پیشگیری از بیماری های گواتر, پوسیدگی دندانها, افزایش فشار خون و
بیماری های قلبی - عروقی می شود.

گوشت ماهی اثرات معجزه آسائی در درمان بیماری هایی مانند روماتیسم, ذات الریه, بیماری های پوستی و تنفسی مانند برونشیت و آسم, سردردهای میگرنی, بیماری های کلیوی دارد.

مصرف ماهی های چرب (خال مخالی,شاه ماهی, اوزون برون, فیل ماهی, کفال, کپور, تن, آزاد و ......) دارای اسیدهای چرب مفید برای سلامتی انسان می باشند.

ماهی غذای سلامتی است. مصرف ماهی در زنان باردار موجب ارتقاء ضریب هوشی و رشد سیستم عصبی نوزادان می شود.

ماهی و آبزیان به علت داشتن سلنیوم بالا موجب کاهش بروز سرطان می شوند .

طبق توصیه محققان علم تغذیه مصرف دو بار ماهی در هفته می تواند خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی را 50 تا 70 درصد کاهش دهد.

 معجزه امگا - 3

گوشت ماهی حاوی مقداری چربی است که نام آن « امگا-3 » می باشد. چربی امگا – 3 در گوشت قرمز وجود ندارد. این چربی که از نوع غیر اشباع می باشد برخلاف سایر چربیها برای بدن زیان ندارد بلکه فایده های فراوانی داشته و به پیشگیری و درمان بسیاری از بیماریها ازجمله موارد ذیل کمک می کند.

- بیماری تصلب شرائین و افزایش فشار خون: چربی امگا – 3 در رگها رسوب نمی کند و موجب تنگ شدن رگها نمی گردد، همچنین پیشرفت بیماری را در مبتلایان کاهش می دهد.

- سکته قلبی: این چربی باعث کاهش خطر سکته قلبی می شود. ماهی را بخاطر این خاصیت داروی جهانی قلب نیز نامیده اند.

- نوزاد نارس: امگا – 3 باعث کاهش خطر تولد نوزاد نارس گردیده و با افزایش رشد سریع مغز جنین، توان هوشی را در کودکان زیاد می کند.

- بیماری صرع: این چربی باعث کاهش حمله های صرعی می گردد.

- دیابت: امگا – 3 در پیشگیری و درمان بیماری دیابت کمک زیادی می کند.

- چاقی: چربی ماهی به آسانی جذب خون شده و موجب چاقی نمی گردد.

- آلزایمر: این بیماری نیز با چربی امگا – 3 کاهش می یابد.

- میگرن: مصرف ماهی موجب کم شدن حمله های میگرنی می شود.

- افسردگی: افسردگی پس از زایمان مادران، با مصرف امگا – 3 کاهش می یابد.

- سکته مغزی: چربی گوشت ماهی از لخته شدن خون جلوگیری کرده و خطر سکته مغزی را کاهش می دهد.

- آسم: کودکانی که بیشتر از گوشت و چربی ماهی استفاده می کنند کمتر به بیماری آسم مبتلا می شوند.

- برونشیت: مصرف چربی ماهی احتمال بروز بیماری برونشیت در انسان را کاهش میدهد.

- آلرژی: این بیماری که نوعی حساسیت به مواد گوناگون می باشد در مصرف کنندگان چربی ماهی کمتر مشاهده می شود.

- سرطان: مقاومت بدن در مقابل انواع سرطان با مصرف امگا – 3 افزایش یافته و این چربی باعث کاهش رشد غده های سرطانی و مدت بیماری می گردد.

- آرتروز: روغن ماهی التهاب، درد و خشکی مفصل ها را تسکین داده و عوارض بیماری آرتروز را کاهش می دهد.

- روماتیسم: مصرف مداوم ماهی باعث کاهش بیماری روماتیسم می گردد.

- ریزش مو: در شیمی درمانی روغن ماهی باعث کاهش ریزش مو می گردد.

  ماهی دارای مواد مفید فراوانی است ؛ به همین دلیل آبزیان یکی از با ارزش ترین منابع غذایی برای انسانها بشمار می روند. گوشت ماهی سرشار از پروتئین، چربی، ویتامینها و مواد معدنی است. این موادنقش مهمی در سلامت ما دارند.


پروتئین ماهی: پروتئین ها از بیست نوع اسید آمینه ساخته شده اند که ده نوع از این اسید آمینه ها برای بدن ضروری است و بدن قادر به ساخت آن نمی باشد ولی گوشت ماهی هر ده نوع اسید آمینه ضروری بدن را دارا می باشد . بطور متوسط میزان پروتئین ماهی ها حدود 19 درصد است. گوشت ماهی یکی از آسان هضم ترین غذاهاست و پروتئین ماهی بطور کامل جذب بدن می شود.

  چربی ماهی: گوشت ماهی نوعی چربی به نام امگا -3 دارد که گوشت قرمز فاقد آن است. ا ین چربی برخلاف چربیهای دیگر برای بدن زیان ندارد و می تواند چربی خون انسان را کنترل کند . همچنین به آسانی جذب خون شده و موجب چاقی نمی شود. چربی گوشت ماهی از لخته شدن خون نیز جلوگیری کرده و خطر سکته مغزی را کم می کند.

  ویتامین ها: ویتامینها مواد آلی هستند که بیشتر اعمال حیاتی بدن به کمک این مواد انجام می شود. ماهی و آبزیان بسیاری از ویتامینهای مورد نیاز بدن انسان مانند ویتامین «آ» ، «ب» ، «د» ، «ای» و «کا» را دارند.

مواد معدنی: مهمترین مواد معدنی در بدن آبزیان کلسیم، ید، سدیم، منیزیم، فسفر، آهن، روی و گوگرد می باشد. بطور مثال اگر مادران در دوران بارداری ید کافی مصرف نکنند کودک به عقب ماندگی ذهنی مبتلا می شود.

  ارزش دارویی و درمانی ماهی: ماهی را « داروی جهانی قلب» نامیده اند. مصرف آبزیان در سلامت قلب و عروق و پیشگیری از سکته های قلبی تاثیر زیادی دارد و از سفت و سخت شدن رگها و در نتیجه از افزایش فشار خون جلوگیری می کند. ماهی در سلامت دستگاه عصبی و پیشگیری و درمان بیماریهای آسم، آلرژی، سرطان، روماتیسم، آرتروز، آلزایمر، میگرن، صرع، دیابت، افسردگی و نارسی نوزادان اثرات موثری دارد.

  جدول میزان پروتئین و چربی در 100 گرم ماده خام گوشت

نوع

گوشت

پروتئین

(گرم)

چربی

(گرم)

ماهی قزل آلا

19.2

2

گوشت گاو

18.5

20

گوشت گوسفند

16.2

23

گوشت مرغ

18.6

6

  http://www.shilat-tehran.ir

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ A Brief History of the Canadian Operational Research Society

** In The Name of Allah ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

Part 1:

 

 

(Source: CORS Handbook, 1988; CORS Council Handbook, 1993; Society Records)

(Click here for a list of past conference locations, conference chairs, presidents, Merit, Larnder, and Solandt Winners) 

(Click here to view the article: P.J. Sandiford, "THE ORIGIN AND GROWTH OF THE CANADIAN OPERATIONAL RESEARCH SOCIETY", CORS Journal, vol. I, no. 1, Dec., 1963.) 

In 1957, the Operations Research Society of Toronto was the only OR society in Canada. Yet there was by this time a substantial amount of OR work being done in Montreal. There also had been for many years a large and active group of Military OR professionals associated with the Defense Research Board in Ottawa. In order to participate in the affairs of a professional society those outside Toronto had to be members of either the Operations Research Society of America (ORSA) or The Institute of Management Sciences (TIMS).

In September 1957 the international OR body, the International Federation of Operational Research Societies (IFORS) was created with Sir Charles Goodeve as Secretary. Sir Charles, a Canadian prominent in war time OR in Britain and now Director of the British Iron and Steel Research Association, was concerned that Canada had no national society that could join IFORS, and he asked Dr. Omond Solandt to try and form one.

Shortly after this, Dr. Hopkins of the Ottawa group sent out a letter suggesting that a Canadian Section of ORSA be formed. This was opposed by the Toronto group and also by the Montreal group.

On February 11th, 1958, Dr. Solandt held a meeting in Montreal hoping to settle the differences between the three Canadian factions and to form a National Society. Those invited were: Dr. D.B. DeLury, Dr. J. Kates, Dr. A.E. Paull and E.E. Sorensen form Toronto; P.J. Robinson, Dr. P.J. Sandiford, Dr. O.M. Solandt and P.B. Wilson from Montreal; and Dr. J.W. Abrams, Dr. N. Hopkins, C.E. Law, Dr. G. Lindsey, and Dr. W. Petrie from Ottawa. During the day the participants aired their views an preferences and eventually adopted a set of proposals by Dr. Solandt for the establishment of a National Canadian Society. Dr. Solandt was elected provisional chairman and the tasks of drafting proposals for constitution,fees, membership, affiliation etc, were assigned.

On April 14, 1958 the inauguration meeting was held in Toronto. After discussions, particularly on the subject of affiliation with other societies, the meeting agreed to proceed with the National Society. Dr. Solandt was elected President and Dr. Sandiford as Secretary. An election was held amongst those present to fill the remaining positions on the executive.

  1. Membership: Letters were sent to a list of prospective members recommended by the founding members. Response was so successful that by the end of the first year the Society had 161 members, 77 of whom had applied and been accepted as Technical (Full) Members. Over the past ten years [1978-1988] membership has grown to approximately 900 members, about one quarter of whom are full members. (Today, 1997, there are about 500 members and the distinction between Full Members and Associate Members has been eliminated.)
  2. The establishment of CORS in relationship to other societies: Negotiations were carried out with Dr. Hugh Miser, Secretary of ORSA, to establish a formal relationship. These were entirely successful and resulted in the 20% reduction in dues available to CORS members belonging to ORSA. Similar negotiations with the Operational Research Society (U.K.) lead to a 15% reduction in the price of the Quarterly to members of CORS. In 1964 the ORSA National Meeting and the CORS Annual Meeting were held as a joint conference in Montreal.
  3. The establishment of a Section in Montreal: This was carried out by Dr. Sandiford.
  4. Request for Membership in IFORS: This was granted on July 1st, 1959.
  5. The Annual Meeting: The First Annual Meeting and Conference was held at the University of Toronto on May 7 and 8, 1959. Annual Meetings similar in nature have been held every year since.
  6. The Bulletin: The major aims of the Society are the dissemination of information on operational research and the encouragement of exchanges between OR workers. It was early recognized the the regular publication of a newsletter or bulletin should be one of the principle activities of the Society. The Bulletin, originally published quarterly (starting in 1962), and sent to all members of the Society, was published monthly in 1988, and, today, is published 5-6 times / year.
  7. The Journal: The publication of a technical Journal containing papers of professional interest has always been an aim of the Society. However, it did not prove to be feasible in the first two years largely for financial reasons. The Journal was finally launched in 1962-63 thanks to the efforts of K.J. Radford and the financial support of a number of business corporations. The journal was published three times yearly and is sent to all members of the Society, and to over 500 subscribers around the world.
  8. Relationship with IPSC: In recent years [~ 1988], increasing interest has been shown by CORS in joint activities with the Information Processing Society of Canada (formerly the Computer Society of Canada). Symptomatic of this interest was the joint CORS-IPSC Conference in Vancouver in June, 1970.
  9. INFOR: In 1971 the two societies (CORS/IPSC) joined forces to support an enlarged journal under the title INFOR. In 1971 INFOR appeared three times, but it is hoped that it will appear quarterly. INFOR continues the volume numbering of the original CORS Journal.
  10. Joint Conference: Also in 1971, the first International Conference on Operational Research as applied to Banking and Financial Institutions took place in Montreal, sponsored jointly by CORS and AFCET (Association Francaise).
  11. New Sections: As the Society has grown additional Sections have been organized in Halifax, Vancouver, S-W Ontario, and Winnipeg.
  12. SCITEC: In 1972 the Society became o member society of SCITEC - the Society of the Scientific, Engineering and Technology Community of Canada. SCITEC was founded in 1970 to promote more effective communication between scientists and the Canadian public and particularly the Federal Government. SCITEC is particularly concerned with science policy and in 1972 sponsored a survey of Canadian scientists and engineers to obtain their views on science policy. This survey was completed with a conference in Ottawa at which science policy was discussed and recommendations made to the Government. CORS, along with other member societies of SCITEC, presented a position paper to this conference.
  13. More Sections: As the Society matured, additional sections were chartered in 1982 in Calgary and Edmonton.
  14. Student Section: A student Section was formally chartered at the University of Waterloo.
  15. Anniversary: A 25th Anniversary dinner was held in Toronto on April 14, 1983, to commemorate the initial planning meeting held in Montreal on April 14, 1958.
  16. Calgary Conference: In 1987 the CORS Annual Conference was sponsored by the fledgling Calgary section and proved a great success.

http://www.cors.ca

 

 

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ The CORS Diploma in Operational Research

*** In The Name of Allah ***

 

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

Part 2: 

 

 

 

Definition and Outline of Procedures

 

What is the CORS Diploma
Purpose of the CORS Diploma
CORS Role
The University's Role

 

The Program of Study

 

Area 1: Operational Research Techniques
Area 2: Probability and Statistics
Area 3: Computers and Systems
Area 4: Applications of Operational Research
Standards
Initiation of Program at a University

 

Duties

 

Duties of University Contact People
Duties of the CORS Diploma Coordinator
Duties of CORS Membership Services

 

Definition and Outline of Procedures

 

What is the CORS Diploma?

 

The CORS Diploma is awarded by the Canadian Operational Research Society, in association with recognized Canadian universities, to CORS members who meet the criteria outlined below.  Follow this link to see a sample Diploma.  To apply, candidates must provide transcripts of their academic record to the CORS Diploma Contact Person at the university from which they graduated.  Graduates of non-Canadian universities or a Canadian university that does not have a Diploma Contact Person should contact the National CORS Diploma Coordinator.

 

A candidate must be a student member or a full member of CORS to receive the Diploma.

 

Purpose of the CORS Diploma

 

The purpose of the CORS Diploma is to encourage students to pursue an educational program with significant exposure to operational research and to recognize their achievement in successfully completing such a program. It benefits the student by a concrete recognition of the program of study. It benefits the University by highlighting the fact that a student can gain significant exposure to operational research through a particular course of study offered at that university. It benefits CORS by encouraging students to enter the field of operational research and by attracting new members.

 

CORS Role

 

CORS role is to define the requirements for the Diploma in quite broad terms, to encourage universities to participate in the Diploma program, to maintain contact with universities and work with them to manage the program and to have the Diploma certificates printed and delivered to the students.  These tasks are carried out by the CORS Diploma Coordinator and by CORS Membership Services, detailed below.

 

The University's Role

 

A contact person will be named at each university who will maintain contact with CORS, identify the students in the Diploma program and notify CORS when students have completed the requirements for the Diploma. It will be the contact person's responsibility to define the precise courses making up the Diploma program, to establish standards of achievement required for the award of the Diploma and to ensure the overall quality of the program as delivered at their university.

 

The Program of Study

 

The program of study must provide coverage of four broad areas as outlined below. At least seven courses must comprise the program, where a course is defined approximately as three hours of instruction per week over a semester of 12-13 weeks. This is not a rigid program of study. It is expected to vary somewhat between universities. While the number of courses in each area is not dictated to provide flexibility, it is expected that most programs will satisfy Area 1 and Area 2 requirements with two (or more) courses each. Areas 3 and 4 do not require a dedicated course as long as the material is adequately covered throughout the program.

 

Area 1: Operational Research Techniques

 

This area consists of the technical skills of operational research. It requires coverage of all of:

 

  • linear programming

     

  • simulation

     

  • decision analysis

     

and at least three of:

 

  • dynamic programming

     

  • integer programming

     

  • nonlinear programming

     

  • heuristic optimization

     

  • queueing

     

  • production/inventory

     

  • project management

     

  • scheduling

     

  • facility location/layout

     

  • supply chain management/logistics

     

The program should give broad exposure to operational research, similar to the coverage of the major textbooks in the field.

 

Area 2: Probability and Statistics

 

This area consists of basic techniques in probability and statistics. It requires coverage of:

 

  • Random variates and distributions,

     

  • Estimation and hypothesis testing, and

     

  • Regression,

     

and at least two of:

 

  • Analysis of Variance,

     

  • Stochastic processes (Markov processes, renewal processes, or semi-Markovian queueing),

     

  • Statistical testing (parametric and non-parametric),

     

  • Quality control and reliability, and

     

  • Time series (or other forecasting models).

     

Area 3: Computers and Systems

 

This area consists of the basic tools of computer science that are used in operational research. It requires coverage of:

 

  • Basic computer tools (such as spreadsheets, data base management systems, and statistical analysis packages).

     

  • Basic computer programming in any language (including but not limited to FORTRAN, BASIC, C, C++, Pascal, VB).

     

As well, exposure to one or more of the following is strongly encouraged:

 

  • Management information systems

     

  • Geographic information systems

     

  • Decision support systems

     

  • Expert systems

     

  • Artificial intelligence

     

Area 4: Applications of Operational Research

 

This area is designed to give exposure to the application of operational research in various settings. It could consist of project courses, seminars or workshops in addition to standard means of course delivery. It could also be met by work experience (provided it was properly documented). It should illustrate the scientific method in problem solving, and discuss modeling issues such as data collection, model generation and revision, solution, implementation, verification, and validation. Functional areas include accounting, actuarial science, finance, logistics, marketing, operations, production, strategic planning and transportation. The focus might be on a particular sector, such as agriculture, defence, government services, health care, manufacturing, or natural resources, or it could consist of a broad survey of applications.

 

Standards

 

The minimum requirements are a 70 average in the 100-point grading system and a B- average in the letter grading system (or equivalent in other systems).  This average is to be computed based on the courses that make up the CORS diploma program in a particular university. The participating universities can set higher standards.

 

Initiation of Program at a University

 

A non-participating university can participate by designating a CORS Diploma contact person. This person will be an ad hoc member of the CORS Education Committee and report to Council through this Committee.

 

The University Contact Person will, in consultation with the CORS Diploma Coordinator, prepare a list of courses that they believe contribute to the course requirements for the Diploma. For each course, the University Contact Person should indicate the number of hours pertaining to the program and how these should be allocated to the areas discussed above. Note that this course list may well be more than the minimum number of required courses and that not all students in a given university would necessarily take exactly the same courses.

 

The CORS Diploma Coordinator will review the course list and approve it if all program requirements are met.

 

Duties 

 

Duties of University Contact People

 

The duties of the University Contact Person are to:

 

  1. maintain contact with CORS Council through the CORS Diploma Coordinator. This will also entail advising CORS Council on appropriate policies, definitions and standards for the CORS Diploma;

     

  2. maintain a list of approved courses for the Diploma and the weighting (proportion) of these courses in the areas presented above. This list should be revised when necessary;

     

  3. provide a list of CORS diploma recipients to the CORS Diploma Coordinator that includes the name of each recipient as it should appear on the Diploma, as well as the preferred language (English or French) and mailing address for each Diploma; and

     

  4. distribute the Diplomas to the recipients. CORS encourages the University Contact Person to present the Diplomas to the students during (or shortly before/after) the convocation ceremonies. While each university has a different graduation ceremony, and this may be impossible in some institutions, CORS views it desirable to publicly honour the CORS Diploma recipients.

     

Duties of the CORS Diploma Coordinator

 

The CORS Diploma Coordinator serves as the Chair of the CORS Education Committee. The Coordinator's duties are to:

 

  1. advise the Education Committee and through it, CORS Council on policies and procedures for the CORS Diploma program;

     

  2. promote the CORS diploma program in the Canadian OR community and ensure that as many universities as possible are participating;

     

  3. maintain the network of University Contact People; and

     

  4. contact University Contact People regularly to remind them to submit lists of qualified candidates;

     

  5. provide CORS Membership Services and the CORS Secretary with a list of the Diploma recipients;

     

  6. maintain the CORS Diploma web pages.

     

Duties of CORS Membership Services

 

The duties of CORS Membership Services are to:

 

  1. confirm that the diploma applicants are members of the society; and
  2. produce and mail the Diplomas in a timely manner using electronic signatures of the CORS President and the National Coordinator.

http://www.cors.ca

 

 

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ Business Management Resources on BetterManagement

*** IN THE NAME OF ALLAH ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

How Can BetterManagement help you؟
BetterManagement's vision is to improve the leadership and decision making skills of business and government executives around the world. We address critical business management issues through online resources such as business articles and webcasts, in combination with BetterManagement LIVE Business Conferences.

What does BetterManagement provide?
Our staff researches critical business management issues from around the world in areas such as Performance Management, Financial Management, Business Intelligence, and IT management. Homepages arranged by 
business topicsindustries, and world regions filter and highlight new management articles, webcasts, and other educational resources.  Email Newsletters and RSS Newsfeeds provide periodic updates. Free site registration will give you access to the wealth of information within BetterManagement.com.

Press Releases
Read the latest
press releases on BetterManagement.

Take a BetterManagement tour…
The Library
Our editors leverage over 250 information resources worldwide - business publications, professional organizations, academic institutions, consulting firms, and business management solutions providers. We organize and present fresh information for business managers every week in our 
Library  of over 3,000 business management articles, white papers and case studies.

Webcasts
BetterManagement produces
Webcasts on a weekly basis with thought leaders from around the world. Participate in these free webcasts for visionary perspectives as well as practical advice. If you are unable to attend a live webcast, archived webcasts are available for on-demand viewing.

Events/BetterManagement LIVE
Connect vision with practice at events and conferences focused on leadership. Business conferences focused on leadership and decision making include
BetterManagement LIVE WorldWide, and regionally focused events in Latin America and Europe.

Solutions & Partners
Improve your leadership perspective of
business management solutions comprising software, hardware, consulting, training, and education. All provided by world-class BetterManagement partners.

Store
The
BetterManagement Store offers an extensive selection of business books,
Stanford Executive videos and management products for managers. Find strategic planning and performance, risk, knowledge, project, asset, and change management topics from books and audio, video, and more.

Who is BetterManagement?
BetterManagement is a dedicated team of professionals with business management experience in diverse fields such as high-tech, journalism, internet, and even film. BetterManagement is a business division of
SAS Institute Inc.

http://www.bettermanagement.com

لیست کامل مقالات در سایت اصلی 

نویسنده : سعید ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سرطان چیست؟

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

 

 

 
  به نقل از بی بی سی پرشن
سلول سرطانی
در بیماری سرطان، سلول‌ها توانایی تقسیم و رشد عادی خود را از دست می ‌دهند
سلول واحد اساسی و ساختمانی حیات است که همانند کیسه ای است حاوی پروتئین‌ها، اسیدهای چرب، کربوهیدراتها و ماده حیات به نام دی ان ای ( DNA). قابلیت رشد، تکثیر و همانندسازی از ویژگی های سلول های زنده است. ساختار ژنتیکی هر سلول سرعت رشد، تقسیم و زمان مرگ آن را تعیین می کند. در حالت طبیعی، جایگزینی سلولهای فرسوده با سلولهای جوان از یک برنامه منظم تبعیت می کنند و فرایند رشد و تجدید سلولی به طور ثابت در بدن اتفاق می‌ افتد.

سرطان نوعی بیماری است که در آن سلول‌ها توانایی تقسیم و رشد عادی خود را از دست می ‌دهند و این موضوع منجر به تسخیر، تخریب و فاسد شدن بافت‌های سالم می ‌شود. از اجتماع این سلول‌های سرطانی و تخریب سلول‌های بافت‌های سالم توده ‌ای به نام تومور ایجاد می‌شود. اگر تومور به لایه‌‌ای محدود ختم شود و به سایر بافت‌ها و ارگانها سرایت نکند تومور خوش ‌خیم (غیرسرطانی‌) است و اگر تومور گسترده شده یا به طور بالقوه قابلیت پخش شدن و احاطه کردن سایر بافتها و ارگانها را داشته باشد بدخیم یا سرطانی نامیده می‌شود. برخی از شکل های سرطان متاستاز (Metastasize) می‌کنند به این معنی که خصوصیت تهاجمی پیدا کرده و به سایر بافت‌های بدن، عمدتا از طریق خون و لنف، سرایت می‌کنند و تومورهای جدیدی را ایجاد می‌کنند.

رشد سرطانی یا بدخیم زمانی اتفاق می‌افتد که:

 

  • برخی از سلول‌ها به طور غیرقابل کنترل شروع به تکثیر کنند.

 

 

  • بخش‌ هایی که به طور طبیعی عهده‌ دار دفاع از بدن هستند مانند سیستم ایمنی بدن قادر به پیشگیری از تقسیم بی ‌رویه نباشند.

 

 

 

  • تعدادی از سلولهای غیرطبیعی از نظر اندازه بزرگ و بزرگ‌ تر ‌شوند.

 

در مجموع چهار گروه ژن مسئول تقسیم سلولی به شمار می‌روند:

۱- آنکوژن‌ها (ژن‌های عامل تومور) (Oncogene) که در شرایط عادی در فرستادن پیام به سلول برای تکثیر نقش دارند. اختلال و تغییر در این سلول‌ها منجر به تکثیر نامنظم سلول شده و سلول سرطانی بشمار می‌رود.

۲- ژن‌های سرکوبگر تومور- (Tumour suppressor genes) این ژن‌ها پروتئین‌های خاصی را تولید می‌کنند که در شرایط عادی وظیفه معکوس آنکوژن‌ها را داشته و به سلول پیام توقف تکثیر می‌دهد. یکی از مهم‌ترین ژن‌های این گروه ژنی‌ به نام p۵۳ است.

۳- ژن‌های خودکشی – (Suicide genes) خودکشی سلول‌ها یا مرگ سلول یکی از مهم ‌ترین عوامل پیچیده سلولی است که به سلول توانایی خودکشی در شرایط غیرمعمول را می‌دهد تا مانع شیوع تکثیر و آسیب‌دیدگی به سایر سلول‌ها ‌شود. هنگامی که ژن‌های خودکشی آسیب پیدا کنند دیگر قادر به فعالیت خود برای نابود کردن سلول معیوب نبوده و سلول سرطانی محسوب می‌شود.

۴- ژن‌های ترمیمی دی ان ای- (DNA repairing genes) این ژن‌ها مسئول ترمیم دی ان ای آسیب دیده و معیوب هستند که با ترشح پروتئین‌های متفاوت زمینه ترمیم دی ان ای آسیب دیده را فراهم می کنند. اما زمانی که خود این ژن های ترمیمی دی ان ای آسیب می بینند، سلول، دیگر توانایی ترمیم خود را از دست داده و اختلالات ژنتیکی و ترمیم نشدن دی ان ای منجربه سرطان می‌شود.

سبب شناسی سرطان

سرطان یک فرایند پویا است که توسط متغیرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغییرات مولکولی سلول شده و منجر به تداخل در سیستم تکثیر سلول می‌شود.

اولین تغییر سلولی آشکار در پیدایش سرطان، تراریختی و تغییر شکل سلول است. عواملی که به ایجاد سلولهای سرطانی کمک می‌کنند عبارتند از:

 

  • استعداد میزبان: عوامل ژنتیکی از جمله نقایصی در کروموزوم‌ها و یا انتقال ژن معیوب به جنین

 

 

  • عوامل ایمنولوژیک(ایمنی): مانند نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن

 

 

  • داروهای سرکوبگر ایمنی: موجب سرکوب مکانیسم ایمنی طبیعی شده و زمینه‌ ابتلا به سرطان را فراهم می کنند

 

 

  • عوامل محیطی: تماس با مواد سرطان‌زا مانند آزبست، پرتونگارها و رادیوم‌ـ پرتوهای یونیزه شامل امواج الکترومغناطیسی

 

 

  • ویروسهای القا کننده سرطان: ویروسهایی هستند که قابلیت تغییر دادن شکل سلولی را که آلوده می‌کنند، دارند و در نتیجه منجر به تکثیر خارج از کنترل سلول‌های مورد نظر می‌شوند. این تکثیر فزاینده موجب تومور یا سرطان می‌شود.

 

 

  • عوامل ترشح هورمونی: عوامل ترشح هورمونی اغلب موجب تسریع روند بدخیمی بیماری می‌شود.

 

الگوهای درمان سرطان

تا کنون بیش از ۲۰۰ نوع مختلف سرطان شناخته شده است. این سرطان ها می‌توانند بافتهای مختلف بدن را احاطه کنند.

هر نوع سرطان عوامل، مشخصات و همچنین درمان خاص خود را دارد اما روش های اصلی درمان سرطان عبارتند از:

ا- جراحی
2- رادیوتراپی
۳- شیمی درمانی
4- هورمون درمانی
۵- ژن درمانی

کاربرد شکل های جدید اشعه همانند پرتوهای لیزر که به بافت‌ های طبیعی صدمه نمی ‌زنند و توسعه انواع هورمون درمانی به تنهایی و یا در ترکیب با سایر درمان‌ها از پیشرفتهای مهم در خصوص پیشگیری و درمان سرطان به شمار می رود. اخیرا موفقیتهای تشخیص و درمان سریعتر بیماران، تکامل روشهای جدید تشخیصی و درمانی مانند شیمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای معاینات ادواری و عمومی سرطان توانسته مرگ و میر ناشی از این بیماری را کاهش دهد.

نویسنده : سعید ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ کارت‌های هوشمند الکترونیکی و انواع آن

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

با افزایش روزافزون گردش‌های مالی و انجام تجارت‌های بین‌المللی، هزینه تولید ، نگهداری و تبدیلات ارزی برای کشورها بار گزافی را در پی داشت.

برای همین در کنار روند رو به رشد فناوری، تشکیل مفهومی در بر گیرنده پول مجازی، با استفاده از ابزار الکترونیکی، باعث پیدایش تحولی در صنعت بانکداری و گرایشی با عنوان تجارت الکترونیکی گردید. در این ارتباط استفاده از ابزاری جهت بهره‌برداری از این خدمات نظیر کارت‌های خرید، ترمینال‌های خرید، دستگاه‌های خودپرداز و کیوسک‌های اطلاع رسانی متداول شد و مفاهیم نوینی مرتبط با آنها گسترش یافت.

کارت و انواع آن

نخستین ابزاری که جهت استفاده در پرداخت‌های الکترونیکی در اختیار افراد متقاضی قرار می‌گیرد کارت‌های پرداخت است. جنس این کارت‌ها معمولاً از پی‌وی‌سی است که مقاومت خوبی دارد.

کارت‌ها از لحاظ پذیرش در دستگاه کارت‌خوان به دو دسته تماسی و غیرتماسی تقسیم می‌شوند.

در کارت‌های تماسی برای برقراری ارتباط کارت با دستگاه کارت‌خوان، قسمتی از کارت که حاوی اطلاعات است لزوماً باید درون دستگاه کارت‌خوان قرار بگیرد و HEAD دستگاه کارت‌خوان با آن در تماس فیزیکی باشد.

در صورتی‌که در کارت‌های غیرتماسی این ارتباط از طریق امواج رادیویی صورت گرفته و با توجه به نوع کارت و کارت‌خوان انتخاب شده، کارت می‌تواند با فواصل مختلف از کارت‌خوان قرار بگیرد. اخیراً نوع دیگری از کارت‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته که به کارت‌های هیبرید مشهورند.

این کارت‌ها در حقیقت ماهیت جدیدی نداشته و تنها از ترکیب چند تکنولوژی ساخته شده‌اند. به عنوان نمونه در یک نوع از کارت‌های هیبریدی، کارت علاوه بر داشتن قابلیت غیرتماسی، چیپ هم دارد و توانایی استفاده در سیستم‌های تماسی نیز دارد.

 


کارت‌های تماسی

همان‌طور که گفته شد، کارت‌های تماسی به‌طور مستقیم با کارت‌خوان در تماس بوده و اطلاعات از طریق HEAD کارت‌خوان به آنها منتقل می‌شود، لذا به‌طور نسبی امنیت بیشتری نسبت به کارت‌های غیرتماسی دارند و اکثر کارت‌های بانکی و مالی را شامل می‌شوند.

از انواع این کارت‌ها می‌توان به کارت‌های مغناطیسی و کارت‌های چیپ‌دار اشاره کرد که طیف وسیعی از کارت‌های امروزی را پوشش می‌دهند. در کارت‌های مغناطیسی اطلاعات بر روی نوار سیاه رنگی که بر روی کارت است، به‌صورت مغناطیسی نوشته و خوانده می‌شود، این نوار خود شامل سه تراک است که بر روی هر کدام از آنها اطلاعات خاصی نوشته می‌شود.

در طرف مقابل، کارت‌های چیپ‌دار از یک چیپ مدار مجتمع (IC) تشکیل شده که این چیپ می‌تواند شامل یک حافظه تنها و یا یک حافظه به همراه یک میکروپروسسور باشد.

کارت‌هایی که تنها از یک حافظه تشکیل شده باشند، کارت‌های حافظه نام دارند که معمولاً برای نگهداری اطلاعات از آنها استفاده می‌شود و امنیت بیشتری نسبت به کارت‌های مغناطیسی دارند، در سویی دیگر کارت‌های پردازنده‌دار (هوشمند) قرار دارند که به‌جز حافظه یاد شده از مزایای یک میکروپروسسور نیز سود می‌جویند و بدین ترتیب از لحاظ امنیتی ضریب بسیار بالاتری را دارند و طبیعتاً از قیمت بالاتری نیز برخوردارند.


کارت‌های مغناطیسی

اولین کارت‌هایی که به‌طور گسترده در زمینه تجارت الکترونیک  و به عنوان کارت‌های بانکی مورد استفاده قرار گرفت کارت‌های مغناطیسی بودند. این کارت‌ها که با قرارگرفتن یک نوار مغناطیسی بر روی کارت‌های پی‌وی‌سی ایجاد می‌شوند، به علت محدودیت‌های فیزیکی موجود حجم اطلاعاتی زیادی را شامل نمی‌شوند.

نوار مغناطیسی روی این کارت‌ها بنا به «استاندارد ایزو 7811» از سه تراک تشکیل شده است که اطلاعات ویژه‌ای بر روی هر تراک ثبت می‌شود. تراک 1 کارت معمولاً شامل اطلاعاتی از قبیل نام دارنده و شماره حساب شخص است و سایر اطلاعات کنترلی نیز بر روی تراک‌های دیگر قرار دارد.

در برخی از خودپردازهای بانک‌ها نوشتن بر روی تراک‌ها نیز ممکن است. این کارت‌ها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: HICO و LOCO. کارت‌های HICO از کیفیت بهتری نسبت به کارت‌های LOCO برخوردار بوده و تأثیرات کمتری در استفاده مداوم، همجواری با کارت‌های دیگر و میدان‌های مغناطیسی می‌پذیرند. همچنین بر اساس آزمایشات انجام شده، درصد صحیح خوانده شدن اطلاعات در نوع HICO بسیار بیشتر از نوع دیگر بوده و با وجود هزینه بیشتر آن ، به صرفه‌تر هستند.

به علت امنیت پایین‌تر این کارت‌ها نسبت به کارت‌های هوشمند و سهولت خواندن تراک‌‌های موجود بر روی آنها و توانایی کپی کردن اطلاعات آنها روی کارت دیگر (کپی کردن کارت) ، غالباً از این کارت‌ها در ارتباطات آنلاین و یا به عنوان کارت‌های شناسایی روزمره استفاده می‌گردد.


کارت‌های حافظه

کارت‌های حافظه (MEMORY CARDS) در حقیقت کارت‌های چیپ داری هستند که تنها از یک حافظه تشکیل شده‌اند، که این حافظه می‌تواند غیر قابل شارژ یا با قابلیت شارژ نیز باشد.

به علت عدم وجود پردازنده کنترلی امنیت این کارت‌ها کمتر از کارت‌های هوشمند بوده ولی همچنان با تمهیدات در نظر گرفته شده امنیت بیشتری نسبت به کارت‌های مغناطیسی دارند. این کارت‌ها برای استفاده در تلفن های عمومی و پارکومترها مصرف می‌شوند.


کارت‌های هوشمند

یکی دیگر از انواع کارت‌های چیپ‌دار، کارت‌های هوشمند است که معمولا متشکل از پردازنده‌ای جهت انجام امور کنترلی، حافظه‌ای فقط خواندنی شامل سیستم عامل کارت (ماسک) و حافظه‌ای تا 64 کیلوبایت جهت استفاده هستند. به علت وجود برنامه‌های کنترلی موجود و ساختار موجود در آنها ضریب امنیتی این کارت‌ها بسیار فراتر از کارت‌های مغناطیسی است.

کارت‌های هوشمند از لحاظ ساختار داده‌ای موجود در آنها به دو دسته DATA CARD و APPLICATION CARD تقسیم می‌شوند. در دسته اول تنها فایل‌های داده‌ای ایجاد و قابلیت ذخیره‌سازی دارند، در صورتی‌ که در نوع دوم کارت قابلیت ذخیره سازی یک برنامه کاربردی، اجرا و ذخیره سازی نتایج آن را دارد.

در دسته‌بندی دیگری، کارت‌های هوشمند را می‌توان به دو دسته کارت‌های کاربردی و کارت‌های SAM تقسیم کرد که کارت‌های کاربردی برای استفاده پس از آماده سازی در اختیار مشتری قرار می‌گیرد، در صورتی‌که کارت‌های SAM به علت وجود الگوریتم‌های پیچیده امنیتی برای نگهداری کلیدهای لازم درون دستگاه کارت‌خوان قرار می‌گیرد و مسلماً قیمت بیشتری دارند.


کارت‌های غیرتماسی

در کارت‌های غیرتماسی انتقال اطلاعات و تمامی ولتاژهای مورد نیاز به‌صورت بی‌سیم از طریق فرکانس‌های رادیویی و روش‌های تزویج القایی صورت می‌گیرد.

 


شخصی‌سازی کارت‌ها

با افزایش استفاده روزمره از کارت‌ها، شخصی‌سازی آنها نیز دچار تحولات شگرفی شده ‌است. امروزه ثبت لوگوهای زیبا و جذاب در کنار موضوعات تبلیغاتی نقش بزرگی در جذب مشتری و چرخه کارت ایفا می‌کند.

عملیات و مراحل تبدیل یک کارت خام سفید که از شرکت تولید کننده کارت تحویل گرفته می‌شود به کارتی که در دسترس افراد استفاده کننده قرار می‌گیرد و مشخصات فردی دارنده کارت و شرکت صادر کننده را در بر دارد، شخصی‌سازی کارت می‌گویند. طبیعی است که شخصی سازی از فازهای گوناگون تشکیل یافته و از مراحل بسیار مهم در صدور کارت است.

یکی از جدیدترین تکنولوژی‌هایی که امروزه برای شخصی‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرد، ثبت متن و یا لوگوی خاصی که معمولاً نشان دهنده شرکت صادر کننده کارت است بر روی قسمت مرکزی کارت با لیزر است. به علت شرایط ویژه و هزینه بالای این تکنولوژی تعداد دستگاه‌های شخصی‌سازی محدودی از آن سود می‌جویند که می‌توان از DATACARD به عنوان مهم‌ترین آنها یاد کرد.


چاپ بر روی کارت

یکی از متداول‌ترین مراحل شخصی‌سازی کارت، چاپ لوگوی شرکت صادر کننده، نام فرد استفاده کننده، عکس فرد استفاده کننده، تبلیغات و سایر اطلاعات درخواست شده بر روی کارت است که به علت مواد تشکیل دهنده کارت‌ها (پی‌وی‌سی) از چاپگرهای مخصوص کارت با ریبون‌های متفاوت استفاده می‌شود.

پس از اتمام چاپ رنگی کارت نیز در صورت نیاز برخی از چاپگرها قابلیت چاپ هولوگرام و یا یک لایه محافظ (لامینیت) طرح‌دار بر روی کارت برای جلوگیری از فرسایش رنگ چاپ شده بر اثر استفاده روزمره را دارند.


چاپ برجسته (EMBOSSING )

از این تکنولوژی معمولاً برای درج برجسته نام مشتری، شماره حساب مشتری و تاریخ انقضای کارت مشتری بر روی کارت استفاده می‌شود. در دستگاه‌های جدید علاوه بر قابلیت تعریف اندازه قلم (FONT)، توانایی تعریف قلم‌های گوناگون نیز تعبیه شده ‌است، به‌ صورتی‌که دستگاه‌های حاضر توانایی پشتیبانی از قلم‌های فارسی را نیز دارند. در ارتباط با محل درج برجسته بر روی کارت نیز استانداردهایی موجود می‌باشند ولی در حالت عادی به جز محل خواندن HEAD محدودیتی برای محل درج وجود ندارد.


رمزنگاری چیپ/مغناطیس

پس از انجام کلیه مراحل چاپی در نهایت عمل رمزنگاری چیپ/مغناطیس صورت می‌گیرد. در این مرحله اطلاعات لازم مورد نیاز از طریق دستگاه به حافظه کارت انتقال ‌یافته و کارت برای استفاده آماده می‌گردد.

در کارت‌های هوشمند از آنجا که رمزهای تولید شده و سایر کلیدها نیز در این مرحله بر روی کارت منتقل می‌شوند، از الگوریتم‌ها و تمهیدات ویژه‌ای برای بالا بردن ضریب امنیتی استفاده می‌گردد.

در این قسمت رمز اولیه اختصاص داده شده به مشتری بر روی کاغذهای مخصوص چاپ و با پوششی مناسب پوشانده می‌شود. چون که رمزها جداگانه و مستقلاً در این ماجول استفاده می‌شوند، معمولاً بین محل نگهداری رمزها و این قسمت از سخت افزارهای امنیتی ویژه نظیر HSM استفاده می‌شود. بدیهی است که پس از چاپ رمزها به هیچ وجه رمزها نگهداری نشده و قابلیت دسترسی به آنها وجود ندارد.


پوشش کارت

پس از انجام کلیه مراحل و اطمینان از صحت آنها، کارت‌ها توسط این ماجول به‌طور اتوماتیک درون پاکت‌های مخصوص از قبل چاپ شده قرار گرفته که حاوی نام صاحب کارت، مشخصات، آدرس و بروشرهای لازم جهت استفاده است.

منبع سایت تبیان به نقل از: همشهری آنلاین

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پورتال چیست؟

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

نام پورتال ها را زیاد شنیده ایم، اما شاید برای برخی از ما این سئوال پیش آمده باشد که واقعا یک پورتال چیست؟ چه ویژگیها و خصوصیاتی دارد؟ و چه تفاوتی با یک وب سایت دارد؟ ترجمه کلمه PORTAL به فارسی در فرهنگهای لغت "دریچه"، "درگاه" و "مدخل" ذکر شده اما کلمه پورتال در تکنولوژی اطلاعات معنی متفاوتی دارد. اگر بخواهیم ساده بگوییم، پورتال صفحه وب واسطی است که امکان دسترسی آسان را به هر چیزی که کاربر ، برای انجام وظیفه یا خواسته اش نیاز دارد – بدون توجه به اینکه محل فیزیکی آن کجاست، فراهم می کند. به بیان دیگر پورتال "درگاهی" است به دنیایی مجازی که کاربر می تواند از طریق امکانات فراهم شده در آن، تمامی نیازهای خود را براورده کند. نیازهایی مانند جستجو و یا خرید(مثلا یک کتاب)، دسترسی به حساب بانکی، افزایش و کاهش اعتبار یک حساب اعتباری و یا به روز رسانی اطلاعات سخت افزاری از محل کار، پورتال همه چیز را از طریق درگاهی واحد برای کاربر خود فراهم می سازد.

ویژگیهای اصلی یک پورتال عبارت اند از:

تجمع اطلاعات

هدف دار بودن اطلاعات

دردسترس بودن اطلاعات

دریچه ورود منحصر به فرد

 

 

 

 

یک پورتال نیز مانند یک کامپیوتر خانگی، اطلاعات و خدمات گوناگونی را در یک صفحه وب واحد و به صورتی سازگار و خوش ترکیب در دسترس می گذارد. گاهی به این صفحه WEB TOP هم گفته می شود. پورتال می تواند نقطه شروع یا صفحه اولیه مشخصی داشته باشد که کاربران در زمان اتصال به وب آن را مشاهده کنند. اگر چه بر خلاف صفحه کامپیوتر، پورتال می تواند از طریق مجموعه وسیع دستگاههایی که قابلیت اتصال به وب در آنها پیش بینی شده (از جمله تلفن های موبایل) مورد استفاده قرار گیرد.

 

هر چند شباهت ظاهری فراوانی میان یک وب سایت و یک پورتال وجود دارد به گونه ای که در نگاه اول تفاوت محسوسی میان آن دو مشاهده نمی شود اما این دو کاملا از یکدیگر متفاوت اند.سوال اینجاست که به طور مشخص تفاوت آن دو در چیست؟ در پاسخ به این سوال باید گفت ویژگیهای زیر در یک پورتال آن را از یک وب سایت متمایز می کند:

درگاه ورود منفردی که از طریق آن می توان به مجموعه منابع مرتبط با پورتال دست یافت.

نمایش هدفدار اطلاعات با استفاده از تجربیات کاربر.

دسترسی تقسیم بندی شده به انواع داده و اطلاعات گروه بندی شده.

در اختیار گذاشتن امکان ارتباط و همکاری میان تمامی کاربران و استفاده کنندگان پورتال.

امکان پیوستن به نرم افزارها و سیستم های نرم افزاری که گردش کاری مشخص و تعریف شده ای دارند.

 

تاریخچه خلاصه پورتال

 

اگر در دنیای کامپیوتر به عقب بازگردیم، زمانی را خواهیم یافت که در آن سیستم های نرم افزاری به گونه ای متحول شدند که دیگر لازم نبود برای کار با یک برنامه، برنامه های دیگر بسته شوند، یعنی می توانستیم همزمان از چند برنامه کاربردی استفاده کنیم بدون آنکه با مشکلی مواجه شویم.امکانی که قبل از آن وجود نداشت. تاریخچه پورتال ها از همان زمان آغاز شد و نسلهای تکامل یافته آنها یکی پس از دیگری پا به عرصه دنیای اطلاعات گذاشتند.

 

 

نسل اول پورتال ها :

اولین پورتال ها، که از آنها تحت عنوان نسل اول نام برده می شود، بر فراهم نمودن محتویات ایستا، مستندات و همچنین خوراکهای اطلاعاتی زنده در صفحات وب مبتنی بودند. مثالهای نمونه این نسل سایت های YAHOO یا EXCITE است. این پورتالها در محیطی به هم پیوسته، اهداف مشابهی را دنبال کرده و صفحه واسط مشخص و منحصر به فردی را برای دستیابی به مجموعه اطلاعات توزیع شده در سراسر شرکت یا سازمان خود، در اختیار کاربر می گذاشتند. این اطلاعات معمولا شامل اخبار شرکت، شرایط و فرم های استخدام، اطلاعاتی مربوط به کارکنان و چگونگی ارتباط با آنها، مستندات رسمی و سیاست های اعلام شده شرکت و همچنین لینک های ارتباطی مفید بود.

 

 

 

نسل دوم پورتال ها :

نسل دوم پورتال ها بر اطلاعات مشخص تر و نرم افزارها متمرکز بودند. در اساس شباهت زیادی به خصوص در زمینه فراهم آوردن اطلاعات با نسل اول داشتند با این همه تفاوت مهمی نیز وجود داشت: این پورتالهای امکان همکاری کاربران را در محیطی به هم پیوسته فراهم می کردند و همین امکان، نقطه تمایز آنها با نسل پیشین محسوب می شد.

پورتال های نسل دوم قابلیت همکاری متقابل را در ادارات مجازی برای تیم های کاری و به منظور انجام وظایفشان فراهم می ساختند. نسل دوم پورتال ها سرویس های متعددی داشتند که از جمله آنها می توان به سرویس های مدیریت محتوا ( سازمان دهی و مدیریت اطلاعات مرتبط ) و سرویس های همکاری (که به کاربران امکان می داد با یکدیگر گپ زده و برای یکدیگر ایمیل فرستاده و قرار ملاقات تنظیم کنند) اشاره کرد. در این پورتال ها قابلیت تعریف گروه های کاربری نیزفراهم آمده بود. به بیان دیگر این پورتال ها سازو کار همکاری داخلی را در یک سازمان فراهم می ساختند.

 

 

نسل سوم پورتال ها :

نسل سوم با هدف ایجاد فضای مجازی تجارت الکترونیک (E-BUSINESS ) بوجود آمد. پورتال های نسل سوم به عنوان واسط ارتباطی کارمندان، تهیه کنندگان، تولید کنندگان و مشتریان قلمداد می شوند. ویژگی فوق العاده این پورتالها امکان مرتبط شدن نرم افزارهای مستقر در سرورهای مختلف است. به بیان دیگر، این پورتال ها نقطه به هم پیوستن محتویات و برنامه های کاربردی مستقر در سرورهای مختلف بطور همزمان و با استفاده از همکاری سرویسهای خدماتی آنان اند. به علاوه امکان دسترسی به محتویات و امکانات سیستمهای مختلف را از طریق ابزارها و تجهیزات متنوع، بسته به نیاز کاربر امکان پذیر می کنند. این گروه پورتال ها مجموعه قابل توجه و ارزشمندی از اطلاعات، مستندات، امکانات و قابلیتهای نرم افزارهای مرتبط را از طریق درگاه واحدی برای کاربر فراهم می کنند.

 

 

 

به علاوه، این پورتالها به صورتی خودکار و بر اساس نقش کاربران هدفمند شده و ویژگی هایی خاص آنها می یابند. به بیان دیگر، نحوه نمایش، محتوی و امکانات در دسترس، بسته به نقش تعریف شده برای کاربر به گونه ای منحصر به فرد و خاص وی در اختیار او قرار می گیرد. کلید توسعه آینده این نسل از پورتال ها،ایجاد چهارچوب های کاری باز ( از قبل تعریف نشده ) برای سرویس های عمومی خواهد بود.

 

منبع سایت تبیان به نقل از:SYSTEMGROUP.NET

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نحوه پرداخت الکترونیکی قبوض تلفن همراه

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

روال پرداخت الکترونیک قبوض تلفن همراه در بانک‌های کشور طبق هماهنگی‌های به عمل آمده با بانک‌ها،‌ مشخص شد و مشترکان تلفن همراه می‌توانند از طریق تلفن بانک، دستگاه‌های خودپرداز، پایانه‌های فروشگاهی (POS) و اینترنت قبوض خود را پرداخت کنند.

 

شرایط عمومی پرداخت الکترونیک

بنا به اعلام شرکت ارتباطات سیار شرایط عمومی پرداخت الکترونیک قبوض به این شکل است که مشترکان باید در یکی از بانک‌های کشور حساب بانکی داشته باشند (در برخی از بانک‌ها نوع حساب تفاوت نمی‌کند ولی در برخی از بانک‌ها فقط حساب‌های کارت مورد قبول است).

بر اساس این اطلاعیه مشترکان ‌باید دو رمز پرداخت غیر حضوری را از طریق تکمیل فرم ثبت نام در شعبه‌ای که در آن حساب دارند دریافت کنند. در برخی از بانک‌ها که این خدمات را بر روی حساب کارت ارایه می‌دهند این دو رمز به همراه کارت به مشتری داده می‌شود و یا مشتری می‌تواند رمز دوم خود را از دستگاه‌های خود پرداز دریافت کند.

فقط قبوضی که در آن‌ها عبارات شناسه قبض و شناسه پرداخت به همراه ارقام آن‌ها درج شده باشند،‌ در پایانه‌های غیر حضوری بانک‌ها قابل پرداخت هستند.

بنا بر اعلام کلیه‌ی پایانه‌های الکترونیک پرداخت قبوض، در پایان عملیات شماره‌ای را به عنوان شماره پیگیری به مشتری اعلام می‌کنند. جهت اطمینان از پرداخت قبض مورد نظر مشتری شماره پیگیری را در قبض خود درج کنند و در برخی از بانک‌ها پس از 24 ساعت و در سایر بانک‌ها بلافاصله می‌تواند با ورود اطلاعات شماره پیگیری از پرداخت شدن قبض خود اطمینان حاصل کند.

جهت جلوگیری از پرداخت مجدد قبض توسط سایر اعضای خانواده بهتر است مشتری تاریخ و نحوه‌ی پرداخت قبض خود را به همراه شماره پیگیری بر روی قبض بنویسد و همواره قبض را نزد خود نگهداری کند.

بر اساس اعلام شرکت ارتباطات سیار در مواردی که مشتری به دلایل مختلف نیاز به پرداخت قبض خود در شرکت‌های خدماتی داشته باشد با دریافت صورت حساب بانکی خود و ارایه‌ی آن به همراه قبض پرداخت شده به شرکت خدماتی مورد نظر می‌تواند این کار را انجام دهد.

 نحوه‌ی پرداخت از طریق تلفن‌بانک:

مشتری باید با شماره تلفن تلفن‌بانک مورد نظر خود تماس بگیرد (تلفن مشترکان باید مجهز به سیستم Tone باشد) و پس از شنیدن پیام‌های اولیه، مشتری،‌ شماره حساب و رمز اول خود را وارد کند و پس از شنیدن راهنمایی‌های اپراتور وارد مرحله پرداخت قبض می‌شود و رمز دوم خود را وارد می‌کند.

بنابر اعلام سپس به درخواست اپراتور، شناسه قبض و شناسه پرداخت مندرج در قبض خود را وارد می‌کند و پس از شنیدن پیام اپراتور در مورد نوع و مبلغ قبض خود را از طریق کلید اعلام شده توسط اپراتور عملیات خود را تایید می‌کند و سیستم، مبلغ مورد نظر را از حساب مشتری کسر نموده و شماره پیگیری را به مشتری اعلام می‌کند.

 نحوه‌ی پرداخت از طریق دستگاه‌های خودپرداز:

مشتری با قرار دادن کارت و رمز خود در دستگاه‌ها،‌ منوی پرداخت قبوض را انتخاب می‌کند و می‌تواند در دستگاه‌های خودپرداز مجهز به بارکد خوان، با انتخاب گزینه‌ی پرداخت از طریق بارکد خوان،‌ بارکد مندرج در قبض خود را به دستگاه نشان دهد. دستگاه شناسه قبض و نوع قبض و مبلغ قبض را جهت اخذ تایید از مشتری به او نشان می‌دهد.

تجارت الکترونیکی

نحوه‌ی پرداخت قبوض از طریق پایانه‌های فروشگاهی:

مشتری با ورود کارت در دستگاه POS و انتخاب گزینه‌ی پرداخت برروی دستگاه، اقدام به انتخاب نوع قبض می‌کند. سپس شناسه قبض و شناسه پرداخت را وارد می‌کند؛ دستگاه مبلغ را مشتری نمایش خواهد داد. با تایید مشتری،‌ دستگاه رمز را درخواست کرده و در انتها به مشتری رسید می‌دهد.

 نحوه‌ی پرداخت قبوض از طریق اینترنت:

مراجعه به سایت www.pec.ir، انتخاب گزینه‌ی "پرداخت قبض‌ها"،‌ انتخاب گزینه‌ی "قبض تلفن همراه"، " شناسه قبض " و‌ " شناسه پرداخت" را که بر روی قبض تلفن همراه درج شده است،‌ در قسمت‌های مربوطه وارد کند.

بر اساس این گزارش در صورت وارد کردن پست الکترونیک،‌ کد پیگیری پرداخت قبض، ارسال می‌گردد و با کلیک بر روی دکمه " ارسال " مبلغ قابل پرداخت نمایش داده می‌شود.

پس از اطمینان از صحت مبلغ قابل پرداخت، باید‌ بر روی دکمه "ورود جهت پرداخت" کلیک شود و پس از کلیک بر روی این دکمه صفحه مربوط به اطلاعات کارت ظاهر می‌گردد، ‌در این قسمت با وارد کردن اطلاعات کارت خود و تایید آن، مبلغ مورد نظر از حساب کارت شما کسر و قبض مربوطه پرداخت می‌شود.

بنا بر اعلام جهت تهیه "رمز اینترنتی کارت" و "رمز دوم (cvv2 )"،‌ فرد می‌تواند به واحد ارتباط با مشتریان در محل شرکت، وب سایت شرکت و یا با هر یک از شعب منتخب بانک پارسیان که مجهز به سیستم مکانیزه پاسخ گویی می‌باشند، مراجعه کند و پس از تکمیل صفحه مربوط به اطلاعات کارت و کلیک بر روی گزینه "پرداخت"، "کدپیگیری" نمایش داده می‌شود؛ فرد باید کد پیگیری را جهت پیگیری آتی نزد خود نگهداری کند.

بر اساس این اطلاعیه افرادی که دارای کارت بانک نیستند، با مراجعه به شعب بانک پارسیان و خرید کارت پرداخت اینترنت پارسیان در مبلغ مورد نظر می‌توانند نیاز خود را جهت پرداخت اینترنت قبوض برطرف کنند.

در این اطلاعیه همچنین اسامی پایانه‌های غیرحضوری فعال بانک‌ها در زمینه‌ی پرداخت غیر حضوری قبوض به این شرح اعلام شده است: بانک اقتصاد نوین، کشاورزی، تجارت، پارسیان، توسعه صادرات، سامان، صادرات، کشاورزی، مسکن، ملت و ملی.

منبع:  سایت تبیان به نقل ازایسنا

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ با PayPal آشنا شوید

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

PayPal یک سرویس واسط برای خریدهای آنلاین است. امروزه حدود 96.2 میلیون نفر در سراسر دنیا از این سرویس برای انتقال پول از طریق ایمیل، بین خود استفاده می‌کنند. این سرویس آنچنان دارای اعتبار و اعتماد شده است که بالغ بر 95 درصد خریداران eBay از آن بهره می‌برند.

PayPal بعنوان یک واسط مالی به مردم امکان می‌دهد تا بدون رویت مشخصات کارت اعتباری یا اطلاعات بانکی یکدیگر نسبت به ارسال پول اقدام نمایند. برای استفاده از سرویس PayPal فقط به یک آدرس ایمیل معتبر و یک کارت اعتباری یا حساب بانکی معتبر نیاز دارید. به دلیل سادگی مصرف، PayPal مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.

این سرویس برای خریداران رایگان است و از فروشندگان مبلغی بین 1.9% تا 2.9% انتقالی را طلب می‌کند.

اگر قصد استفاده از eBay را داشته باشید، این موسسه از شما می‌خواهد تا حسابی در PayPal باز کنید. در ضمن از سرویس PayPal برای انتقال موارد شخصی مانند جمع کردن پول برای گروه، تیم ورزشی و یا حتی خرید و فروشهای شخصی نیز استفاده می‌شود. اگر قصد فروش وسایل شخصی خود را دارید، خریدار می‌تواند از طریق PayPal پول شما را بدهد.

عده ای سئوال می‌کنند که آیا PayPal امن است؟ در جواب باید بگویم که PayPal به امنیت بانک‌های آنلاین است. هرچند که هیچ سیستمی صددرصد امن نیست اما PayPal تا حد ممکن سعی کرده تا جلوی مسائل کلاهبرداری و خطاها را بگیرد. به نظر می‌رسد که موسسه دیگری همتای PayPal نخواهید یافت.

این سرویس با بهره گیری از بهترین متخصصین در تمام زمینه‌های کاری خود، توانسته جلوی پرداخت‌های ناخواسته از حساب شما را بگیرد. درضمن خریدهای تا سقف 1000 دلار eBay از طریق PayPal بیمه می‌شود.

برای شروع بهره برداری از PayPal می‌توانید اقدام به باز کردن یک حساب شخصی نمائید. از این حساب می‌توانید اقدام به خرید از eBay کرده و برای ارسال یا دریافت پول از آن استفاده کنید. امکان ارسال وجه از طریق ایمیل برای 55 کشور و منطقه وجود دارد. محدودیت این نوع حساب آنست که فقط از حساب‌های دیگر PayPal می‌تواند وجه دریافت کند و قابلیت اخذ وجه از کارت اعتباری یا کارت بانکی را ندارد. این سرویس (باز کردن حساب و نقل و انتقال پول) مجانی است. این حساب محدودیت دریافت ماهانه دارد.

دنیای تجارت الکترونیک

حساب "Premier" علاوه بر قابلیت‌های حساب شخصی، توان دریافت کارت اعتباری، کارت بانکی و حساب بانکی را هم دارد. بعلاوه مشخصه‌هایی مانند سبد خرید و گزارش پرداخت نیز دارد. داشتن این نوع حساب مشمول پرداخت هزینه است.

نوع دیگر حساب، بیزنسی است و مخصوص افرادی است که کارهای تجاری بزرگتر دارند و یا فروشگاه آنلاین را اداره می‌کنند. این حساب می‌تواند تحت نام بیزنس شما باشد. امکانات این سیستم بسیار خوب است. برای استفاده از این حساب هم باید پول پرداخت نمائید.

حساب PayPal را می‌توان در چند دقیقه باز کرد. کارهای بررسی اعتبار، قبلا بوسیله موسسه کارت اعتباری و بانک شما انجام شده است. حال باید به PayPal بگویید که اطلاعات شما را به ایمیل‌تان وصل کند. اطلاعات شما بصورت محرمانه نزد PayPal میماند و ایمیل‌تان بعنوان PayPal ID واحد شما انتخاب می‌شود. آدرس ایمیل و آدرس ارسال بسته شما تنها اطلاعاتی است که به رویت در می‌آید.

می‌توانید به PayPal بگویید که فقط در صورت خرید، از حسابتان پول بردارد. روش دیگر اینست که پولی به PayPal بفرستید و آنرا در حسابتان نگه دارید. این روش نیز مجانی است. واریز پول به حساب شما نیز از طریق PayPal انجام می‌شود. چون این انتقال هزینه ای ندارد لذا 8 روز کاری طول می‌کشد تا پول به حسابتان واریز گردد. روش کار نیز مانند سیستم بانکی آنلاین است.

منبع سایت تبیان به نقل از: gentlesite.com

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ I'ts not scienece that's cool

*** IN THE NAME OF ALLAH ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

Reader post by: the1kingarthur 
Posted on: Wed Feb 14 07:10:15 PST 2007

The introduction of high tech, and the computer age to the masses was a monumental point in history. Historical advances in medicine, transportation, and environmental protection are only a few examples of what has been accomplished.

With all the advances high tech and the computer age has given us there are two horrific tragedies occurring.

Companies and politicians who have other wise never developed any form of technical innovation grandstand and take credit for the blood sweat, and tears of others. How can anyone forget ? Hello I?m Al Gore and I invented the Internet.? My God what kind of person could do that, and then later attempt to defend it.

Then there are the companies that hire an army of lawyers and patents innovations that the creators felt it was necessary for the advancement of civilization to offer it free, or innovations that were lost in the endless libraries of the world.

Companies with the sole purpose being to sue simply to make a profit from the blood, sweat and tears of others with no concerns how it would affect the high tech industry, their community, or even the world.

The other tragedy is giving science, high tech, and computers to those whose only concern is to jump on the fad of mass destruction, or injuring someone who cannot defend their selves just for the thrill or to get a laugh. An excellent example is the Cnet News story ?Teens misbehaving, for all online to watch ?

It?s like giving automobiles to 16 year olds without any teaching at all. A 6 year old can cause a lot of destruction by simply copying the actions of others. ? If I pour this with that. It will make a boom boom.?

The numbers of injuries and deaths increase every month. Pick up a newspaper, watch the news on TV, or hit the news sights like Cnet, CNN, or Fox. It is tragic. Lets start a new fad. Let?s teach our children the basics, and what is really important. Parents stop pushing your children off on video games, or the Internet when you think you need a brake or someone to watch them

news.com.com

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ Dell picks Ubuntu for Linux PCs

*** IN THE NAME F ALLAH ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

By Stephen Shankland 
Staff Writer, CNET News.com
Published: May 1, 2007, 6:07 AM PDT
Last modified: May 1, 2007, 9:21 AM PDT
 update Dell is trying a second time to sell personal computers with Linux preinstalled, this time using the up-and-coming Ubuntu version of the open-source operating system.

At the end of May, the No. 2 PC maker will begin selling some consumer-focused laptop and desktop models with Ubuntu's new "Feisty Fawn" version of Linux installed, Dell spokesman Kent Cook said. The company announced the Linux move on Tuesday on its IdeaStorm site, launched in February to gather feedback directly from customers about what they want.

"Today, we are excited to tell you that Dell will begin offering Canonical's latest version, Ubuntu 7.04, as an option on select Dell consumer models in the U.S. in the coming weeks," the company said in its announcement.

Dell also announced that it has improved its Linux forum and has given it prominent placement on its Dell Forums Web page.

When buying the Dell systems, customers will have the option to purchase support from Ubuntu backer Canonical, said Jane Silber, the start-up's director of operations.

Companies have been trying for years to make a go of Linux on PCs--Dell even invested in one company, Eazel--but generally, they've had little success, even though they offered lower prices, polished graphical interfaces and necessary software such as Microsoft Office competitor OpenOffice.org.

"I don't think this is going to be a knock-the-ball-out-of-the-park home run," said IDC analyst Al Gillen, who still doesn't see a major Linux draw for most Windows PC users. But the move is notable for the fact that it's Dell making it: "Dell typically doesn't do stuff if they don't think they're going to get enough volume to justify it," Gillen said.

Dell, suffering market share losses to top PC seller Hewlett-Packard, is trying reinvigorate its direct ties with customers, an approach that long has been the company's hallmark. Linux-based PCs was an "overwhelming" request from the IdeaStorm site, Cook said.

"We heard loud and clear from customers that they wanted this," Cook said. And of those who wanted Linux, "80 percent came back and said Ubuntu," Cook said.

Cook wouldn't share pricing details or say how Linux PCs would compare in price with Windows PCs.

Dell began selling Linux PCs in 1999 and added laptops in 2000. But in 2001, Dell reversed course, canceling the Linux PCs because of insufficient demand. Today, Dell certifies Red Hat or Suse Linux for use on some business-oriented PCs, but except when larger customers place custom orders, customers must install the operating system themselves.

This time, things are different, Cook said.

"We think great strides have been made since 2001," Cook said. "Linux has evolved to a point where there is something available for consumers," though Linux PCs will appeal mostly to a Linux enthusiast market that's more limited than that for Windows Vista.

And Dell validated the Linux request through its own research. "There definitely are those who are Linux zealots, but we did some checking as well," he said.

Dell's move isn't likely to dethrone Microsoft any time soon. On servers, the Redmond, Wash.-based company faces several strong operating-system competitors in Linux and Unix, but its dominance in PC sales hasn't been dented.

Of the 160.5 million operating-system licenses shipped in 2006, Windows accounted for 92 percent, compared with 4.1 percent for Mac OS X and 3.8 percent for Linux, Gillen said. "We're not seeing any breakout momentum for Linux on desktop," he said.

A big boost for Linux
But Canonical believes the time is right.

"The market is ready," Silber said. "We think the combination of the timing, the technology and the partner are aligned to make it happen."

Dell's partnership is a significant endorsement for the up-and-coming Linux support seller. Canonical doesn't yet have the widespread hardware and software partnerships possessed by incumbent Linux power Red Hat and Novell's Suse Linux, but it's working to build them.

The company is starting its business by trying to appeal to users of desktop computers. From there, Canonical Chief Executive Mark Shuttleworth has said, the company plans to head to the server market, where the real Linux bread and butter can be found.

Cook wouldn't comment on whether Dell plans to offer Ubuntu on its servers as well. "We're looking at Linux across the breadth of our product line. It takes a bit longer sometimes on that side. Stay tuned," he said.

Raven Zachary, an analyst for the market analyst firm The 451 Group, believes that day will arrive.

"I think you will find Dell, over time, also offering Ubuntu across its server product line as Ubuntu grows in popularity in the data center, due in large part to Canonical's 24-7 support offering and the simplicity of managing one distribution from the developer's desktop to the data center," Zachary said.

Customers are reporting use of Ubuntu more than IDC had expected, Gillen said.

"It's showing up as well as any traditional nonpaid Linux distribution is showing up and starting to rival some paid distributions," according to Gillen. "It's not first-tier, but it's pushing the envelope getting into the first tier."

Canonical wouldn't reveal financial terms of the deal.

"It's a very significant deal for us, in terms of evolution of the company," Silber said. "How big a deal depends, to a large extent, on how many machines are sold. We think that'll be a high number

http://news.com.com

لیست کامل مقالات در سایت اصلی 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آشنایی با بیماری های تالاسمی- آنمی-پوکی استخوان-وبا ( قسمت اول )

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

۱) تالاسمی

تالاسمی نوعیکم خونی ارثی و ژنتیکیاست که به علت اشکال درساخت زنجیره‌های پروتئینیهموگلوبینبوجود می‌آید.

 

 

 

انواع تالاسمی: 

 

 

تالاسمی به دو نوع آلفا تالاسمی و بتا تالاسمی است که خود بتا تالاسمی هم شاملتالاسمی ماژور )تالاسمی شدید) و تالاسمیمینور یا تالاسمی خفیف می‌باشد. افراد مبتلا به تالاسمی مینور در واقعکمخونی مشکل‌سازی ندارند، ولیاگر دو فرد تالاسمی مینور با هم ازدواج کنندبه احتمال 25% فرزندنشان دچار تالاسمی شدید ماژور خواهد بود و 25% فرزندشان سالم و 50% تالاسمی مینور خواهند داشت.

 

 

 

تالاسمی ماژور:

 

 

 

این بیماری معمولا بصورت کم خونی شدید در 6 ماهه اول زندگی کودک تظاهر می‌کند ودرصورت عدم شروع تزریق خون ، بافت مغز استخوان و مکانهای خونساز خارج مغز استخوانفعال و بزرگ شده و باعث بزرگی مغز استخوانها بخصوص استخوانهای پهن (صورت و جمجمه) وبزرگی کبد و طحال می‌شوند.

 

علایم بیماری:

 

  .کم خونی شدید طوریکه برای بقاء بیمار تزریق مکرر خون لازم است 

 

افزایش حجم شدید مغز استخوان بخصوص در استخوانهایصورت و جمجمه ، چهره خاص افراد تالاسمی را ایجاد می‌کند (چهره موش خرمایی). 

 

 

 

اختلال رشد دربچه‌های بزرگتر.

 

 

 

رنگ پریدگی ، زردی و گاهی پوست ممکن است به دلیل رنگ پریدگی و یرقان و رسوب ملانین به رنگ مس در آید. 

 

 

 

بزرگی کبد و طحال ، در سنین بالاتر گاهی طحال به حدی بزرگ می‌شود که باعث تخریب بیشتر گلبولهای قرمز می‌شود. 

 

 

 

علایم ناشی از رسوب آهن در بافتهای مختلف از جمله پانکراس و قلب و غدد جنسی و ایجاد دیابت و نارسایی قلبی و تاخیر در بلوغ. 

 

 

 

استخوانها نازک شده و مستعد شکستگی می‌شوند.

 

 

 

تشخیص:

 در آزمایش خون تالاسمی ماژورگلبولهای قرمز خونکوچک و کم رنگ خواهد بود (کم خونی هیپوکروم میکروسیتر). افت شدید هموگلوبین به مقادیر کمتر از 5 گرم در دسیلیتر وجود دارد. بیلی روبینسرم به علت تخریب سلولها افزایشمی‌یابد و سایر آزمایشات که لزومی برای گفتن همه آنها نیست. تشخیص قطعی باالکتروفورز هموگلوبین انجام می‌شود که در تالاسمی ماژور هموگلوبین A طبیعی ساختهنمی‌شود و 98% هموگلوبین‌ها را هموگلوبین F تشکیل می‌دهد و هموگلوبین A2 نیز تا 5% افزایش پیدا می‌کند.

 

 

 

درمان:

 

 

 

تالاسمی شدید و درمان نشده همیشه باعثمرگ در دوران کودکیمی‌گردد. در صورت تزریقمکرر خون و حفظ سطح مناسبی از خون می‌توان طول عمر ا افزایش داد و تا حد زیادی مانعاز تغییرات استخوانی و اختلال رشد گردید. پس درمان تالاسمی عبارتند از:

 

 

 

تزریق دراز مدت خون: هدف از تزریق خون مکرر برای بیمار حفظ هموگلوبین بیمار در سطح بالای 10 است.

 

 

 

دفروکسامین: مشکل اصلی بیماران تالاسمی بعد از سالها ، هموسیدروز و اضافه بار آهن است، که می‌توان آن را به کمک تزریق مرتب دفروکسامین به صورت زیر جلدی یا وریدی تخفیف داد. این دارو با آهن ترکیب شده و از ادرار دفع می‌شود. البته مقدار زیاد این دارو ممکن است باعث واکنش پوستی در محل تزریق و یا عوارض عصبی به ویژه در دستگاه بینایی و شنوایی شود. بنابراین این دارو به تنهایی برای پیشگیری دراز مدت از مسمومیت با آهن کافی نیست.

 

 

 

برداشتن طحال: اگر بزرگی طحال ، نیاز به تزریق خون را بیشتر کند طحال برداشته می‌شود تا نیاز به خون کاهش یابد.

 

 

 

پیوند مغز استخوان: درمان قطعی بیماری با پیوند مغز استخوان است. البته این عمل با مرگ ومیر بالایی همراه است. و در برخی بیماران نیز سلولهای تالاسمی مجددا رشد می‌کنند.

 

 

 

2)آنمی:

 

 

 

 

کم خونی یا آنمی (Anemia) به معنی کمبود تعدادگویچه‌هایقرمز خون است. کم خونی دارای انواع مختلف است که می‌تواند به علت عدم سنتزهموگلوبین ، کمبودآهن در ساختار هموگلوبین ،دفع بسیار سریع یا تولید بسیار آهسته گلبولهای قرمزباشد.

 

 

 

اطلاعات اولیه: 

 

تقریبا تمامی اکسیژنی که درخون حمل می‌گردد، به هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز خون متصل می‌باشد. گلبولهای قرمزطبیعی انسان ، دیسکهای مقعرالطرفین کوچک با قطر 9 - 6 میکرومتر می‌باشند. اینسلولها از سلولهای بنیادی پیش ساز به نام هموسیتوبلاستها درمغزاستخوان ساخته می‌شوند. در طی فرایند بالغ شدن گلبولها ، سلولهای بنیادی تولیدسلولهای دختری می‌نمایند که مقادیر زیادی هموگلوبین ساخته و سپس اندامکهای داخلسلولی مانندهسته ،میتوکندری و ... را از دست می‌دهند. فعالیت اصلی گلبول قرمز ، حمل هموگلوبین است که با غلظتبالا به صورت محلول درسیتوزول وجود دارد.

اهمیت زیاد توالی اسیدآمینه‌ای در تعیین ساختمانهای دوم ، سوم و چهارم پروتئینهای کروی و بنابراین اعمال بیولوژیک آنها به خوبی در بسیاری از بیماریهای خونی مانند کم خونی داسی شکل در انسان قابل شرح می‌باشد. از لحاظ ژنتیکی ، بیش از 300 نوع هموگلوبین شناخته شده در جمعیتهای انسانی وجود دارد. بیشتر این انواع ناشی از تفاوتهایی در یک ریشه اسید آمینه می‌باشند. در اغلب موارد این اثرات بر روی ساختمان و عملکرد جزئی بوده، ولی گاهی می‌تواند وخیم بوده و به بیماریهای خونی و کم خونی منجر شود.

 

تاریخچه: 

 

اولین قدم در درک ژنتیک امراض هموگلوبین در سال 1949 بوسیله "نیل" (Neel) برداشته شد. او نشان داد مبتلایان به اختلالات خونی که به مرضسلولهای داسی شکل معروف است نسبت به یکژن که همین اختلال با شدت کمتر رادر هر دو والدهتروزیگوسبوجود می‌آورد، به صورتهموزیگوسهستند. چند سال بعد (Pauling) وهمکارانش مرض سلولهای داسی شکل را به عنوان نخستین بیماری مولکولی که در آنهموگلوبین غیر طبیعی باعث نقص می‌شد، تشخیص دادند. سپس اینگرام (Ingram) متوجه شدنقص هموگلوبین در مرض سلول داسی شکل در اثر جایگزینی فقط یکی از 287اسیدآمینه مولکول هموگلوبین است.

 

ساختمان و عمل هموگلوبین: 

 

هموگلوبین ناقل تنفسی در گلبولهای قرمزمهره‌داران و در برخی از بی‌مهره‌گان و در گره‌های ریشه خانوادهنخود یافت می‌شود. مولکول دارای 4 قسمت است. هر واحد دارای 2 قسمت است: یک زنجیره پلی‌پپتید به نامگلوبینو یک گروه پروستتیک (غیر پروتئینی) به نام "هم" (Heme) که یکرنگدانه حاوی آهن است که بااکسیژن ترکیب شده و به مولکول قدرت انتقال اکسیژن می‌دهد. در تمام هموگلوبین‌ها قسمت "هم" یکسان است و تغییرات ژنتیکی فقط محدود به قسمت گلوبین می‌گردد.

در
 هموگلوبین افراد بالغ قسمت پروتئینی مولکول از دو نوع زنجیره پلی‌پپتیدی ساخته شده: زنجیره آلفا دارای 141 اسید آمینه که ژن آن روی کروموزوم 16 قرار دارد و زنجیره بتا دارای 146 اسیدآمینه که ژن آن روی کروموزوم 11 قرار دارد. از نظر انتخاب طبیعی ، تعداد جایگزینیهای اسیدهای آمینه در ساختار هموگلوبین محدود است. فقط آن گروه از جایگزینی‌هایی که به عمل مولکول آسیبی نمی‌‌رسانند می‌توانند باقی بمانند. موضع اتصال آهن در انواع زنجیره‌های گلوبین انسان و دیگر گونه‌های مهرهداران ثابت است. بیشتر هموگلوبین‌های غیر طبیعی در اثر جهشهاینقطه‌ای در ژنهای ساختمانی که ترتیب آمینو اسید را در یکی از زنجیره‌ها کد می‌کند اتفاق می‌افتد و بعضی دیگر در اثر مکانیزمهای مولکولی دیگر بوجود می‌آیند.

 

آنمی ناشی از دفع خون:

 

بعد از خونریزی سریع ، بدن پلاسما را در ظرف 3 - 1روز جایگزین می‌کند اما این امر یک غلظت پایین گویچه‌های سرخ خون را به جایمی‌گذارد. اگر خونریزی دومی بوجود نیاید، غلظت گویچه‌های سرخ خون معمولا در ظرف 6 - 3 هفته به حد طبیعی باز می‌گردد. در خونریزی مزمن ، شخص بکرات نمی‌تواند مقدار کافیآهن ازروده جذب کند تا هموگلوبین را به همان سرعتی که از دست می‌دهد، تشکیل دهد. در این حالگویچه‌های سرخ با هموگلوبین بسیار کم در داخلشان تولید می‌شوند و منجر به بروز آنمیهیپوکرومیک میکروسیتی می‌شوند.

 

 

آنمی آپلاستیک:

 

آپلازیمغزاستخوان به آن معنی است که مغز استخوان فاقد عمل طبیعی خود است. به عنوان مثال، شخصی که در معرضتشعشعگاما از یک انفجار هسته‌ای قرار می‌گیرد ممکن است دچار تخریب کامل مغز استخوانو متعاقب آن در ظرف چند هفته مبتلا به آنمی کشنده شود. به همین ترتیب درمان بیش ازحد بااشعهایکس ، بعضی مواد شیمیایی صنعتی و حتی داروهایی که شخص ممکن است نسبت به آنهاحساس باشد می‌توانند همین اثر را ایجاد کنند.

 

 یکی از اثرات کم خونی شدید ، افزایش شدید بار کاری قلب است.افزایش برون‌ده قلبی در آنمی تا حدود بسیاری از علایم آنمی را خنثی می‌سازد زیرا اگر چه یک واحد خون فقط بسیار کمی اکسیژن حمل می‌کند، سرعت جریان خون ممکن است به اندازه کافی افزایش یابد بطوری که تقریبا مقادیر طبیعی اکسیژن به بافتها رسانده شوند. اما هنگامی که شخص مبتلا به آنمی شروع به انجام فعالیت عضلانی کند قلب قادر به تلمبه زدن خون بیشتر نخواهد بود.در نتیجه هنگام فعالیت عضلانی که نیاز بافتها به اکسیژن را فوق‌العاده افزایش می‌دهد، هیپوکسی فوق‌العاده شدید بافتی بوجود آمده و غالبا نارسایی قلبی حاد به دنبال آن پیش می‌آید.

 

آنمی مگالوبلاستی:

 

فقدانویتامین B12،اسید فولیکوفاکتورداخلی مخاط معده می‌توانند منجر به تولید مثل بسیار آهسته اریتروبلاستها شوند. در نتیجه ، این سلولها بسیار بزرگ شده و شکلهای غیر عادی پیدا می‌کنند و مگالوبلاستنامیده می‌شوند. آتروفی مخاط معده یا در فقدان معده در نتیجه برداشتن کامل آن باعمل جراحی ایجاد می‌شود می‌تواند منجر به آنمی مگابلاستی شود. همچنین بیماران مبتلابه "اسپیروی معده" (Sprue) که در آن اسید فولیک ، ویتامین B12 و سایرترکیباتویتامین B به خوبی جذب نمی‌شوند غالبا دچارآنمی مگالوبلاستی می‌گردند. این گویچه‌ها دارای غشای شکننده هستند و به آسانی پارهشده و شخص را دچار کمبود تعداد کافی گویچه سرخ می‌سازند.

 

آنمی همولیتیک:

 

بسیاری از ناهنجاریهای مختلف گویچه‌های سرخ که بیشترشانارثی هستند، گویچه‌های سرخ را شکننده می‌سازند، بطوریکه هنگام عبور ازمویرگها و بهخصوص هنگام عبور ازطحال به آسانی پارهمی‌شوند و منجر به آنمی شدید می‌شوند. برخی از انواع این کم خونی به قرار زیر است.

 

اسفروسیتوز ارثی:

 

در این بیماری گویچه‌های سرخ کوچک بوده و به جای اینکه بهشکل صفحات مقعرالطرفین باشند، کروی هستند. این گویچه‌ها نمی‌توانند فشرده شوند،زیرا فاقد ساختمان کیسه‌ای شکل سست غشای گویچه‌های طبیعی هستند. این گویچه‌ها هنگامعبور از طحال حتی با یک فشار مختصر ، به آسانی پاره می‌شوند.

 

آنمی داسی شکل:

 

این نوع کم خونی در حدود 0.3 درصد تا یک درصد در سیاهپوستان غرب آفریقا و آمریکا وجود دارد. گویچه‌ها محتوی یک نوع غیر طبیعی هموگلوبینبه نامهموگلوبین S هستند که به علت زنجیره‌های بتای غیر طبیعی هموگلوبین ایجاد می‌شود. هنگامیکه این هموگلوبین در معرض فشارهای کم اکسیژن قرار می‌گیرد، به صورت بلورهای درازیدر داخل گویچه سرخ رسوب می‌کند. هموگلوبین رسوب کرده به شکل داس ، به غشا گویچهآسیب می‌رساند وغشا شکننده شده و آنمی شدید ایجاد می‌گردد.

 

اریتروبلاستوز جنینی:

 

در این نوع کم خونی گویچه‌های سرخ RH مثبت جنینی موردحملهآنتی‌ کورهایمادر RH منفی قرار می‌گیرند. این آنتی کورها ، گویچه‌ها را شکننده و منجر به پارگی شدید آنها می‌شوند و موجبمی‌شوند که نوزاد با کم خونی شدید به دنیا بیاید. تشکیل فوق‌العاده سریع گویچه‌هایسرخ جدید برای جبران گویچه‌های خراب شده که در اریتروبلاستوز جنینی بوجود می‌آید. موجب می‌شود که تعداد زیادی از انواع بلاستهای اولیه گویچه‌های سرخ به داخلخون آزاد شوند.

 

تالاسمی:

 

تالاسمیها یک گروه متجانس از اختلالات سنتز هموگلوبین هستند کهنقص پایه‌ای آنها در ساختمان مولکول نبوده بلکه کاهش در سنتز زنجیره‌های آلفا یابتا می‌باشد. این اختلال باعث بهم خوردن توازن سنتز زنجیره گلوبین شده، و لذازنجیره‌های گلوبین اضافی ته نشین می‌شوند، نتیجتا رشد و بقای گلبولهای قرمز به خطرمی‌افتد. دو گروه اصلیتالاسمیشناخته شده است: تالاسمی آلفا که درآن سنتز زنجیره آلفا کاهش یا قطع می‌شود و تالاسمی بتا که در آن سنتز زنجیره بتا بامشکل رو به رو می‌شود.

 

اثرات کم خونی بر روی سیستم گردش خون: 

 

ویسکوزیته خون تقریبا بستگی کامل بهغلظت گویچه‌های سرخ خون دارد. در آنمی شدید ویسکوزیته ممکن است به جای رقم طبیعیحدود 3 برابر به یک و نیم برابر ویسکوزیته آب سقوط کند. این امر مقاومت در برابرجریان خون را در رگهای محیطی کاهش می‌دهد و لذا مقدار بسیار زیادتری خون نسبت بهحالت طبیعی در بافتها جریان پیدا کرده و به قلب باز می‌گردد. هیپوکسی ناشی از کاهشانتقالاکسیژن توسط خون موجب می‌شود که رگهای بافتی گشاد شوند و اجازه دهند که خون باز هم بیشتریبه طرف قلب باز گردد و برون‌ده قلبی را افزایش دهد. یکی از اثرات کم خونی شدید ،افزایش شدید بار کاریقلب است.

 

 

درمان کم خونی: 

 

مهمترین داروی کم خونیآهن و ترکیبات آهن است. آهناز طریقمعده وروده جذب بدن شده و درکبد ذخیره می‌شود تا درساختمان هموگلوبین بکار رود. آهن و ترکیبات آن مغز استخوان را وادار به ساختن گلبولسرخ می‌کند. داروی عصاره دیگر جگر توام با ویتامین B12 نیز برای کم خونیبسیار مفید است، به خصوص در کم خونیهای شدید.

 

درمانکم خونی با خوراکی گیاهی: 

 

·         عسل: با خوردنعسل در مدت بسیار کمی بهتعداد گلبولهای قرمز 25 - 8 درصد افزوده می‌شود.

 

·         پسته: پسته موجب افزایش خونمی‌شود.

 

·         فندق: فندق خون افزای خوبیاست و رنگ چهره را می‌گشاید.

 

·         دمکرده برگ با پوست سبز گردو ، موجب افزایش تعداد گلبولهای قرمز می‌شود.

 

·         عدس: یکی از مواد خوراکی افزایش دهنده گلبولهای قرمز خون است.

 

از مواد خوراکی دیگر می‌توان به این موارد اشاره کرد: نخود سبز ،زرد آلو ،گردو ، خرما‌ ، شلغم ، کلم و خوراک جو*.

*از صاحب این مطلب تقاضا می شود نام و آدرس وبلاگ خود را در قسمت نظرات وبلاگ رزا قرار دهد تا با نام خود او در وبلاگ ثبت گردد

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آشنایی با بیماری های تالاسمی- آنمی-پوکی استخوان-وبا ( قسمت دوم )

*** ب

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

م الله الرحمن الرحیم ***

۳ )پوکی استخوان:

 پوکی استخوان (Osteoprosis)یک بیماری شایع متابولیک استخوان بوده و در آن کاهش عمومی و شدید در توده استخوانی (پوک شدن استخوان) بوجود می‌آید. که در آن عناصر تشکیل دهنده استخوان از نظر کیفیت تغییر نمی‌کند، ولی از نظر کمیت کاهش می‌یابد. در این بیماری به فعالیت استئوکلاسته افزوده می‌شود. استئوپورزپیری ، پدیده فیزیولوژیکی نزد افراد مسن محسوب می‌شود. این بیماری وقتی بروز می‌کند که کاهش توده استخوان بیش از حد سریع باشد. در ضمن خانمها بسیار بیشتر از آقایان دچار پوکی استخوان می‌شوند. و همینطور با افزایش سن احتمال بروز پوکی استخوان بیشتر می‌شود. علل ابتلا به پوکی استخوان آسیب شناسی دقیق استئوپورز ناشناخته است. عوامل مستعد کننده عبارتند از: · کاهش و از بین بردن فعالیت عضو به علت حرکت طولانی مدت. · رژیمهای غذایی با کمبود مواد پروتئین ، دریافت ناکافی کلسیم ، کمبود ویتامین D و مصرف زیاد کافئین. · شروع یائسگی: استروژن هورمون زنانه‌ای که از کاهش توده استخوان جلوگیری می‌کند. تولید استروژن در تخمدانها بعد از یائسگی متوقف می‌شود، ‌در نتیجه از دست رفتن توده استخوان تسریع می‌شود. زنانی که یائسگی زودرس دارند (قبل از 45 سالگی)، مانند بانوانی که تخمدانهای آنها با جراحی از بدن خارج شده است، بیشتر در معرض ابتلاء به پوکی استخوان هستند. · سابقه خانوادگی: وراثت بر میزان استخوانهای شما و سرعت از دست رفتن آنها تاثیر دارند. · استخوانهای کوچک: بانوانی که دارای استخوانهایی کوچک بوده یا کوتاه قد و یا لاغر هستند به خاطر وجود توده استخوانی کمتر، ‌به بروز پوکی استخوان مستعد‌ترند. · پیشینیه قومی: بانوان اروپای شمالی یا آسیایی تبار بیشتر در معرض ابتلاء به پوکی استخوان هستند. · بعضی بیماریها: بیماریهایی نظیر تیروئید، کلیه و برخی سرطانها ممکن است به پوکی استخوان منتهی شوند. · تجویز بعضی داروها به مدت طولانی مثل کورتیکواستروئیدها و هپارین. علایم بالینی: توده استخوانی هر فرد معمولا در 30 تا 35 سالگی به بیشترین میزان خود می‌رسد. پس از این سن ، کاهش توده استخوان به صورت یک روند طبیعی پیری آغاز می‌شود. 50 درصد افراد بیش از 65 درصد سال سفید پوست استئوپروز داشته و فقط در 20 درصد از این افراد علایم بالینی وجود دارد. 30 درصد افرادی که به سن 75 سالگی رسیده‌اند، دچار شکستگی ناشی از استئوپروز می‌شوند. شایعترین علل این شکستگیها عبارتند از: جسم مهره‌ها ، لگن ، گردن ، استخوان ران ، انتهای فوقانی بازو و انتهای تحتانی ساعد ، علاوه بر شکستگیهای این بیماران از درد کمر ، پشت و قوز‌دار شدن پشت شکایت دارند. ولی برخلاف استئومالاسی ، مبتلایان از ضعف عمومی و ضعف عضلانی شکایتی ندارند. در بعضی از موارد استئوپروز و استئومالاسی تواما وجود دارد. دفورمیتی قفسه سینه به صورت کوتاهی قامت ، مشکل دولاشدن (خم شدن به سمت جلو) ، کیفوز مشخص ستون مهره‌ای سینه‌ای که ممکن است در پشت ایجاد شود. بدشکلی ستون مهره‌ای و فضای دنده‌ای ممکن است باعث نارسایی تنفسی شود.به علت ناتوانی در بهبودی از آسیب‌های وارده ممکن است دچار پوکی استخوان شوید، بدون آنکه از بیماری خود اطلاع داشته باشید به همین دلیل است که پوکی استخوان بیماری بی‌سر و صدا نامیده می‌شود. در مراحل اولیه بروز پوکی استخوان،‌ علایم به ندرت ظاهر می‌شود، که این امر تشخیص بیماری را دشوار می‌کند. پوکی استخوان در مراحل بعدی موجب بروز مشکلات ذیل می‌شود. شکستگی مفاصل‌ ران ، کمر و ستون مهره‌ها که غالبا این اولین علامت است. کمردرد شدیدی در یک نقطه خاص که نشانه یک شکستگی می‌باشد. قوز کردن پشت که موجب انحنای پشت یا قوز درآوردن می‌شود. کوتاه شدن قد در اثر پوکی استخوان در طی سالهای متمادی ایجاد می‌شود. عوامل خطری قابل کنترل : · وزن: وزن کم بانوان بسیار لاغر که عادت ماهانه آنها را مختل کند، این خانمها در معرض خطر پوکی استخوان قرار می‌گیرند، (زنانی که دارای اضافه وزن هستند معمولا در معرض خطر نیستند ولی احتمال ابتلاء به ناراحتیهای دیگر در آنها زیادتر است). · ورزش نکردن: نداشتن فعالیت، کاهش توده استخوان را تسریع می‌کند. ورزش مناسب به افزایش مقدار استخوان و سلامتی بیشتر شما کمک می‌کند. مصرف مشروب و یا نوشابه‌های کافئین‌دار این مواد در استفاده بدن شما از کلیسم اختلال ایجاد می‌کنند. همچنین افرادی که مشروب مصرف می‌کنند غالبا برنامه غذایی نامناسبی داشته و کم ورزش می‌کنند. · کمبود کلسیم در برنامه غذایی: کلسیم استخوانها را قدرتمند می‌کند. اگر به قدر کافی کلسیم مصرف نمی‌کنید بدن شما سلولهای استخوانی را تخریب می‌کند تا کلسیم مورد نیاز خود را به دست آورد. · سیگار کشیدن: زنانی که سیگار می‌کشند بیشتر از خانمهایی که سیگار نمی‌کشند دچار پوکی استخوان (و سایر بیماریها) می‌شوند. · بعضی داروهای تجویزی نظیر کورتیکواستروئیدهای خوراکی که معمولا برای درمان آسم و آرتروز مصرف می‌شود. · برنامه غذایی پروتئین - کمبود ویتامین D (ویتامین D به بدن شما کمک می‌کند تا از کلسیم برای ساختن استخوانهای محکم استفاده کنید. ارزیابی تشخیصی : علایم رادیولوژی: کاهش تراکم استخوان ، همچنین کاهش تعداد و صفحات تیغه‌های استخوان که بخصوص در جسم مهره‌ها ، گردن و استخوان ران مشهود است. فضای بین مهره‌ای افزایش یافته و سطح بالایی و پایینی جسم مهره گرد می‌شود. شکستگی مرضی در مهره‌ها باعث مقعرالطرفین شدن شکل آنها می‌گردد. علایم آزمایشگاهی : کلسیم ، فسفر و آلکالین فسفاتاز سرم طبیعی است. بیوپسی استخوان به تشخیص کمک می‌کند. آزمایشهای سنجش تراکم استخوان : این آزمایشها برای تشخیص و پیگیری درمان پوکی استخوان ،‌ دقیقتر از عکسبرداری با اشعه هستند. پرتوهای ایکس معمولا برای تشخیص پوکی استخوان مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. این پرتوها که به دلایل دیگری استفاه می‌شود ممکن است پوکی استخوان را نیز در حالتی که حدود 25 تا 40 درصد توده استخوان از بین رفته باشد نشان دهد. بله ولی این امر دشوار است در بیشتر موارد پوکی استخوان تشخیص داده نمی‌شود تا این که فرد دچار شکستگی استخوان شود. شیوه درمان : در صورت مشخص بودن علت استئوپروز باید آن را درمان کرد. هدف از درمان ، جلوگیری از پیشرفت بیماری و کمک به بهبود آن می‌باشد. تغییر در رژیم غذایی ، مواد پروتئینی ، کلسیم مکمل ، املاح و ویتامین‌ها و مخصوصا ویتامین D باید، مقدار کافی از راه غذایی و دارویی به این بیماران داده شود. کلسی تونین ، از دست دادن استخوان را مهار می‌کند. تجویز استروژن یا استروژن همراه با پروژسترون و اندروژن و املاح فلوئور در درمان این بیماران موثر است. اگر چه از علایم هشدار دهنده مهم در شما بروز نکرده باشد، ممکن است مبتلا به پوکی استخوان شده باشید. گرچه پوکی استخوان را نمی‌توان بطور قطعی درمان کرد، ولی درمان نسبی آن امکانپذیرست.

 4)وبا:

 مقدمه: وبا یکی از بیماریهای واگیر عفونی است که فقط در انسان ایجاد بیماری می‌کندو یک بیماری اسهالی حاد است که میتواند طی چند ساعت موجب دهیدراتاسیون (از دست رفتن آب و املاح بدن) بصورت شدید و پیشرونده شود.. عامل بیماریزایی وبا یک باکتری به نام ویبریو کلرا است و این بیماری در اثر سم تولید شده از این باکتری که در روده کوچک تکثیر می‌یابد، ظاهر می‌شود. این بیماری چون اولین بار در منطقه‌ای به نام التور در آفریقا پیدا شد، به این نام مشهور می‌باشد. عامل بیماری مدت زیادی در آب زنده می‌ماند و در مناطقی که سطح آبهای زیر زمینی آن بالا است، بیشتر شایع است و بیشتر عامل بیماریزا از طریق مدفوع و فاضلاب قابل انتقال است. شکل شدید وبا به نام Cholera gravis یک بیماری کاملاً ترسناک بویژه در حالت همه‌گیری است. خوشبختانه با جایگزینی سریع مایعات و املاح و اقدامات حمایتی میتوان از مرگ و میر ناشی از وبا کاست. وبا بصورت کلاسیک یا التور (El Tor) بروز میکند. انسان بصورت اتفاقی مبتلا میشود و میتواند ناقلی برای گسترش وبا باشد. خوردن آب آلوده با مدفوع انسان شایعترین راه ابتلا به وباست. خوردن غذاهای آلوده در منزل،‌ رستوران یا دست فروشان نیز منجر به گسترش بیماری میشود. مخزن حیوانی شناخته‌ شده‌ای وجود ندارد. هرچند مقدار عفونی کننده نسبتاً زیاد است ابتلا در افراد هایپوکلریدریک،‌آنها که از آنتی اسید استفاده میکنند و هنگامی که اسیدیته معده توسط غذا بافر میشود به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. وبا در مناطق اندمیک عمدتاً بیماری اطفال است اما هنگامی که بیماری وارد جمعیتی میشود بالغین و کودکان را به طور مساوی گرفتار میکند. در نواحی اندمیک بیماری در فصول تابستان و پاییز شایعتر است. عفونت بیعلامت شایع و در بیوتیپ التور شایعتر از بیوتیپ کلاسیک است. در نواحی آندمیک کمتر احتمال دارد بچه‌های زیر 2 سال نسبت به بچه‌های بزرگتر دچار وبای شدید شوند که علت آن شاید بخاطر ایمنی پاسیو کسب شده از شیر مادر باشد. از نظر گروههای خونی، گروه O بیشترین خطر و گروه خونی AB کمترین خطر ابتلا به وبا را دارند. با درمان مناسب، مرگ و میر بیماری کمتر از 1% است. طی 2 قرن گذشته وبا (Cholera) دارای 7 همه‌گیری جهانی بوده است. علت وبا جنس و گونه Vibrio cholera است که در فصل تابستان هنگامی که درجه حرارت آب از 20 درجه سانتیگراد فراتر میرود تکثیر می‌یابند لذا در فصل تابستان شیوع بیماری افزایش می‌یابد. خصوصیات عامل بیماریزا: باسیلهای گرم منفی بی‌هوازی اختیاری در گروهی که شامل خانواده ویبریوناسه است قرار دارند. از جنسهای مهم این خانواده ویبریو و آئروموناس می‌باشند. باکتریهای متعلق به جنس ویبریو خمیده بوده و اغلب غیر بیماریزا هستند. گونه مهم بیماریزا ویبریو کلرا (Vibrio Cholera) عامل بیماری وبا می‌باشد. این بیماری با اسهال آبکی و فراوان مشخص می‌شود. ویبریو کلرا در گرمای 65 درجه سانتیگراد در مدت 30 دقیقه کشته می‌شود و در آب جوش ظرف چند ثانیه از بین می‌رود. کلر با غلظت 0.6 میلیگرم در لیتر ، این باکتری را از بین می‌برد. علایم بالینی : بیماری وبا دارای دو مرحله است: مرحله تخلیه ای: بیمار ناگهان دچار اسهال آبکی ، پرفشار و بدون درد می‌شود و اندکی بعد استفراغ روی می‌دهد. در موارد شدید ممکن است حجم مدفوع از 250 سی‌سی به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در 24 ساعت بیشتر شود و بیمار تا 40 بار در روز مدفوع داشته باشد. مدفوع در این بیمار ، فاقد صفرا و خون و خاکستری رنگ (نمای آب برنجی) و دارای بوی غیر زننده می‌باشد. مرحله روی هم خوابیدگی عروق (کلاپس) : به زودی به علت کم شدن آب بدن ، بیمار وارد این مرحله می‌شود. با از دست دادن 5 - 3 درصد وزن طبیعی بدن ، تشنگی و با کاهش 8 - 5 درصد وزن بدن ، ضعف و سرگیجه دیده می‌شود. کاهش بیش از 10 درصد وزن بدن ، منجر به ترشح کم ادرار و گاهی قطع کامل ادرار ، نبض ضعیف ، چشمهای گود رفته ، پوست چروکیده ، شکم فرورفته ، گرفتگی عضلانی به علت اختلالات در میزان الکترولیتهای بدن و در شیر خواران فرورفتگی ملاج و در نهایت خواب آلودگی و مرگ می‌شود. راههای انتقال : تماس مستقیم: این بیماری به ندرت از طریق دستهای آلوده ، تماس با مواد مدفوعی و استفراغ بیماران ، ملحفه و لوازم آلوده منتقل می‌شود. تماس غیر مستقیم: از طریق آب آلوده به مدفوع انسان ، منابع آب حفاظت نشده ، غذای آلوده ، سبزیجات و میوه‌های آلوده و یا شسته شده با آب آلوده ، شیر آلوده و بستنی تهیه شده از منابع غیر مطمئن و در کل بیشترین راه انتقال از آب است. از هر 10 نفر یک نفر به التور مبتلا میشود. در خوزستان، همدان، مازندران و قم بیشتر اتفاق افتاده است. مخزن و منبع بیماری: انسان تنها مخزن وبا است که به صورت بیمار یا حامل است و منبع بیماری ، اسهال و استفراغ بیماران و حاملان بیماری می‌باشد. دوره کمون: دوره کمون این بیماری ممکن است خیلی کوتاه بوده و بستگی به مقدار باکتری وارد شده به بدن فرد دارد. متوسط دوره کمون 3 - 2 روز و از چند ساعت تا چند روز گزارش شده است. دوره واگیری: تا زمانی که بیمار در مدفوع خود ویبریو کلرا دفع نماید، می‌تواند برای محیط آلوده کننده باشد. افرادی که عفونت مزمن کیسه صفرا دارند می‌توانند به عنوان حاملین به ظاهر سالم در انتشار بیماری دخالت کنند. در این افراد ممکن است بطور متناوب کشت مدفوع مثبت شود. دادن آنتی بیوتیک مناسب در کوتاه کردن این دوره می‌تواند نقش داشته باشد. علائم: بعد از یک دوره کمون 24 تا 48 ساعته وبا با شروع ناگهانی اسهال آبکی بدون درد آغاز میشود که ممکن است سریعاً حجم اسهال افزایش یافته و غالباً به فاصله کوتاهی استفراغ رخ میدهد. در موارد شدید حجم مدفوع در 24 ساعت اول به بیش از 250 میلی‌لیتر به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن میرسد. در صورتی که آب و املاح از دست رفته جایگزین نشود، شوک هایپوولمیک و مرگ رخ خواهد داد. مدفوع ظاهر مشخصی دارد: غیرصفراوی، خاکستری رنگ، مختصر کف آلود با رگه‌هایی از موکوس،‌ بدون خون، با بویی که آزاردهنده نیست. اسهال وبایی شبیه آب برنج (rice- water) است. علائم بیمار به موازات کاهش حجم مایعات و املاح بدن تغییر میکنند: در کاهش 3 تا 5 درصد از وزن بدن تشنگی، در کاهش 5 تا 8 درصد افت فشار وضعیتی، ضعف، افزایش ضربان قلب و کاهش تورگور پوستی و در کاهش بیش از 10 درصد کاهش ادرار، فقدان یا ضعیف بودن نبضها، فرو رفتن چشمها (در اطفال به صورت فرو رفتن ملاجها)، پوست چروکیده (Washer woman)، خواب آلودگی و کوما بروز میکند. در صورت درمان به موقع و کافی با آب و الکترولیت عوارض برطرف و وبا طی چند روز بهبود می‌یابد پس اسهال آبکی شبیه آب برنج و بوی ماهی دارد. تب معمولاً وجود ندارد، قبل از اسهال استفراغ و بدون تهوع است. دل پیچه و تنسموس نداریم. گرفتگی عضلات در فرم شدید ایجاد میشود که بعلت کاهش پتاسیم بدن (هایپوکالمی) بفرم گرفتگی عضلات ساق پا بروز می‌کند، دهیدراتاسیون ایزوناترمیک بهمراه هایپوکالمی و اسیدوز متابولیک رخ میدهد. در بچه‌ها کاهش قند خون (هایپوگلیسمی) و تشنج ناشی از آن شایع است. این عارضه در بالغین نادر است. دهیدراتاسیون شدید ß Hypovolemic shock,. ßATNß Renal Failure. عوامل مربوط به میزبان: سن و جنس شیوع: بیماری در هر دو جنس و در همه سنین دیده می‌شود. در مناطق بومی کودکان نسبت به بزرگترها بیشتر مبتلا می‌شوند. ولی در کودکان زیر 2 سال به علت ایمنی اکتسابی از شیر مادر ، کمتر از بچه‌های بزرگتر است. اسیدیته معده: بیماریها یا داروهای کاهنده اسید معده ، ابتلا به بیماری وبا را افزایش می‌دهد. ایمنی زایی: یک بار ابتلا به بیماری ، ایمنی طبیعی دائمی ایجاد می‌نماید. گروههای خونی: افراد با گروه خونی O بیشترین ابتلا به بیماری وبا و افراد با گروه خونی AB کمترین خطر ابتلا را دارا هستند. تشخیص وبا :‌ 1- شک بالینی به بیماری 2- آزمایشگاه A: wet smear مدفوع تازه و مشاهده حرکت ویبریو در dark fieldیا میکروسکوپ معمولی با نور کم B: افزودن آنتی بادی‌های اختصاصی هر ارگانیسم ß عدم تحرک ارگانیزم C: کشت در محیط اختصاصی TCBS و بررسی از نظر بیوشیمیایی Oxidase (+) : (بر خلاف سایر انتروباکتریاسه‌ها) ß بررسی با آنتی سرم. درمان: با درمان مناسب عوارض قابل برگشت است. اسهال وبایی خود محدوده شونده است بشرط آنکه دهیدراتاسیون درمان شود. اولین نشانه‌های بهبودی ظهور پیگمانهای صفراوی در مدفوع است. مهمترین اقدام درمانی در وبا جایگزینی آب و الکترولیت است. آنتی بیوتیک دوره بیماری را کوتاه می‌کند، احتمال دهیدراتاسیون شدید را کم می‌کند و دفع ارگانیزم از مدفوع را کاهش می‌دهد لذا آنتی بیوتیک هم توصیه می‌شود، هرچند برای درمان ضروری نیست. بهترین مایع خوراکی جایگزین آب و الکترولیت در وبا = ORS بهترین مایع تزریقی انتخابی در وبا = Ringer's lactate در هر لیتر رینگر لاکتات 10 meq پتاسیم نیز اضافه میشود یا ترجیحاً از طریق خوراکی پتاسیم اضافی داده میشود. پیشگیری (Prevention):‍ در موارد اپیدمی :‌شایعترین راه سرایت آب آلوده است ß سبزی، میوه، غذای آلوده 1- تهیه آب سالم و تسهیلات برای دفع بهداشتی مدفوع، آب جوشیده یا کلرینه شود. روش کلرزنی: تهیه محلول استوک کلر = 40 گرم آهک کلردار یا 16 گرم پودر هیپوکلریت در یک لیتر آب3 قطره از محلول استوک برای کلرینه کردن یک لیتر آب کافی است. 20 دقیقه آب بماند. 2- بهبود وضعیت تغذیه و تهیه غذا و نگهداری آن در منزل، از خوردن سبزیجات، میوه‌های که پوست ندارند و ماهی‌های خام خودداری شود. 3- کموپروفیلاکسی فقط در مورد افراد خانواده فرد مبتلا به وبا توصیه میشود. رژیم پروفیلاکسی دقیقاً شبیه رژیم درمان است. 4- واکسن تزریقی وبا (ویبریو کشته شده با تزریق عضلانی) اثربخشی ((efficacy خوبی ندارد، دارای عوارض (درد در محل تزریق، ضعف و تب) است و روتین نیست. واکسن خوراکی وبا : عوارض کمتر،‌ efficacy بیشتر و طول اثر بیشتر دارد ولی روتین نیست مگر در افرادی که به مناطق آندمیک و با مسافرت می‌کنند. فرد ناقل وبا را نیز باید درمان نمود. سازمان بهداشت جهانی ، مصرف ترکیب مایع درمانی خوراکی ors را توصیه کرده است. مصرف ors حتی در شیر خواران بدون خطر است به شرط این که با مصرف شیر مادر یا آب همراه باشد. راههای پیشگیری: چون بیماری بیشتر از طریق آب آلوده شیوع می‌یابد، سعی کنیم برای نوشیدن آب ، شستشوی ظروف ، خوردن سبزیجات از آب لوله کشی کلردار استفاده کنیم. در غیر این صورت آب را بجوشانیم و پس از سرد شدن مصرف کنیم. سبزیجات و میوه‌ها را قبل از مصرف با محلول پرکلرین گندزدایی و پس از شستن با آب سالم مصرف کنیم. از خوردن ماهی خام یا کم پخته که از آب آلوده گرفته شده، اجتناب کنیم. به دیگران توصیه کنیم از شنا کردن در استخرهای عمومی و از خوردن آبمیوه و ساندویچ یا هر غذایی که احتمال داده می شود آلوده باشد، جدا خودداری کنند.* 

*** همیشه پیروز و موفق باشید ***

*از صاحب این مطلب تقاضا می شود نام و آدرس وبلاگ خود را در قسمت نظرات وبلاگ رزا قرار دهد تا به نام خود او در وبلاگ ثبت گردد

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ HUMAN NATURE

*** IN THE NAME OF ALLAH ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

 

Did God Create It?

 

by Herbert W. Armstrong
1976 edition

 

Here is a bombshell of truth almost no one has understood. The world's evils are attributed to human nature. But are babies born with this selfish, evil nature?

 

 

 

I OVERHEARD one say: Just look at that beautiful, sweet little baby -- and to think it's filled with all that evil, despicable human nature!"

 

But was it?

 

Think of this paradox! How can it be explained? The human mind can produce wonders. We have sent successive teams of men to walk on the moon. We have returned them safely through the earth's atmosphere.

 

Yet these marvelous human minds cannot solve our problems here on earth -- cannot bring the world PEACE! WHY?

 

All the violence, war, crime, corruption, dishonesty, and immorality is blamed on HUMAN NATURE. But where did HUMAN NATURE come from? Did the Creator instill it within us from creation? Were we born with it? Why, as the Bible says, is the heart deceitful above all things? (Jer. 17:9). Did God create in us a nature that "is enmity [hostile] against God"? (Rom. 8:7.)

 

The answer requires a knowledge of the composition and nature of the human mind -- accessible only by revelation. WHY does such wonderful MIND power work so much evil?

 

Did an all-loving, all-merciful, almighty GOD deliberately plague the human race He created with an inborn nature of vanity, lust, and greed -- with a heart of hostility against God, of deceit, envy, jealousy, and hatred?

 

Adam at Creation

 

Few indeed know what a human being really is, HOW we humans came to be here on earth, the real human potential, where we are going, or what is the WAY.

 

In preceding writings I have shown what caused God to create man, why we came to be put on earth, the real PURPOSE for human life, the AWESOME human potential. Yet we humans seem to be cursed with this evil human nature!

 

In this booklet I want to show what is the real source of this evil nature -- why the human mind works as it does. The Bible is our source.

 

So first, let's see what is revealed about the first man, Adam, and his nature at the time of his creation.

 

The Bible reveals only the most brief high points of human history for the first two thousand-plus years -- a third of all the time from the creation of man to now! Only eleven chapters are devoted to the history of that span of time. The account of the first created couple is merely the briefest possible summary.

 

The first humans were the last act of creation on the sixth day of what is commonly called "creation week," recorded in the first chapter of Genesis.

 

God had created plant life -- the flora -- on the third day of that week, animal life -- the fauna -- on the fifth and sixth, each reproducing "after its own kind." Cattle reproduced after the cattle kind (verse 25), lions after the lion kind, horses after the horse kind, etc.

 

Then God said, "Let us make man in our image, after our likeness."

 

In other words, "Let us make MAN after the GOD kind!" God was actually reproducing Himself!

 

And notice, the name God -- the Hebrew name as originally written throughout Genesis 1, is Elohim. It is a uniplural noun, like family, group, church. It is ONE family composed of more than one person. It is like one team, one church, but each composed of multiple persons. The God to whom Jesus prayed is the FATHER of the FAMILY that is GOD. God IS a FAMILY -- but ONE family, ONE GOD.

 

"So God created man in his own image, in the image of God created he him, male and female created he them." WHY? Because human reproduction is the type of God's reproducing Himself. And physical reproduction requires both male and female.

 

But continue: "And God blessed them ...." Did He bless them by creating in them an evil sinful nature, utterly unable to be subject to God's right way of life? But continue this passage: '... and God said unto them, Be fruitful, and multiply, and replenish the earth" (Gen. 1:28).

 

"And God saw every thing that he had made, and behold, it was very good" (verse 31). If the first humans -- as God had created them -- were VERY GOOD, could it include a hostile and evil nature that was very BAD?

 

That ought to give every reader something to think about!

 

No Rebellion

 

Now what does this record of the creation of the first humans reveal as to Adam's nature at the time of his creation? I repeat: Only the very most brief high spots are recorded here. The little that is revealed gives us, however, all we really need to know.

 

Here it is: "And out of the ground the Eternal God formed every beast of the field, and every fowl of the air; and brought them unto Adam to see what he would call them ..." (Gen. 2:19).

 

Here, in the briefest of summaries, we may see clearly whether this short account reveals a rebellious and disobedient nature in Adam, or one of compliance and obedience.

 

Absolutely NO REBELLION is indicated here. We find, instead, the response that Adam gave names to all cattle, to the fowl of the air, and to every beast of the field.

 

This incident reveals Adam's attitude and nature as he was created, PRIOR TO his temptation by Satan (which is recorded in chapter 3). Notice carefully. Absolutely NOTHING in the account of this pre-temptation incident indicates in Adam the presence of an evil, hostile, rebellious attitude or nature. It does not reflect a heart that is deceitful above all things and desperately wicked, as human nature is described (Jeremiah 17:9), nor a carnal mind that is enmity (hostile) against God and which "is not subject to the law of God, neither indeed can be" (Rom. 8:7).

 

Nor, on the other hand, does it reveal a nature filled with the Spirit of God. Adam had not yet been confronted by Satan, had not disobeyed, nor had he taken of the "tree of life" to receive the indwelling LOVE and POWER of God's Holy Spirit, which would have imparted the DIVINE NATURE (II Peter 1:4).

 

So prior to the temptation by Satan, we have only the revelation that Adam's NATURE, as God created him, was not evil, hostile and diabolical. There may have been the physical and mental nature of self-preservation and such things. But NOT the evil nature of SELF-centeredness.

 

We need to realize that God created Adam and the human race for a PURPOSE. We need to have clearly in mind, at this point, WHAT that purpose is.

 

A Super King

 

Angels had inhabited this planet before the creation of man (II Peter 2:4-6). These angels had sinned. God had set over them a king -- Lucifer, a super archangel -- to govern them with the GOVERNMENT OF GOD (Isa. 14:12-15; Ezek. 28:11-17).

 

This super king, Lucifer, was, of all created beings, supreme in created perfection (Ezek. 28:12,15). But, remember, holy and righteous CHARACTER is something that cannot be created in one instantaneously by fiat. It must be developed in an independent entity through a process in which one comes to recognize the right way from the wrong, to choose the right and reject the wrong even against self desire.

 

The great Lucifer and the angels who followed him (apparently a third of all angels) were originally created as holy beings, composed of spirit, immortal. But in order that they have personality and individuality as independent beings, it was necessary that they be provided with faculties for knowing, thinking, reasoning, and making their own decisions and choices.

 

These angels followed their king Lucifer in the decision to turn from and rebel against the GOVERNMENT OF God -- God's WAY OF LIFE. That is THE WAY OF LOVE -- outgoing concern for the good of others -- the way of humility, obedience to and love for their MAKER, of giving, serving, cooperating, and sharing. They turned to THE WAY of vanity, lust and greed, of rebellion, jealousy and envy, of competition, strife and violence, of resentment, bitterness and destruction. Obviously the other two thirds of the angels and archangels have remained holy, loyal, and obedient to God's government.

 

God's Purpose

 

But now, to carry out God's purpose for the inhabitants of this earth, to accomplish the grand and awesome PURPOSE throughout the entire universe that could have been theirs, GOD IS REPRODUCING HIMSELF THROUGH HUMAN BEINGS!

 

The super archangel Lucifer was the supreme pinnacle of God's creative power in a created being. When he turned to rebellion, it left ONLY GOD Himself who could be utterly relied on NEVER to deviate from God's WAY -- God's GOVERNMENT. It is impossible for God to sin -- because he WILL NOT! It now became God's purpose to reproduce Himself through human beings.

 

That required the development in human beings of God's own holy, righteous character. It was necessary, for this purpose, that man be composed of physical matter, that he CHOOSE God's government, reject Lucifer's (now Satan's) self-centered rebellious way, and strive to overcome it. God's PURPOSE in having put humans on earth can be achieved only by man coming to choose God's GOVERNMENT as God s way of life -- to reject with utter finality Satan's way, completely overcoming it.

 

So God created MAN out of physical matter. God created in man a MIND like God's, though of course inferior, because it was composed of physical brain, empowered with intellect by a human spirit (essence) in each.

 

Although the holy and righteous CHARACTER to be developed within man must actually come from God, each human must make his own decision. He must make his own choice to reject Satan's WAY, and to obey God's government.

 

Adam's Choice

 

Adam was compelled, therefore, to make the choice. God purposely allowed Satan opportunity to confront Adam with his way of rebellion. But He did NOT allow Satan to get to Adam first. God Himself instructed Adam in GOD'S way -- the way of the GOVERNMENT OF GOD based on the LAW OF GOD, just as Lucifer and his angels had been first instructed in the ways of THE GOVERNMENT OF GOD.

 

Then God allowed Satan to confront Adam. Satan got to Adam through his wife. Satan subtly deceived Eve into DISBELIEVING what God had taught them. Adam followed her in choosing rebellion and rejecting God's rule and government over them. They took to themselves the knowledge of what is good and what is evil -- deciding for themselves right from wrong.

 

Then, something happened to the minds of Adam and Eve -- the eyes of both of them were opened (Gen. 3:7). The spirit and attitude of rebellion had entered their minds. Their minds (hearts) now had become perverted -- deceitful and desperately wicked.

 

And THAT EVIL IN THEM CAME FROM SATAN, NOT FROM GOD! They were NOT created with this evil nature.

 

But how did humanity, today, come to have this evil attitude we call "HUMAN Nature"? Did the children of Adam and Eve inherit it from them? Or, was it passed on by heredity?

 

Let me give you an example of heredity. God put Adam to sleep and removed one of his ribs, out of which He made Eve. Do all men today find themselves short one rib by heredity? Of course not. Acquired characteristics are not passed on by heredity.

 

Evil Nature by Heredity?

 

Adam and Eve chose and acquired the "nature" or attitude of sin from Satan. It was not passed on by heredity. Jesus Christ called their second son "righteous Abel."

 

Then how do we humans come to have (universally) this evil attitude we call human nature today?

 

It's partly explained in the apostle Paul's second letter to the Corinthian church. He said he desired to present that church "as a chaste virgin to Christ. BUT I fear, lest by any means, as the serpent beguiled Eve through his subtilty, so your minds should be corrupted from the simplicity that is in Christ" (II Cor. 11:2-3).

 

Satan was still around when Paul wrote. (The reason is explained elsewhere.) The people at Corinth had not received this evil nature by heredity. Rather, the apostle feared lest they (in this NEW Testament time) should be beguiled into evil attitudes in the same manner as was the original mother Eve -- directly by Satan.

 

Eve did not have a mind that was evil before Satan came along and confronted her. But Satan, by subtlety, deceived Eve. Eve's children were not born with this evil nature. Nor were the people of the Corinthian church. But Paul feared lest Satan, still around after some 4,000 years, pervert Corinthian minds directly, as he had done to Eve.

 

Satan was still around when Christ was born. He tried to destroy the Christ child by having Him murdered. Satan was still around when Jesus was thirty and baptized. And he tried to destroy Jesus spiritually then, in the temptation. As Satan destroyed (spiritually) Adam, he tried to destroy the "second Adam." Satan is still around TODAY!

 

But the wily Satan has succeeded in deluding many, if not most, of the best minds into believing he is a nonexistent myth. The best minds, unsuspecting, are deceived (Rev. 12:9).

 

Here is a truth you, the reader, need to know!

 

Satan's Wavelength

 

To the church at Ephesus, God said through the apostle Paul (Ephesians 2:1-2): "And you [who] ... in time past ... walked according to the course of this world, according to the prince of the power of the air, the spirit that now worketh in the children of disobedience ...."

 

GRASP IT! Satan is here called "the prince of the power of the AIR!" I could not have understood that 60 years ago. I did not then realize how communication by sound and by picture can be broadcast instantaneously through the air.

 

I have stressed the point that Satan, the former great archangel cherub Lucifer, was the most perfect and powerful being that God could create as an individual being. He was perfect as originally created. But he is composed of spirit, and thus he is invisible to human eyes.

 

This great and powerful being, even though evil, has power literally to surcharge the air around this earth. HE BROADCASTS!

 

Wherever you are as you read these words, chances are there are voices and perhaps music in the air around you. A radio or television set tuned to the right wavelength would make them audible to you.

 

The spirit in every human being is automatically tuned in on Satan's wavelength. You don't hear anything because he does not broadcast in words -- nor in sounds, whether music or otherwise. He broadcasts in ATTITUDES. He broadcasts in attitudes of SELF-centeredness, lust, greed, vanity, jealousy, envy, resentment, competition, strife, bitterness, and hate.

 

In a word, the selfishness, hostility, deceitfulness, wickedness, rebellion, etc. that we call "Human NATURE' is actually SATAN'S NATURE. It is Satan's ATTITUDE. And broadcasting it, surcharging the air with it, Satan actually NOW WORKS IN the unsuspecting all over the world today! That is HOW Satan deceives the whole world today (Rev. 12:9; 20:3). Being invisible, Satan is not seen by people.

 

This prince of the power of the air -- this god of this world -- IS THE REAL SOURCE OF WHAT WE HAVE COME TO CALL "HUMAN Nature"!

 

Here is the real CAUSE of all the world's evils!

 

But it seems nobody understands it, and therefore the world does nothing about it -- except to go along with it, blaming human nature and supposing it was GOD who created us with an evil nature. Actually, it is Satan's nature.

 

Spirit Communication

 

Let me give you an illustration of how we can be swayed, influenced, and driven Satan's wrong way by his broadcasting through the air. When God wanted to cause captive Jews in ancient Babylon to return to Jerusalem to build the second temple, He put it in the mind of Cyrus, king of Persia. The Persian Empire had taken over the rule of empire from Babylon. Following is the explanation of how God moved Cyrus to do what God wanted.

 

"Now in the first year of Cyrus king of Persia ... the Eternal stirred up the spirit of Cyrus king of Persia, that he made a proclamation throughout all his kingdom ..." (Ezra 1:1) that a contingent of Jews return to Jerusalem.

 

God did not speak to Cyrus in words or direct communication, as He talked with Moses and God's prophets. God reached Cyrus through Cyrus' spirit. God stirred up his spirit, causing him to want to do it. God did cause King Cyrus to know that in issuing this proclamation he was doing it according to the will of God.

 

Utilizing this same principle, Satan, prince of THE POWER OF THE AIR, stirs the spirits of humans, injecting into them attitudes, moods, and impulses of selfishness, vanity, lust, and greed, attitudes of resentment against authority, of jealousy and envy, of competition and strife, of resentment and bitterness, of violence, murder, and war. People do not recognize the source of these attitudes, feelings, motives, and impulses. As I said, they do not SEE the invisible Satan. They hear no audible voice. They do not know the attitude comes from Satan (Rev. 12:9). But they come to FEEL such attitudes, impulses, and desires. That is how Satan DECEIVES THE WHOLE WORLD.

 

Self-Centered Attitude

 

People will feel depressed and won't realize why. But those unaware of this phenomenon, with this self-centered attitude being broadcast and injected into their unsuspecting minds from earliest childhood, do, to a greater or lesser degree, absorb it until it becomes their normal attitude. It becomes habitual. It does not, of course, exhibit the same degree of effect in all minds -- one person will become more evil than another. But the natural tendency is there. They come to have it naturally. It becomes their very NATURE. And we call it "human nature."

 

All this is an outstanding example of just how subtle Satan is! The finest and most brilliant human minds have been deceived by it. Thus the WHOLE WORLD has been swayed by Satan into what I often term, simply, the "GET" way of life -- the way that has become HABITUAL and NATURAL which we term "HUMAN NATURE."

 

Few realize how many passages in the Bible, especially in the New Testament, warn us about Satan and his subtlety. But first, before I take you to more of these, let us follow on through the 2nd chapter of Ephesians.

 

In chapter 1 of this letter to the church at Ephesus, the apostle Paul gives thanks and praise to God who has blessed "us" (the converts at Ephesus and Paul -- all Christians) with every spiritual blessing within the heavenly sphere. God had chosen us before we were born -- before the foundation of the world -- predestinated to be called to spiritual studentship. God has richly lavished on us His grace. He shows that we being called in this time -- this New Testament "church age" -- are the first to be called to this glorious grace (emphasizing that this is NOT the time God is trying to save the world, but only those predestined to be called NOW). Paul has heard of their faith and never ceases to give thanks for it. He prays for their eyes to be opened fully to the awesome human potential -- the supreme greatness of their divine heritage.

 

I urgently suggest the reader carefully read this first chapter in the Moffatt translation. As translated by Moffatt I think it is one of the most beautiful, uplifting, and inspiring pieces of literature I have ever read.

 

Power of the Air

 

Now the highlights of chapter 2: You Christians at Ephesus were spiritually dead, but Christ has given you the impregnation of eternal life. You are now spiritually alive. In the past you lived according to the way of this world (the SELF centered way), according to the PRINCE OF THE POWER OF THE AIR. In II Corinthians 4:4 Satan is called the god of this world, who has blinded the minds of those who do not believe Christ and His truth. NOT that they inherited this spiritual blindness -- but that Satan blinded those living in that generation directly.

 

But here in Ephesians 2 Satan is referred to as the PRINCE OF THE POWER OF THE AIR! Notice the word POWER -- the POWER of the air. Then it calls him the SPIRIT (being) that NOW -- the time when they were living -- actually was WORKING IN those of the world who were not obedient -- that is, the world in general. The Phillips translation in modern English renders this: "You [then] drifted along in the stream of this world's ideas of living, and obeyed its unseen ruler [who is still operating in those who do not respond to the truth of God]."

 

Emphatically this shows Satan is the UNSEEN one who, unrealized by the people, is actually swaying their minds, leading them in what I term the "GET" way.

 

The Phillips translation continues (verse 3): "We all lived like that in the past, and followed the impulses and imaginations of our evil nature ... like everyone else." This "nature" has been acquired from Satan. It was not inherited from our parents. It was not created in us by God. That which has become habitual and therefore natural becomes a NATURE within us.

 

Such nature IS NOT hereditary, but an acquired characteristic. This very passage shows the AUTHOR of this "nature" to be Satan, NOT GOD. The next words in the Phillips translation are: "being under the wrath of God by nature." It would make no sense at all for God's wrath to be on us BECAUSE OF WHAT GOD PUT WITHIN US. Adam was NOT created with this "EVIL nature." Adam acquired it from Satan. Lucifer (Satan) was created PERFECT. He acquired it by false reasoning. These Ephesians, in their generation, had acquired it from Satan. But now, IN CHRIST, through His grace, Christ had given them LIFE, who were spiritually dead because of this acquired evil nature.

 

Effect on Converted Christians

 

But how about the converted Christian? His spirit, like all others, is tuned on Satan's wavelength. The same tendency, just as if this evil nature were inherent in him from birth, is present. Satan has been injecting it since early childhood. But the true Christian has repented of that attitude and WAY. He has REJECTED it. He has turned from it. He has accepted and turned to GOD'S attitude -- the way of GOD'S GOVERNMENT!

 

The passage in Ephesians 2 explains it. People generally, in the world, are spiritually dead. They have gone along with the rest of the world in the self-centered way. As the Phillips translation renders it, they have "drifted along on the stream of this world's way of living." They have "obeyed its UNSEEN ruler [who is still operating in those who do not respond to the truth of God]."

 

I have quoted from the Phillips translation, not because it is a more accurate or dependable translation, but because it brought out the meaning more clearly in this particular passage.

 

Conversion does not disconnect Satan's wavelength. The tendency to become resentful over real or fancied wrongs or injustices from others, the tendency to try to get the best of others, may still prove a temptation. THESE are the things the converted Christian must strive to overcome!

 

When Jesus spoke of OVERCOMING, He referred to overcoming these attitudes and WAYS of Satan, which are contrary to GOD'S way. The Christian must, as Peter was inspired to write, GROW in grace and in the Knowledge of our Lord and Savior Jesus Christ -- be a spiritual student.

 

We read in James 4: "Submit yourselves therefore to God. Resist the devil, and he will flee from you." This is speaking of resisting these very self-centered thoughts, attitudes, tendencies, and ways which Satan injected into us from childhood and is constantly broadcasting and injecting into unsuspecting minds through the spirit in man.

 

However, no man is IMPELLED to respond to and obey these impulses being broadcast by Satan. Satan has no power to FORCE anyone to think or do wrong. But the unsuspecting automatically do without fully realizing what is taking place in their minds. They drift along.

 

Evil Nature Acquired

 

The passage in II Corinthians 4:4 adds clarity to the entire thesis that this evil spiritual nature in humans has been acquired, individually by each person, from Satan.

 

Before I became familiar with radio, I could not have understood HOW Satan injects this evil attitude into humans. He is a SUPER POWERFUL spirit being. He was set on a throne as king over the earth. He himself, by his own reasoning processes, acquired this evil nature. God did not create it in him (Ezek. 28:15). Though disqualified now to administer the GOVERNMENT OF GOD over the earth, he must remain here UNTIL his successor has qualified AND been inducted into office. There is a REASON why Christ has not YET come to take over that office, remove Satan, and restore the government of God.

 

Before Jesus Christ could qualify to restore the GOVERNMENT OF GOD and RULE all nations, He had to withstand Satan's most severe temptation. You'll read of that supreme struggle in the 4th chapter of Matthew. Jesus had to -- in human flesh -- reject Satan's way and teach and prove OBEDIENT to the GOVERNMENT OF GOD -- so He can RESTORE it on earth!

 

It was immediately after that -- after Christ QUALIFIED to restore the GOVERNMENT OF GOD to earth -- that Jesus came into Galilee, preaching the gospel of the KINGDOM OF GOD, and saying, "The time is fulfilled" (Mark 1:1,14-15). It was never fulfilled until that titanic struggle in which Jesus resisted Satan, conquered him, and showed His MASTERY over him.

 

Now notice something you probably never realized before:

 

I have said repeatedly THIS IS NOT THE TIME GOD IS TRYING TO CONVERT THE WHOLE WORLD. He is calling only a comparative VERY FEW, now.

 

WHY? WHY does not God call everyone on earth NOW?

 

Are those of us called NOW getting a real SPECIAL deal?

 

Well, THINK OF THIS: We, now called, must resist Satan, who will PULL OUT ALL STOPS to attack and DESTROY those of us called Now!

 

All others are drifting along SATAN'S WAY ANYWAY. Sure, he broadcasts to sway everyone to his SELF-centered way, contrary to GOD'S WAY. But he has the whole world already going his way. But those of us who have turned from his way are fighting to OVERCOME his way, and turning to GOD'S way -- the WAY of God's GOVERNMENT -- are the ones Satan HATES. He seeks specially to destroy us! Without God's protection and restraining power over Satan, we could never make it!

 

We Must Withstand Satan

 

Few, even among professing converted Christians, realize the vital and SUPREME NEED to be conscious and constantly aware of Satan's efforts to get to US, who already have turned from Satan's way and to the WAY of the GOVERNMENT OF GOD.

 

Few actively heed what God, through Paul, said later to the Ephesians: "Finally, my brethren, be strong in the Lord, and in the power of his might. Payout on the whole armor of God, that ye may be able to stand against the wiles of the devil. For we wrestle not against flesh and blood, but against principalities, against POWERS, against the rulers of the darkness of this world, against spiritual wickedness [wicked SPIRITS] in HIGH PLACES" (Eph. 6:10-12).

 

There is a reason WHY God allows those predestinated to be called NOW to have to withstand Satan and his REBELLION AGAINST THE GOVERNMENT OF GOD.

 

It is necessary -- in order for us to QUALIFY to become rulers (under Christ) in the KINGDOM OF GOD -- that we NOT ONLY reject Satan's false way but strive against it until we OVERCOME IT, relying all the while on GOD for the power to do so.

 

As we, from earliest childhood growing up, acquired Satan's nature, so, through conversion and the struggle of OVERCOMING, we rid ourselves of it. We ACQUIRE, instead, the DIVINE NATURE. Peter wrote that we become "PARTAKERS OF THE DIVINE NATURE" (II Pet. 1:4). We most certainly were not born with it.

 

So, Lucifer ACQUIRED that Satanic nature by his own reasoning and choice. Humans have ACQUIRED Satan's nature from childhood and call it "human nature." But converted Christians, who reject Satan's way and OVERCOME it, turning to GOD'S WAY, BECOME PARTAKERS OF -- i.e., ACQUIRE -- the DIVINE NATURE. But for God's PURPOSE, it was necessary that we first know and totally REJECT Satan's way and accept GOD'S GOVERNMENT.

 

When God does set out to CALL EVERY HUMAN ON EARTH to spiritual salvation, Satan will be BOUND a thousand years, unable to broadcast his impulses and attitudes. The world will be at PEACE! Those called then will not have to battle what we do now.

 

But why? There has to be a reason!

 

Qualify to Rule

 

To those of us being called, now, Jesus said: "And he that overcometh [Satan and his own self], and keepeth my works unto the end, to him will I give power over the nations: and he shall rule them with a rod of iron ..." (Rev. 2:26-27).

 

When Christ comes to RULE, as the KING of kings and LORD of lords, we who are called now will rule with and under Him, as He restores the GOVERNMENT OF GOD to this earth.

 

Notice again: "To him that overcometh will I grant to sit with me in my throne, even as I also overcame, and am set down with my father in his throne" (Rev. 3:21). Those who shall reign WITH Christ, when He comes to restore the GOVERNMENT OF GOD, MUST OVERCOME (and that includes overcoming SATAN), EVEN AS JESUS DID!

 

Now does this apply equally to those who shall be converted after Christ comes, during the millennium?

 

The answer is NO! These two quotations (above) are found in Jesus' message to the seven CHURCHES that span this CHURCH AGE! They do NOT apply to those called later! Do they apply only to the era of Thyatira and Laodicea? No, they apply to ALL the church age. These seven messages DO apply to seven successive church eras. BUT they also apply to the WHOLE CHURCH through ALL eras. In other words, the Ephesus characteristics DOMINATED in the first era, and the Laodicean will dominate in the last, but SOME of these characteristics are found in EVERY era. The messages apply to the WHOLE church (and so I have said and written for over 50 years) but certain characteristics predominate in the various eras.

 

But GET THIS CRUX POINT! Jesus had to QUALIFY to RULE the earth. God's WHOLE PURPOSE IS TO RESTORE THE GOVERNMENT OF GOD on earth and set up the KINGDOM OF GOD. Jesus had to resist and overcome the temptations -- very special ones -- of SATAN. Are WE to rule without any such qualifications? Of course not! Those who are to rule with and under Christ when He restores the GOVERNMENT to the earth MUST QUALIFY -- must turn FROM Satan's WAY TO GOD'S WAY, that is, to the GOVERNMENT OF GOD. We must root out -- root and branch -- Satan's ATTITUDE and WAY, and so thoroughly that we shall make it IMPOSSIBLE ever to turn again to Satan's way -- IMPOSSIBLE TO SIN (I John 3:9).

 

Those called to spiritual salvation after Christ comes will not have to battle Satan.

 

God's Government Restored

 

Notice, Matthew 25 and Revelation 20:

 

First, Matthew 25, beginning verse 31: "When the Son of man shall come in his glory, and all the holy angels with him, then shall he sit upon the throne of his glory." Christ is coming in all the supreme POWER and GLORY of the Creator GOD! He is coming to RESTORE THE GOVERNMENT OF GOD over the WHOLE EARTH -- over ALL NATIONS! One SUPER WORLD GOVERNMENT! He will restore the throne of David at Jerusalem.

 

Continue: "And before him shall be gathered all nations" (verse 32). He is coming to RULE the WORLD -- to RESTORE the GOVERNMENT OF GOD! Every government is founded on a basic LAW.

 

The law of God is unlike any man-made law of any human government. It is a SPIRITUAL law (Rom. 7:14). Unlike man-made government laws, it regulates not alone deeds, doing, BUT attitudes toward God and man that lead to WAYS or ACTIONS. And it is a HOLY law (Rom. 7:12). It is

A WAY

OF LIFE -- God's way! When people are governed in that attitude and way of life, there will be PEACE, HAPPINESS, JOY, ABUNDANCE!

 

But that basic LAW of the GOVERNMENT OF GOD is also the law of the

Christian WAY

of life. Sin (spiritually) is the transgression of that law (I John 3:4).

 

Christ is coming also to call ALL PEOPLE to spiritual salvation and eternal life. That is when God will seek to spiritually save THE WHOLE WORLD -- and NOT TILL THEN!

 

Continue: "And he shall separate them one from another, as a shepherd divideth the sheep from the goats: and he shall set the sheep on his right hand, but the goats on the left. Then shall the king say unto them on his right hand, Come, ye blessed of my Father, inherit the kingdom prepared for you from the foundation of the world" (Matt. 25:32-34).

 

The nations before the king on his throne are the nations of this world. Those called to salvation during the church age and previously (prophets, etc.), will have been resurrected to meet Christ in the air, as He descends to earth on His return (I Thes. 4:16-17). They will be ruling with Christ, already being immortal, composed of spirit (Rev. 2:26-27; 3:21; 5:10). They, with Christ, will compose the Kingdom of God.

 

Government and Kingdom

 

It is necessary, here, to explain the difference between the GOVERNMENT OF GOD and the KINGDOM OF GOD. The GOVERNMENT of God was established on earth IN PRE-HISTORY OVER THE ANGELS.

 

But the KINGDOM of God is BOTH the GOVERNMENT of God and the FAMILY of God. Those now being saved spiritually will, in the resurrection, INHERIT the Kingdom of God. They shall have been BORN of God -- born into the divine FAMILY of God. They shall be married to Christ. Of this divine spiritual marriage will be begotten and born spiritually children of God all during the thousand years commencing with Christ's return to earth as KING.

 

Now let's notice the 20th chapter of Revelation:

 

The apostle John is recording what he saw in vision: "And I saw an angel come down from heaven, having the key to the bottomless pit and a great chain in his hand. And he laid hold on the dragon, that old serpent, which is the devil, and Satan, and bound him a thousand years" (Rev. 20:1-2).

 

When Christ comes again to earth in supreme POWER and GLORY, He shall already have been crowned with many crowns. The coronation ceremony will have taken place in heaven (throne of God the Father) before His return. Christ then shall have been qualified AND inducted into office. I have said before, Satan must remain on earth swaying the nations his way UNTIL Christ, the successor, has both qualified AND been inducted into office.

 

Immediately on Christ's return, Satan shall be BOUND.

 

Continue: "And cast him into the bottomless pit, and shut him up, and set a seal upon him, that he should deceive the nations no more, till the thousand years should be fulfilled: and after that he must be loosed a little season" (verse 3).

 

Those resurrected then shall reign over all nations with Christ -- and a thousand years of PEACE on earth will ensue.

 

Imagine what it shall be like with Christ and resurrected saints forming the KINGDOM OF GOD, ruling with the GOVERNMENT OF GOD over all living humans who shall be left alive. Satan will be restrained from broadcasting. Christ will be ruling with God's way of life.

 

Satan Loosed

 

But now notice! Verse 7: "And when the thousand years are expired, Satan shall be loosed out of his prison, and shall go out to deceive the nations which are in the four quarters of the earth ... to gather them together to battle: the number of whom is as the sand of the sea" (verses 7-8).

 

Grasp it! These are people at PEACE! They have not been inoculated with the satanic NATURE we now call "human nature." They shall have been living happily in PERFECT PEACE. Now Satan once more BROADCASTS. Remember these nations are HUMAN. Satan is INVISIBLE to them. But notice the CHANGE come over them as soon as Satan is loosed and able again to sway humanity:

 

Verse 9: "And they [the human nations] went up on the breadth of the earth, and compassed the camp of the saints about, and the beloved city ...." Immediately "Human Nature" shall have entered into them! Immediately they shall have been filled with envy and jealousy against the saints of God, filled with wrath and violence! But God will not allow them to destroy. They shall have been told -- have been warned about Satan. "... And fire came down from God out of heaven, and devoured them. And the devil that deceived them was cast into the lake of fire and brimstone ... and shall be tormented day and night for ever and ever."

 

Great White Throne Judgment

 

After this shall occur the "Great White Throne Judgment" -- the resurrection of all humanity from the time of Adam to Christ's coming who had not been in the first resurrection or called by God. In this judgment is to be "the book of life," meaning many, perhaps most, shall then find spiritual salvation and eternal life. In the time of their judgment, Satan will be GONE!

 

Up to now, God has called VERY FEW to spiritual salvation, contrary to general tradition and opinion in the "Christian" world!

 

From Adam to Noah we have the record of only Abel, Enoch, and Noah -- some 1,900 years! From Noah to Christ, there was Abraham, Lot, Isaac, Jacob, and Joseph, prior to calling the children of Israel out of Egypt. God NEVER offered spiritual salvation (eternal life) to the Old Testament nation of Israel, but only to the prophets and those called to SPECIAL DUTY.

 

From Adam to Christ, NONE were called to spiritual salvation except those called to perform a SPECIAL MISSION.

 

From Christ to now, only a VERY MINUTE PORTION of humanity has been called, and they for the SPECIAL MISSION of THE GREAT COMMISSION -- "GO ye therefore and TEACH (Matt. 28:19) those who are to be RULERS and TEACHERS (Rev. 5:10) in the Millennium.

 

We who have been called in this "church age" have been called to qualify as rulers with and under Christ in the Kingdom of God, restoring the GOVERNMENT OF GOD; in other words, to develop the holy, righteous CHARACTER of God. But OUR PART in the GREAT COMMISSION is the assignment God has given as the means of preparing us for rulership with and under Christ when He comes -- and that is now soon!

 

Little Children and Human Nature

 

This booklet began with the question of whether this evil "human nature" is born in a sweet tiny baby. Let me now, before I conclude, quote three passages from the Bible.

 

"And they brought unto him [Jesus] also infants, that he would touch them .... Jesus called them unto him, and said, Suffer little children to come unto me, and forbid them not; for of such is the kingdom of God" (Luke 18:15-16). The evil nature which some erroneously have supposed was born in babies is the nature of Satan's kingdom, but "of such" -- these babies -- is the Kingdom of GOD.

 

"At the same time came the disciples unto Jesus, saying, Who is the greatest in the kingdom of heaven? And Jesus called a little child unto him, and set him in the midst of them, and said, Verily I say unto you, Except ye be converted, and become as little children, ye shall not enter into the kingdom of heaven" (Matt. 18:1-3).

 

"Jesus said, Suffer little children, and forbid them not, to come unto me: for of such is the kingdom of heaven" (Matt. 19:14).

 

We humans start out at birth all right. But soon we begin to absorb and ACQUIRE the selfish, self-centered attitude broadcast by Satan. But Satan's kingdom of angels -- now turned to demons -- rejected the GOVERNMENT OF GOD, and it was thus removed from earth.

 

GOD's PURPOSE in having created and put HUMANS on earth was to develop in them GOD'S own holy and righteous character. God wants a people who will REJECT and overcome Satan's WAY OF LIFE and turn to THE GOVERNMENT OF GOD -- which is GOD'S WAY of life.

 

That GOVERNMENT OF GOD exists at this time on earth only in the one true Church of God. Satan is angry. He hates it! He subtly tries to inject into minds under that government of LOVE a hostility that MISrepresents it as a harsh and cruel government of Satan.

 

But I repeat, LUCIFER was created by God "perfect in all his ways, until iniquity was found in him." He acquired the nature of rebellion and evil by false reasoning. Adam acquired it from Satan. The Ephesians (Eph. 2:1) acquired it from Satan -- as has all humanity, except Jesus Christ. But now, IN CHRIST, through His grace, we may ACQUIRE the DIVINE NATURE (II Pet. 1:4).

 

God's GREAT PURPOSE is to RESTORE THE GOVERNMENT OF GOD to this earth, in and through the KINGDOM OF GOD!

 

We CAN, by Christ's grace, CHANGE "human nature" and eradicate it entirely from us, replacing it with the divine nature!. . .

 

This page has been accessed times since its been uploaded

 

http://home.sprynet.com/~pabco/nature.htm

 

*** Good Luck ***

 لیست کامل مقالات در سایت اصلی 

 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ موقعیت جغرافیایی فلات ایران

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

سرزمین ایران منطقه یی است سه گوش و بلند ٬ میان دو فرو رفتگی ٬ دریای خزر در شمال و خلیج فارس در جنوب . از لحاظ وضع منطقه یی حالتی حساس دارد٬ چه دو قسمت از آسیا ٬ یعنی آسیای غربی و آسیای مرکزی را چون پلی به هم پیوند می دهد. همچنین این سرزمین بلند جلگه های آسیا ی داخلی را به بلندیهای آسیای کوچک و اروپا متصل می کند.

 

مناطق کوهستانی این سرزمین بسیار و تقریبا در احاطه یک رشته جبال ممتد قرار دارد . در مغرب ٬ سلسله جبال زاگرس از شمال غربی تا جنوب شرقی امتداد دارد. درازای این سلسله کوهها از هزار کیلومتر تجاوز می کند و تقریبا حدود دویست کیلومتر پهنا دارد که به نسبت کم و بیش می شود .بلندی این کوهها از هزار تا هزار و هفتصد متر می رسد. دره هایی بسیار در مناطق کوهستانی وجود دارد که در درازا و پهنا تفاوت دارند و از پنجاه تا صد کیلومتر درازا و ده تا بیست کیلومتر پهنا دارند.

 

در قسمت مرکزی زاگرس قسمتی برامده وجود دارد که به سوی غرب و در بین النهرین پیش می رود.این قسمت لرستان کنونی بوده که هزاره دوم پیش از میلاد ٬ ساکنان آنجا ٬ یعنی کاسیان بابل را فتح کرده و مدت پنج قرن در ان منطقه حکم روایی داشتند.

 

اما در شمال فلات ٬ سلسله جبال البرز قرار دارد که بلندترین نقطه آن پنج هزار و ششصد متر است و دماوند نام دارد٬ که در امتداد سواحل جنوبی دریای خزر امتداد دارد. رشته کوههای البرز از جانب انتهای غربی به آذربایجان ایران می رسد که میانه آن دریاچه ارومیه قرار دارد با آبی شور .این قطعه زمین که جنبه مذهبی نیز دارد و به روایتی زادگاه پیامبر بزرگ پارسی٬̓ یعنی زرتشت شمرده می شود ٬ در طول تاریخ شاهد بسیاری وقایع بوده است . آنچه که تاریخ بیان می کند ٬ مرکز پارسیان نخست از این خاستگاه بوده است .

 

در مشرق سلسله جبال البرز ٬ خراسان واقع است. در این قسمت بلندیها کمتر و عبور سهل تر می باشد.این سلسله جبال در جنوب با یک رشته کوه که عبارت از مکران کوه باشد تکمیل می شود که به وسیله دو گذرگاه شکافته می شود . یکی بندر عباس در خلیج فارس و دیگری گذرگاهی که به طرف بلوچستان و کویت راه می یابد.

 

قسمت مرکزی فلات که دو رشته کوه از آن می گذرد٬ فرورفتگی است که در خشکی و بی آب و علفی شهره و زبانزد است. این فرورفتگی به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود : قسمت شمالی دشت کویر و بخش جنوبی دشت لوط خوانده شده . قسمت شمالی بخشی است نمک زار که از فرط نامساعد بودن در آن جا نه چیزی می روید و نه جانداری زندگی می کند. به ندرت جاهایی یافت می شود که نمکش کمتر می باشد و شرایطی بسیار دشوار و سخت در ان قسمتها برای زندگی وجود دارد٬ و همین جاها است که واحه هایی** حقیقی را تشکیل می دهد.اما در قسمت جنوبی٬ یعنی دشت لوط این امکان اندک نیز ساقط است و به عقیده کاشفانی معدود و انگشت شمار که از جان خود گذشته و از این کویر گذشته اند٬ اینجا منطقه یی است که از صحراهای بزرگ آسیای میانه چون گوبی به درجات قابل ملاحظه یی بدتر می باشد و آن صحراها در برابر این منطقه حاصل خیز به نظر می آیند.

 

آنچه که تاکنون مستفاد شده٬ زندگانی تنها در دره ها و شکافهای عظیم کوهستانی ٬ و به نسبت کمتری در واحه ها امکان داشته است.اما از این که بگذریم٬ دشتهایی نیز بوده است که از همه لحاظ از موقعیتهای مناسبی بهره مند بوده است٬ و از آن جمله است دشت سوزینای باستان و یا خوزستان امروز. این ناحیه از ازمنه باستان گرایشی داشت به تمدن و وضع مطلوب آن در اقوام کوهستانی بدوی و نیمه بدوی که در حدود آن می زیستند٬ تاثیرات فراوان و قابل توجهی می گذاشت.در آن هنگامی که مرزهای شاهنشاهی ایران از سوی مغرب به مناطق دوری بازکشیده می شد٬ در همین دشت بزرگ پایتخت٬ یعنی شوش ایجاد شد٬ و شوش مرکزی بود که با وسایلی ارتباطی به سهولت به بین النهرین و آسیای کوچک مربوط می شد.

 

دشتی نیز در پشت سلسله جبال مجاور دریای خزر قرار دارد.از لحاظ طبیعی در این منطقه شرایطی وجود دارد که به موجب آن باران فراوانی باریده و محصولی بسیار بهره می دهد.این قسمت در واقع منطقه حاره ایران است که سطحش از باتلاقها٬ مردابها٬ و جنگلها یی بسیار انبوه پوشیده شده است .

در فلات ایران٬ پایتخت ها جملگی از پیدایش نخستین پادشاهی در ماد تا واپسین پادشاهی٬ در جانب بیابان و در طول دو جاده اصلی که در کناره های داخلی دو سلسله جبال عظیم کشیده شده قرار دارند. از جانب غرب به شرق جاده یی که به موازات البرز کوه ممتد است٬ گذرگاه شهرهای چون هگمتانه٬همدان٬ قزوین٬ تهران٬ ری٬ دامغان یا شهر صد دروازه و هرات واقع شده است؛ و هم چنین در جاده جنوبی اسپهان ٬ پاسارگاد٬ استخر٬ تخت جمشید٬پرسپولیس و شیراز قرار دارد.

آن چه که دانشمندان بدان معتقدند آن است که این تقسیمات جغرافیایی که در دوره تاریخی ما مورد قبول است ٬ در عصر ماقبل تاریخی نیز صادق است.

 

 ***همواره شاد و پیروز باشید ***

 

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سندروم داون و کودکان استثنایی ( قسمت اول )

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

مقدمه:

سندرم داون و کودکان استثنایی:

 

سندرم یعنی مجموعه علایم بدنی و ذهنی عارضه ای خاص و و دان نام پزشک انگلیسی است که در حدود ۲۰۰ سال قبل این مجموعه علایم را کشف نمود. علت این پدیده نوعی بی نظمی در ترتیب کروموزومی است که در مراحل جنینی و هنگام تقسیم سلولی رخ می دهد. کسانی که سندروم دان دارند در سلول های بدن خود به جای ۴۶ کرومورزم ۴۷ کروموزوم دارند. کروموزوم بخش بسیار کوچکی از سلول است که ژن ها در آن جمع شده و حاوی اطلاعاتی است که بدن ما را شکل می دهد. 

 

به عنوان مثال رنگ پوست، چشم، موها، مونث یا مذکر بودن، در همین بخش کوچک مشخص می گردد. کروموزوم اضافی هر بدن فردی که سندروم دان دارد بر روال شکل گیری موارد یاد شده تأثیر می نهد و موجب تغییرات بدنی و ذهنی می شود . افراد با سندروم دان تفاوت هایی با دیگران دارند. بخشی از این تفاوت ها مربوط به خصوصیات ظاهری افراد و بخشی دیگر مربوط به ویژگی های ذهنی می گردد. مهم آن است که بدانیم سندروم دان مانند سرماخوردگی نیست که کسی به آن مبتلا گردد بلکه قبل از تولد بروز می کند. گرچه این افراد اغلب به اندازة افراد عادی توانا نیستند، اما استعداد آنان در انجام برخی از امور ما را شگفت زده می کند. 

 

نحـــوه اســم گــــزاری سنـــدرم دان:

 

 

آیا میدانید چرا برای بیماری تروزمی ۲۱ نام سندرم دان گذاشته شده است. در اینجا  به زندگی که در پس اسامی برخی از شناخته‌شده‌ترین بیماری‌ها قرار دارد، می‌پردازیم و این برای پاسداشت نیکوئیشان است. بعضی از مشهورترین افراد در جهان به واقع برای میلیون‌ها نفر که هر روز به نامشان اشاره می‌کنند، ناشناخته‌اند. نام آنها در فرهنگ لغات گنجانیده شده اما زندگیشان ناشناخته است. این افراد بیشتر به نام مشهورند که نامشان بر سخت‌ترین بیماری‌ها نهاده شده اما زندگی‌شان اغلب در داخل و خارج از حوزه پزشکی نیز قابل توجه بوده است. جان لنگدن دان ، مردی که پس از او نامش به یک بیماری ژنتیکی یعنی سندرم دان اختصاص داده شد هرگز نمی‌خواست « دان » (Down) نامیده شود. وی در سال 1828 متولد شد و مایل بود رسما فامیل « دان » را به « لنگدن – دان » تغییر دهد و بالاخره این کار را کرد. 

 

دکتر « لنگدن دان » پیشگام آموزش و پرورش افراد دچار نقص ذهنی در بیمارستان خود (نورمنزفیلد) شد. او و همسرش که مادر کوچولو شهرت داشت ، مجتمعی که به وسیله یک مزرعه و زمین‌های پوشیده از درخت احاطه شده بود را اداره می‌کردند ، جایی که بیماران شغلی را می‌آموختند و حبس و آزار و اذیت آنان ممنوع بود. از دهه 1860 دکتر لنگدن‌دان آثار خود را مبنی بر طبقه‌بندی حالات آنان از نظر ویژگی‌های ذهنی و جسمی منتشر کرد. نام بیماری تحت عنوان منگولیسم تا زمانی که در دهه 1960 رسما واژه « سندرم دان » جایگزین آن شد، مصطلح بود. 

 

سنــــدروم دان چگونه در روند رشـــد اثر مـــی گذارد؟

  

 

افراد با سندروم دان مراحل رشد ذهنی و جسمی را نسبت به دیگر افراد با تأخیر سپری می کنند . آنها نسبت به همسالان خود نشستن، راه رفتن، صحبت کردن، بازی کردن و فعالیت های دیگر را دیرتر می آموزند. اما امروزه با کمک علم توانبخشی (کار درمانی، گفتار درمانی، بازی درمانی و ...) می توان در سرعت رشد حرکتی و ذهنی کودکان با این عارضه بسیار مؤثر بود. از این رو باید به نیازهای توانبخشی این کودکان از بدو تولد توجه نمود . مراقبت های اولیه مورد نیاز که باید در مدت کوتاهی پس از تولد کودک ارائه گردد زمینه ای فراهم می کند تا کودک با سندروم دان حداکثر استعداد خود را بروز دهد . این خدمات شامل برنامه های مناسب آموزشی و مراقبت های پزشکی است که بدون شک افراد با سندرم دان را عضو مفید و مؤثر خانواده و جامعه می سازد. 

 

مــــــراحل 

 

محـــدوده سنی سنـــدرم دان 

 

محدوده سنی معمـــول 

 

نشستن بدون تکیه 

 

6 تا 30 ماهگی 

 

5  تا  9  ماهگی 

 

چهار دست و پا رفتن 

 

8 تا 22 ماهگی 

 

6  تا 12 ماهگی 

 

ایستـــادن 

 

1 تا 3 سالگــی 

 

8  تا 17 ماهگی 

 

راه رفتن به تنهایی 

 

1 تا 4 سالگــی 

 

9  تا 18 ماهگی 

 

تک کلمــه 

 

1 تا 4 سالگــی 

 

8  تا 23 ماهگی 

 

عبارتهای دو کلمه ای 

 

2 تا 7 سالگــی 

 

15 تا 22 ماهگی 

 

غذا خوردن با انگشتان 

 

1 تا 24 ماهگی 

 

7 تا 14 ماهگی 

 

نوشیدن با لیــوان 

 

12 تا 32 ماهگی 

 

9 تا 17 ماهگی 

 

استفاده از قاشق 

 

13 تا 39 ماهگی 

 

13 تا 20 ماهگی 

 

کنتـــرل ادرار 

 

2 تا 7 سالگــی 

 

16 تا 42 ماهگی 

 

سنـــدرم دان چگـــونه تشخیص داده مــــی شود؟ 

 

تشخیص قطعی سندروم دان با اتکا به مشخصات ظاهری نوزاد قدری دشوار است به همین دلیل با انجام کاریوتایپ ( Karyo Type) تشخیص قطعی مشخص می شود. برخی خصوصیات ظاهری نوزاد با سندروم دان که با شدت و ضعف متفاوتی بروز می کند و الزاماً همة آنها در این نوزادان وجود ندارد، عبارتند از : 

 

·         شــل بودن عضـــلات بدن 

 

·         نـــرمی مفاصل و قابلیت خم شوندگی بیش از حد معمــول 

 

·         نیم رخ تخت، بینـــی کــــوچک و چشم های کشیده و بادامــــــی 

 

·         بـــزرگی عضلة زبان نسبت به دهـــان 

 

·         تک شیار عمیـــق در کف دست 

 

·         فاصلة بیش از حد معمـــول بین انگشت شصت پا و انگشتان کناری 

 

آیا کـــودکان با سنـــدروم دان مشکـــلات پزشکــــی خاصی دارند؟ 

 

مشکلاتی که ممکن است در برخی از نوزادان با سندروم دان بروز کند عبارت است از : 

 

·         ناراحتی های قلبــــی مادرزادی 

 

·         ابتلا سریع به بیماری های عفــــونی 

 

·         مشکلات تنفسی و برخی ناراحتی های گوارشــــی 

 

·         استرابیسم چشم ( لوچــــی چشم ) 

 

·         مشکلات شنوایی و مشکلات ناشی از کارکــــرد غدة تیرویید. 

 

باید توجه داشت که موارد یاد شده در حد احتمال است و پیشرفت های علم پزشکی درمان اکثر آنها را امکان پذیر ساخته است . به گونه ای که افراد با سندورم دان تا سنین بالای (55 سالگی) می توانند به سلامت زندگی کنند. 

 

کــودکان استثنایی

 

همواره یکی از دلایلی که ما نمی توانیم اطلاعات کاملاً‌ مربوط و جامعی در مورد کودکان و دانش آموزان استثنایی بدست بیاوریم اینست که معمولاً وقتی با کودک استثنایی مواجه می شویم ذهن ما بخاطر انباشته شدن ، از غیر عادی بودن ذهنی یا جسمی کودک پیشداوری می کند و غالباً ویژگیهای خاصی که کودکان استثنایی دارند ( نابینایی، ناشنوایی، عقب ماندگی و … ) مشخصه اصلی آنها می شود. متاسفانه اکثر والدین از داشتن چنین فرزندانی احساس شرمندگی می کنند ودر قالب موارد سعی در مخفی کردن کودکشان در انظار عمومی دارند. 

 

 تعــــریف کـــودک استثنایــــی : 

 

 

کودک استثنایی اول یک کودک است ( انسان است با همه خصوصیات و صفات یک انسان ) و بعد کودکی است با خصوصیات و تفاوتهای استثنایی نسبت به سایر کودکان. و همین ویژگیها و خصوصیات است که معلمان و اولیا باید خودشان را با آن سازگار کنند. در واقع بین تمام خصوصیات روانی و جسمانی و تمام استعدادهای مختلف هر فرد تفاوتهای مشهودی موجود است پس می توان گفت که هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی است و کلمه استثنایی بطور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمی تواند فقط به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود. 

 

بنابراین آنچه که ما اصطلاحاً « کودک استثنایی » می گوئیم بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی بمیزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد و نمی تواند بنحو مطلوب حداکثر استفاده از برنامه های آموزش و پرورش عادی ببرد. در اینگونه کودکان واکنشها ، ویژگیهای خاص دارد بدلیل اینکه کودک رشد فکری کامل ندارد و بدلیل اینکه نمی تواند بر رفتارهای خود کنترل داشته باشد و یا اگر عمل خلافی از او سر زد احساس گناه و تقصیر کند ، چون از نظر شخصیتی نارس و نابالغ است ، ناگزیر نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده ای است. 

 

عنوان کودکان استثنایی در مکاتب امریکا و انگلستان فرق می کند . در امریکا به تمام کودکانی که بنحوی با کودکان طبیعی و همسن خود از نظر فکری ، جسمی ، عاطفی . عقلانی ، رفتاری و … فرق داشته باشد استثنایی گفته می شود و مسلماً با قبول این تعریف یک کودک نابغه ، نابینا ، ناشنوا و عقب مانده ذهنی همه استثنایی هستند. در انگلستان لغت استثنایی را محدود به تیزهوشی می کنند و سایر کودکانی را که به عللی تحت حجامت و آموزش خاص هستند کودکان ویژه ( Special childern ) می گویند. 

 

بطور کلــی این کودکان را باید از سه نظــــــر مورد مطالعه قـــرار داد : 

 

1.آنهایی که از بدو تولد به علت ناراحتیهای ارثی و اختلالات مادرزادی بیماری مشخصی دارند مانند منگولها ،‌ هیدروسفالی و … 

 

2.کسانی که از ابتدا با وسایل تشخیصی می توان به بیماری آنها پی برد . مانند : اختلالات غدد مترشحه داخلی ، دررفتگی مادرزادی لگن و … 

 

3.فرادی که نقص عضو و بیماری آنها در طول رشد مشخص می شود . مانند : فج مغزی ، غقب ماندگی ذهنی ، ضایعات و آسیبهای مغزی مختصر که باعث اختلال در خواندن ، نوشتن و …. کودک می شود .نکته مهمی که در مورد آموزش کودکان استثنایی باید خاطر نشان شود این است که پیروزی و موفقیت بیمار فقط به میزان معلولیت بستگی ندارد بلکه میزان توانائیهای بیمار در به حرکت درآوردن اعضای سالم برای جبران قسمتهای معلول ، میزان فعالیت و پشتکار خودشان ، محیط خانواده و کاردانی مربیان نیز در این امر دخالت دارد. 

 

طبقه بندی کــودکــان و نوجوانان استثنایــــی:

 

 

کلی ترین طبقه بندی ،که مورد قبول اکثریت متخصصان میباشد تقسیم این افراد به سه دسته بزرگ است: 

 

1. کودکان و نوجوانان که به علت اختلافات هوشی و فعالیتهای ذهنی از کودکان عادی متمایزند. در این دسته کودکان و نوجوانان عقب مانده ذهنی و افراد تیز هوش قرار دارند. 

 

2.کودکان و نوجوانانی که به علت اختلالات و ضایعات مغزی یا اختلالات عملی مبتلا به اختلالات رفتاری هستند . در این دسته کودکان و نوجوانان ناسازگار یا دشوار قرار دارند. 

 

3.کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات و نقایص حسی و حرکتی و اختلالات عملی رشد ، در این دسته نابینایان و همچنین مبتلایان به اختلالات تکلمی ، اختلالات کنترل استنکترها و ناتوانیهای حرکتی قرار دارند.

 

- گــــروه اول: بعضی از افراد مبتلا به نارسائی رشد قوای ذهنی و کمبود فعالیتهای ذهنی هستند لذا نمی توانند در شرایط عادی با محیط خانوادگی ، تحصیلی ، اجتماعی ، شغلی سازش نمایند و عده ای بر عکس به علت داشتن هوش سرشار و فعالیتهای ذهنی عالی توسط افراد عادی درک نمی شوند و در نتیجه مسائل و مشکلاتی در سازش آنها با محیط پیش می آید.

 

- گــــروه دوم : را افرادی تشکیل می دهند که دچار اختلالات شخصیتی ، آشفتگیهای عاطفی و اخلاقی هستند و به همین علت قادر به سازگاری با محیط خود نیستند. در این دسته فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی یا حتی ممکن است بیشتر از حد طبیعی باشد.

 

- گـــروه سوم : افرادی هستند که به علت اختلالات و نقایص حسی و حرکتی یا اختلالات عملی رشد از سازگاری عادی با محیط محروم هستند. در طبقه بندی فوق باید به شدت و اهمیت علائم و نوع اختلال رفتاری توجه کرد.

 

کــــودکان و نـــوجوانان عقب مانده ذهنــــی:

 

مقدمــــه و تاریخچــــه:

 

عقب ماندگی ذهنی یا به اصطلاح دیگر نارسایی رشد قوای ذهنی موضوع تازه و جدیدی نیست بلکه در هر دوره و زمان افرادی در اجتماع وجود داشته اند که از نظر فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی نبوده اند .

 

اجتماع برای مصلحت ، تعجب یا سالم سازی ، بعضی از این افراد را تحمل می کرد عده ای را محبوس می ساخت و دسته ای را به مرگ محکوم می نمود. پنیل که به حق باید او را بنیانگذار روانپزشکی جدید نامید اولین کسی بود که به دلجویی بیماران پرداخت و برای آنان برنامه های تفریح و گردش در نظر گرفت . او بیماران روانی را به 4 دسته تقسیم کرد :

 

1.ملانکـــولی یا مالیخولیا

 

2.مانـــی یا جنون شور و شوق

 

3. جنـــون

 

4. عقب ماندگـــی ذهنی

 

بعد از پنیل ، یک پزشک فرانسوی بنام ایتارد به تربیت کودکی وحشی پرداخت که در جنگلهای «‌ آویرون » فرانسه پیدا شد . کودک عقب ماندگی بسیار عمیقی داشت ایتارد تربیت کودک را بعهده گرفت و کوششهای بسیطی در این زمینه مبذول داشت تا موفق به پیدایش راه جدیدی در نحوه آموزش و پرورش افراد عادی عقب مانده و حتی معلولین گردید.

 

همکار ایتارد بنام سگن بدنیال زحمات وی و به منظور شکوفا کردن این کودکان مؤسسه ای برای عقب ماندگان ذهنی ایجاد کرد و روش حواس حرکتی را در آموزش کر و لالها به کار برد .

 

این پیشرفتها همچنان ادامه یافت تا اوائل قرن بیستم که توجه به اصلاح نژاد بشر در دستور کار قرار گرفت و در امریکا به توصیه بخش اصلاح نژاد کمیته پژوهشی انجمن زاد و ولد

امریکا ، نازا کردن عقب مانده ها به صورت قانون در آمد و بالاخره در قرن بیستم بود که دانشمندان و پژوهشگران عقب ماندگیهایی که به دلیل اختلالات متابولیکی ، نقصهای کروموزومی ، بیماریهای مادر در دوران بارداری و … ایجاد می شد را کشف کردند و راه را برای پژوهش و درمان این افراد هموار ساختند.

 

ترقیات روز افزون علوم پزشکی ، جراحی اعصاب و مغز و علوم ژنتیک علاوه بر علل عقب ماندگیها تدریجاً و تا اندازه ای باعث تخفیف و گاهی بهبودی نسبی و حتی پیشگیری از ابتلا به این ناراحتیهای وخیم شده است. شرایط بهداشتی ، تغذیه کودکان ، پیدایش آنتی بیوتیکها و سایر داروها در درمان بیماریهای خاص که شایعترین علل عقب ماندگیهاست از مرگ و میر این افراد به میزان قابل توجهی کاسته است.

 

هــــــــــوش :

 

روانشناسان زیادی درباره هوش و آزمونهای آن کار کرده اند . هوش یک صفت فرضی و یک مفهوم انتزاعی است پس آنچه مورد مطالعه قرار می گیرد آثار هوش است نه خود هوش . هوش یک استعداد نیست بلکه مجموعه استعدادهاست.

 

حافظه ، دقت ، یادگیری و ادراک و … در آن اثر دارد و این وضعیت از فردی به فرد دیگر فرق می کند. هر یک از روانشناسان با توجه به مکتب خاصی که مورد قبولشان است در مورد هوش و عقب ماندگی ، نظراتی ارائه داده اند که در اینجا مختصراً نگاهی به نظریه پیاژه می اندازیم .

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سندروم داون و کودکان استثنایی ( قسمت دوم )

*** بسم الله احمن الرحیم ***

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

پیاژه روان شناس سوئیسی تعریف هوش و عقب ماندگی را اینطور بیان می کند :

 هوش نتیجه تأثیر دائمی و متقابل فرد با محیط است و اگر این رابطه متقابل به طور متعادل صورت گیرد موجب توانایی سازگاری با محیط و پیشرفت هوش می شود . کودک در مراحل مختلف رشد تصاویر ذهنی مختلفی دارد که از تصاویر ساده شروع شده و به تصاویر پیچیده تری می رسد. به نظر وی گذشتن از این مراحل یعنی از مراحل پائین و رسیدن به مراحل بالاتر بستگی به رشد هوش ، ساختمان عصبی و بدنی روابط اجتماعی و تجارب زندگی فرد دارد. اهمیت و ارزش نظریه پیاژه در هوش این است که پدیده های روانی و بخصوص هوش دارای الگوی مخصوص و از یک نظام کلی که اساس آن تجارب اولیه و عکس العملهای کودک از بدو تولد حتی قبل از آنکه قادر به تکلم باشد شروع می شود. این عکس العملهای حسی و حرکتی هستند که موجب می شوند کودک بتواند روابط محسوس عینی و عملی بین اشیاء و حوادث را بطور منظم یکی بعد از دیگری کشف کرده و پاسخهای عملی و درست به وضعیتهای مختلف می دهد . از همین جا پیاژه عقب مانده را افرادی از جامعه می داند که در مراحل پائین رشد هوشی متوق می شوند و در آنها کششهای نهاد قوی و زیاد است. بطور کلی معلوم می شود که عقب ماندگان ذهنی افرادی از جامعه هستند که از نظر فعالیتهای ذهنی نسبت به همسالان خود نارسائی داشته و در نتیجه از توانائی یادگیری ، همسازی با محیط ، بهره برداری از تجربیات ، درک مفاهیم قضاوت و استدلال صحیح به درجات مختلف محرومند و نارسایی فعالیتهای ذهنی آنها از بدو تولد یا مراحل اولیه کودکی وجود دارد در هر صورت هر عقب ماندگی و اختلال ذهنی یک مورد اختصاصی است و احتیاج به راه حل فردی دارد.

علل عقب ماندگــی:

عـــوامل متعــددی وجود دارد که باعث بروز عقب ماندگــی می شود :

1.اختلالات زیادی که علل اصلی آنها شناخته شده نیست ولی با عقب ماندگی همراهند ، عده ای از عفونتها ، مسمومیتها ، عوامل مکانیکی مانند ضربه ، عوامل کروموزومی ناشناخته ، اشعه ایکس و …

 2.عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری ، شکی نیست که رشد جنین از بدو تشکیل تحت تاثیر شرایط بدنی و روانی مادر قرار می گیرد . بعلت رابطه بسیار نزدیک بین مادر و جنین باید گفته دکتر آرنولد گزل را پذیرت که می گوید : « اهمیت حوادث دوران نسبتاً کوتاه بارداری از حوادث دوران زندگی کمتر نیست » . دکتر گزل به آثار عوامل ارث در رشد و تکامل هوش و شخصیت زیاد تأکید می کند و عقیده دارد که کودکان همانطوری هستند که بدنیا آمده اند . هر کودک با دیگر کودکان فرق دارد و لو اینکه در محیط یکنواخت زندگی کرده باشد وی بهیچ وجه اثر عوامل محیطی را انکار نمی کند.

 در مرحله زندگی داخل رحمی بعلت رشد فوق العاده جنین ، سه چهار ماهه اول دوران بارداری اهمیت بسزایی و اکثراً اختلالات بدنی و نقایص عضوی در همین دوران از زندگی جنین بوجود آمده و به رشد خود ادامه می دهند .

عواملــی که در دوران بارداری بر روی جنین اثـــر دارند عبارتند از :

 1.بیماریهای مــادر : سفلیس ، بیماری سرخجه ، توکسوپلاسنموریس و …

 2.سن مـــادر و حــــــالات روانـــــی او : تحقیقات نشان می دهد که در کروموزوم خانمها از سی سالگی به بعد تغییراتی پیدا می شود که ممکن است باعث زائیدن کودکان عقب مانده ذهنی بشود . بهترین سن ازدواج و زایمان طبق تحقیقات انجام شده بین 20 تا 28 سالگی گزارش شده . قبل از این دوران بعلت عدم رشد کافی اعضای تناسلی احتمال زایمانهای مشکل زیاد است و بعد از این سن نیز مخاطرات آوردن کودک عقب مانده بیشتر می شود. ضمناً اثر ناراحتیهای روانی مادر غیر قابل انکار است . چون اکثر بیماریهای روانی باعث بی اشتهایی . اختلالات خواب و تغییرات بیوشیمی و هورمونی می شود مسلماً این تغییرات در جنین در حال رشد بی تأثیر نخواهد بود .

 3.اثــــــر اشعــــه ایکــــس : تأثیر اشعه ایکس در جنین قطعی است واکثراً باعث اختلالاتی از قبیل عدم رشد جنین ،کمبود وزن ، عدم رشد مغز ، میکروسفالی ،‌هیدرو سفالی ، نارسائیهای هوشی و بالاخره نقایص بدنی می شود . اگر اشعه ایکس به مدت طولانی و درمانهای اولیه بارداری به بدن و مخصوصاً به شکم و ناحیه لگن مادر تابیده شود خطر آن به مراتب بیشتر است. اثر اشعه ایکس در اواخر دوران بارداری یا نزدیک زایمان با روشهای صحیح آن به مدت خیلی کوتاه و یک یا دوبار خالی از خطر گزارش شده است.

 4.اعتیـــادات ( الکــل ) : اعتیاد والدین بخصوص مادر به مشروبات الکلی موجب مسمومیت و بدین وسیله باعث نقص عقلی ضعف عمومی و ناهنجاریهای حسی و حرکتی می شود . مطالعات نشان داده که مستی در زمان لقاح بعلت آلوده بودن اسپرم یا اوول ممکن است باعث ناهنجاری جسمانی و عقلانی شود . امروزه به الکلیسم مادر اهمیت بیشتری می دهند ، زیرا الکل خون مادر ، در بدن جنین جریان یافته و باعث اختلالات بیوشیمیایی می شود.

 5.دخانیات: تحقیقات نشان داده است که نیکوتین ماده ای سمی که بر روی ارگانیزم مادر و در نتیجه جنین اثر نامطلوب دارد . حرکات قلب جنین پس از کشیدن سیگار توسط مادر بعلت کم شدن اکسیژن خون جنین شدت یافته و باعث فشار روی قلب می شود . اگر کشیدن سیگار مرتباً‌ تکرار شود باعث بزرگی قلب جنین و اختلال در اعصاب تنظیم کننده جریان قلب می شود . این نکته مسلم است که غالباً‌ خانمهای سیگاری تقریباً‌ همیشه بچه های خود را زودتر از مودعد بدنیا می آورند و عقب ماندگی در کودکانی که زودتر از موعد به دنیا می آیند بیشتر است و هر چه کودک نارس تر باشد نارسایی هوشی شدیدتر خواهد شد . استفاده از دخانیات در دوران بارداری باعث کم شدن وزن نوزاد و حتی سقط جنین می شود . حتی مادرانی که بعد از تولد کودکشان سیگار می کشند استنشاق دود سیگار استعداد ابتلا به سینه پهلود ، برونشیت و آسم را در کودکانشان بیشتر می کند.

 6.داروهــــــــای شیمیایـــــی : مصرف هر داروی بیجا بخصوص در زمان بارداری و مخصوصاً در سه چهار ماهه اول خالی از خطر نیست بخصوص اگر این داروها در مدت زمان طولانی و به مقدار زیاد مصرف شود . داروهای خواب آور و مسکن به مقدار زیاد بعلت ایجاد وقفه تنفسی واختلال در جریان خون جنین و اختلالات عضوی شدید ایجاد می کنند و اکثراً کودکان ناقص الخلقه به دنیا می آیند . استعمال داروهای آرام بخش و ضد افسردگی و ضد صرع به مقدار زیاد و طولانی مدت خطرناک گزارش شده که البته همانقدر که به این خطرات اشاره شده به قطع ناگهانی و یا بدون مشورت پزشک اینگونه داروها به علت بوجود آمدن عوارض بعد نیز تأکید بسیار شده است . در کل مصرف دارو و یا عدم مصرف آن در زمان حاملگی حتماً با نظر پزشک متخصص باید صورت گیرد.

 7.عامـــل ارهـــاش Rh : به غیر از گروههای خونی A . B . AB و O گروههای خونی دیگری وجود دارند . یکی از گروههای خونی وجود عامل ارهاش یا عدم آن است . از سالیان دراز متوجه شده بودند که گاهی اوقات نوزاد بعضی از مادران در زایمانهای دوم و سوم دچار ناراحتی یرقان شده و بعلت همولیز گلبولهای قرمز خون و کم خونی شدید فوت می کنند. انتقال عامل ارهاش یا عدم انتقال آن یک مسئله ارثی است و تجربه ثابت کرده است که اگر پدر ارهاش مثبت و مادر ارهاش منفی داشته باشد در بارداری اول تعدادی از عامل ارهاش جنین که از پدرش گرفته داخل خون مادر می شود و در خون مادر ماده ضد ارهاش را بعنوان آنتی کور می سازد و همین آنتی کور که در زایمانهای بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و بیماریهای بوجود می آورد . معمولاً کودک مبتلا پس از بدنیا آمدن ضعیف است و اکثراً قبل از موعد به دنیا می آید. جفت بزرگتر و جثه نوزاد کوچکتر از طبیعی و اکثراً پف آلو و زرد رنگ است که باید بلافاصله خونش تعویض و خون همگروه ارهاش منفی تزریق شود.

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سندروم داون و کودکان استثنایی ( قسمت سوم و آخر )

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

 

عقب ماندگـــــی بعلت حوادث زایمانــــــی و دوره بعد از زایمــــان:

 

بدیهی است زایمانهای مشکل و بکار بردن وسایل مکانیکی در زایمانها تاثیرات نامطلوبی بر مغز جنین خواهد داشت. طرز قرار گرفتن جنین ، پیچش بند ناف به دور گردن ، اختلالات و نارسایی جفت در رساندن خون ممکن است باعث کم خونی مغز و خرابی سلولهای آن شود .

 

در زایمانهای قبل از موعد نارسایی رشد هوشی بیشتر دیده می شود زیرا هنوز سلسله اعصاب مرکزی کودک رشد کافی ندارد و کودک بدلیل حساس بودن امکان ابتلا به بیماریهای عفونی را دارد. از بیماریهای مهم که احتمالاً بر اثرضربه های زایمانی اتفاق میافتد فلج مغزی است این بیماران اکثراً مبتلا به حملات صرع هستند واختلال تکلمی ، یادگیری، بینایی و حتی حرکات غیرارادی و تکراری بدون هدف در این کودکان شایع است .

عواملــی که بعد از تولد اهمیت بیشتــری دارند :

 

 1.بهداشت کودک : خصوصاً‌ در ماههای اول زندگی در رشد هوشی یا عقب ماندگی اهمیت فراوانی دارد . خوشبختانه اکثر بیماریهای عفونی رایج را با استفاده از واکسیناسیون می توان پیشگیری کرد .

 

2.تغذیه : کمبود مواد غذایی موجب کمبود رشد جسمانی و روانی و در نتیجه ناتوانی جسمی و عصبی می شود که ممکن است نارسایی رشد هوشی تولید نماید . سوء تغذیه در دراز مدت اثرات قطعی بر روی بهره هوشی کودک به همراه خواهد داشت .

 

عقب ماندگــــی بعلت عــــوامل محیطــی ، اجتماعـــــی و فــــرهنگــی:

 

 شکی نیست که عوامل محیطی در ایجاد نارسایی رشد هوش سهمی بسزا دارد منتها اهمیتی که برای این عوامل قائل هستند یکسان نیست .

 

عــــــوامل قطعـــــی مــوثـــــر در رشــــد هـــوش : 

 

1.فقــر انگیــــزه های محیطـــــی :

 

بدیهی است برای آنکه قوای ذهنی کودک به نحو احسن رشد کند احتیاج به محرکات طبیعی دارد و هر قدر شرایط محیطی از نظر ایجاد محرک نامناسب تر باشد قوای ذهنی کودک رشد کمتری خواهد داشت . تقریباً همه بررسیها نشان داده اند که رشد قوای ذهنی با شرایط محیطی ارتباط مستقیم دارد ، یعنی کودکان محیطهای نامساعد با کودکان همسال خود در محیطهای مساعد از لحاظ هوشی در درجات پایینتری قرار دارند .

 

2.کمبـــودهای عاطفــی : 

 

کودکانی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقر شدید بوده اند اکثراً‌ به اختلالات شخصیتی ، ناسازگاریهای اجتماعی و نارسائیهای هوش مبتلا شده اند . این اختلالات در خانواده هایی که به عللی از هم پاشیده شده اند یا احیاناً روابط عاطفی والدین با کودک نامساعد بوده است زیاد دیده می شود . آثار سوء اختلافات خانوادگی گاهی یا اکثراً بیشتر از خانواده های از هم گسسته است زیرا نزاع و مشاجره یا عدم توافق والدین احساس حقارت و حس ناایمنی شدیدی در کودک تولید می کند .

 

3.مسائل بهداشتـــــی و پـــزشکــی : 

 

همانطور که بیماریهای مختلف ، حوادث و تصادفات در خانواده های بی بضاعت فراوان است عقب ماندگیهای ذهنی نیز بعلت محدودیتهای بهداشتی و پزشکی در این خانواده ها زیاد به چشم می خورد . از نظر آماری رابطه فقر و عقب ماندگی و همچنین عقب ماندگی و نواحی پر جمعیت ثابت شده است.

 

گــــروه بندی عقب ماندگــی از نظـــر آموزشــی ، تربیتــی و درمانــی:

 

از نظر آموزشی به کودکی مانده گفته می شود که بعلت استعداد محدود به روشهای خاص آموزشی آموزش درمانی نیاز داشته باشند . آموزش درمانی عبارت از مجموعه اصول آموزش روانشناسی و پزشکی است که بتواند معلولین جسمانی یا ذهنی را تا حد امکان به عضو مفید جامعه تبدیل کند .

 

عقب مانده ها را از نظر درمانی ، تربیتی و آموزشی به دو گروه بزرگ تقسیم می کنیم :

 

1.عقب مانده های ذهنی درمان نا پذیر یا افراد پناهگاهی

 

2.قب مانده های ذهنی درمان پذیر

 

این دسته به نوبه خود به دو دسته دیگر تقسیم می شوند :

 

1-گــــروه آمــــوزش پذیـــــر

 

2-گــــروه تـــربیت پذیــــر

 

* به کودکانی که از نظر آموزشــی دیرآموز هستند عقب مانده ذهنـی اطلاق نمی شود.

 

الف- ‌عقب مانده هـــــای درمان ناپذیــر :

 

 عقب مانده های عمیق هوشی که بیشتر به علل ارثی و مادرزادی مبتلا به ناهنجاریهای متعدد شده اند در این گروه قرار می گیرند . هوشبهر این افراد از 25 تجاوز نمی کند . اغلب این افراد علاوه بر نارسایی عمیق هوشی نارسایی حسی ، حرکتی و نقایص عضوی نیز دارند . و چون خانواده ها قادر به نگهداری این نوع کودکان نیستند و بعلت پیشرفتهای پزشکی هم از مرگ و میر آنان کاسته شده لذا در آسایشگاهها تحت حمایت خاص قرار می گیرند .

 

ب - عقب مانده های درمان پذیــر :

 

 این گروه که اکثریت بسیار زیاد عقب مانده ها را تشکیل می دهند درجات متفاوتی از نارسائیها و ناهنجاریهای هوشی را دارا هستند . به کمک تدابیر پزشکی و روشهای تربیتی بهبود نسبی حاصل می شود . این افراد به دو دسته آموزش پذیر و تربیت پذیر تقسیم می شوند .

 

1-گــــروه آموزش پذیر :

 

افرادی که هوشبهر آنان بین 51 تا 70 است آموزش پذیر خوانده می شوند . این افراد از لحاظ دانستن لغات ضعیف اند و مفاهیم را خوب درک نمی کنند . آموزش کلامی ندارند و از لحاظ عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند .تمرکز دقت در آنها محدود است و برای یادگیری از خودشان انگیزه نشان نمی دهند ، که شاید بعلت شکستهایی بوده که در حین یادگیری با آن مواجه شده اند . در این گروه ممکن است افرادی پیدا شوند که از لحاظ یادگیری در کارها عملی و غیر کلامی به حد متوسط کودکان عادی برسند ، مشروط بر اینکه در موسسات خاص و تحت نظارت مربیان کار آزموده فعالیت کنند .

 

گاهی شاهد هستیم که تعداد زیادی از افراد آموزش پذیر در مدارس عادی و با کودکان معمولی که خود موجب بروز اشکالاتی در تدریس و آموزش سایر دانش آموزان می شود به تحصیل مشغولند علت این نابسامانی یکی تعصب بیش از حد والدین است مبنی بر اینکه کودکشان در مدارس ویژه و با عقب ماندگان تحصیل نکنند و دیگر اینکه هزینه چنین موسساتی فوق العاده گران است و از عهده هر خانواده ای بر نمی آید .

 

تعداد زیادی از مربیان بر این عقیده اند که کودکان آموزش پذیر نباید جدا از دیگر همسالان خودشان و در مدارس ویژه تحصیل کنند ولی عیب این روش در این است که مدارس کشور ما واجد شرایط مطلوب برای این گونه کودکان نیست و چنین افرادی خیلی زود به کمبودهای خود پی می برند . همکلاسانشان آنها را به بازی نمی گیرند و تمسخر می کنند و معلمانشان هم بدلیل عدم پیشرفت توجهی به آنها نمی کنند و عقده حقارت هم به کمبودها و نارسائیهایشان اضافه می شود . کودکان دیرآموز از هوشبهر بالاتری نسبت به گروههای دیگر برخوردارند بیشتر در مدارس عادی تحصیل می کنند و کمتر اتفاق می افتد که به مدارس ویژه نیاز داشته باشند .

 

2-گـــــــروه تربیت پذیر :

 

این گروه هوشبهری بین 50-26 دارند و چون توانائیهای تحصیلی آنها از یک کودک 7 ساله تجاوز نمی کند پس از لحاظ آموزشی در سطح پائینتری قرار گرفته اند و امکانات محدودتری دارند و در مورد این دسته هدف این است که کودک بتواند از خود مراقبت کند و نیازهای اولیه خود مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن، شانه کردن و … را رفع کند. گر چه پیشرفت آموزش در این کودکان مأیوس کننده است ولی برای این دسته کلاسهای ویژه ای در مدارس مخصوص تشکیل می دهند.

 

دو نوع آموزش برای کودکان تربیت پذیر در نظر گرفته می شود : 

 

1-آمــوزش بـــرنامه ای : 

 

روشی است که مطالب و قسمتهای مختلف برنامه از ساده به مشکل با نظم و ترتیب معینی تعیین شده اند که گام به گام اجرا می شود .

 

2-آمـــوزش آزاد و بدون درجــه :

 

 در این روش برای آموزش از نظر زمانی حدی وجود ندارد و کودک هر درسی را یاد گرفت به درس بعدی می پردازد . در این روش ، یادگیری به نحو مطلوبتری انجام می پذیرد .

 

 ازدواج در میان نوجوانان مبتلا به نارسائیهای عاطفــی و عقلــی:

 

از نظر سنتی ، ازدواج به عنوان سنگ زیر بنا در زندگی هر فرد شناخته شده است و کسانی که نمی خواهند ازدواج کنند را معمولاً‌ بعنوان افرادی غیر کامل تلقی می کنند و افراد چه استثنایی و چه طبیعی در اوایل زندگی خود در جامعه ای که در آن زندگی می کنند ازدواج را یک نهاد مهم در نظر می گیرند . موضوع ازدواج موضوع مهمی است و باید در برنامه های آموزشی کودکان استثنایی مورد توجه قرار گیرد .

 

در غیر اینصورت کودک ممکن است بدون داشتن درکی از پیچیدگی و اهمیت تعهدات زناشویی به سن بلوغ برسد . علاوه بر این ممکن است انتظاراتی غیر واقعی از توانایی خود در یک رابطه زناشویی در سر بپروراند . از آنجا که تعداد زیادی از کودکان مبتلا به پریشانی عاطفی به خانواده هایی از هم پاشیده تعلق دارند و از آن جا که تعداد زیادی از کودکان عقب مانده ذهنی سالهای فراوانی از عمر خود را در مؤسسات پناهگاهی می گذرانند ، ممکن است چیزی درباره ارتباطهای روزانه بین زن و شوهر را ندانند. برخی از کودکان استثنایی ممکن است در نقش همانند سازی با همجنسان خود با اشکال مواجه شوند ( مثلاً پسر ممکن است رفتارهای جنس مؤنث و نه جنس مذکر را تقلید کند ) یا ممکن است بداند مذکر و یا مؤنث می باشد اما ممکن است در شناسایی شغل ، مسئولیتها ، علایق و سرگرمیهای که از نظر سنتی برای جنسیت آنها مناسب تشخیص داده شده است با مشکلاتی روبرو گردد .

 

تعدادی ممکن است چنین استدلال کنند که ازدواج افراد عقب مانده ذهنی عملی غیر عاقلانه است اما مشاهده شده تعداد زیادی از عقب مانده های ذهنی توانسته اند در روابط زناشویی ، سعادت ، ثبات و رضایت شخصی داشته باشند . آنها به صورتی عاقلانه مشاهده کردند که « محبت ورزیدن و دریافت آن » و نیز لذتهای جسمی مخصوص کسانی نست که بالاتر از سطح هوشی معینی می باشند . ناتوانی در انجام وظایفی جز روابط ظاهری خصوصیت تفکیک ناپذیر افراد عقب مانده ذهنی نمی باشد و در برخی موارد ازدواج باعث افزایش قدرت اراده فرد برای کسب موفقیت شده بود ولی غالباً این همسران توانسته بودند بر ضعفهای فردی غلبه کنند . کمپتون عقیده دارد که ازدواج افراد عقب مانده ذهنی باید از چهار زاویه مورد توجه قرار گیرد .

 

1-از زاویه دید همســـران عقب مانده

 

2-از زاویه دید والــدین

 

3-از زاویه دید کودکـــی که هنوز متولد نشده است

 

4-از زوایه دید جامعـــه

 

فواید چنین ازدواجهایـــی

 

1.همــراه بودن با فــردی که از توانایی عقلــی مشابهی برخوردار است .

 

2.وسیعتر ساختن افقهای فــردی از طریق معاشرت با فامیل و آشنایان همســر

 

3.نیازهای کمتـــر به سرپرستان

 

4.ارضای کامل نیازهای جنســــی

 

5.امنیت و اعتماد شخصــی

 

6.هیم شدن در مسئولیتهایــی که در اداره خانه باید به اشتراک انجام شود .

 

زیانهـــــای چنین ازدواجهایـــــی

 

1. مسائل مشترکـــی که ممکن است بــرای همسران طاقت فرســا باشد .

 

2. ارزیابی مداوم ثبات عاطفــی که فرد ممکن است فاقد آن باشد .

 

3. ضعفهای فــردی ( اعم از عاطفــی یا جسمــی )

 

4. بــرای امرار معاش از چه محلــی می توانند پول بدست آورند ؟

 

5. نجام کارهای منــزل چگونه صورت گیرد ؟

 

6. اگــر یکی از زوجین بیمار شود چه اتفاقــی خواهد افتاد ؟

 

7.اگـــر زن باردار شود چه باید کرد ؟

 

8.چگونه مــی توان از بارداری جلوگیــری کرد ؟

 

9.در صـــورت بارداری چگونه از فرزند نگهداری شود؟

 

تردیدی نیست که نکته مهم در چنین ازدواجهایی این است که از طرف خانواده ها و جامعه بطور کامل حمایت شود . ولی آیا واقعاً چنین ازدواجهایی عاقلانه است ؟ دیدگاهها درباره چنین ازدواجهایی چیست ؟ و آیا در صورت ازدواج بهترین روش همان نازا و عقیم کردن عقب ماندها نیست که چنانچه در صدد کسبت چنین فوایدی هستیم حداقل بتوانیم کمی از مضراتش کم کنیم .

 

پیامهای بهداشتـــی 

 

- آیا می دانید در انسان کمبود تغذیه باعث کمبود وزن بچه ، زایمان قبل از موعد و اختلال

 

مغزی می شود .

 

- مننژیت ، مننگو ، آنفالیت ها شایعترین علل عقب ماندگی در بین عفونتهاست .

 

- امروزه با روشهای بسیار ساده و مخصوص بنام آمینومنتیزیس اختلالات کروموزمی تشخیص داده می شود .

 

- می دانید بسیاری از ناراحتیهای عصبی و روانی یا حتی عضوی اگر زودتر معالجه شوند با مخارج کم می شود از پیشرفت آنها جلوگیری کرد .

 

- اکثر عقب ماندگیها قابل پیشگیری هستند .

 

- والدین عزیز آیا می دانید هوش یک استعداد نسبت بلکه مجموعه استعدادهاست .

 

- بهترین راه جلوگیری از اتلاف سرمایه های اقتصادی و تباهی نیروی انسانی جلوگیری از بروز عقب ماندگیهاست .

 

- اکثر ناسازگاریهای کودکان زودگذر بوده و با رشد کودک اختلالات ساده رفتاری از بین می رود 

 

- آیا می دانید عوامل محیطی ( تربیتی فرهنگی – اجتماعی و … ) نقش مهمی در رشد هوش فرزندانیان بازی می کند .

 

- کمبودهای عاطفی مادر و پدر باعث اختلالات شخصیتی ، نارسائی هوشی و ناسازگاریهای اجتماعی می شود .

 

- تاثیر جدایی از مادر یا کمبودهای عاطفی فقط به دوران کودکی محدود نمی شود بلکه مراحل بعدی رشد را نیز در بر می گیرد .

 

- پدر و مادر عزیــز به سلامت روانی و جسمانی کودک دلبندمان بیشتــر بیندیشیم .

 

- پدران و مادرانی که تحصیلات بهتری دارند یا بهتر تربیت شده اند می توانند محیط مساعدتری برای رشد کودک فراهم کنند .

 

- محیط با انگیـــزه های بیشتر استعدادهای ذاتــی کودک را بهتر شکوفا می سازد.

 

- آیا می دانید با تعداد نفرات اعضای خانواده نیز در رشد هوش دخیل است .

 

- آیا می دانید تغذیه نامناسب مادر در دوران بارداری و شیردهــی در رشد کودک اثر نامطلوب می گذارد .

 

- آیا می دانید با سوء تغذیه باعث نقصان تعداد و اندازه سلولهای مغزی ، آنزیم ، پروتئین در کودک مـی شود .

 

- مــادر عزیــز آیا می دانید با اصلاح تغذیه می توان آثار سوئ تغذیه داروی رشد مغــزی کودکان به میزان زیاد کاهش داد .

 

- با جلوگیری از حاملگــی در سنین بالا مثلاً‌ بعد از 40 سالگی  از بیماریهای زمان بارداری جلوگیری کنید .

 

- کودکانــی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقــر شدید بوده اند اکثراً به اختلالات شخصیتــی ، مبتلا می شوند .

 

- صبــر و حوصله و مقاومت از شرایط ضــروری و لازمه توفیق درمانـــی است .

 

- تا جایـــی که ممکن است با کودک عقب مانده رفتاری مشابه کــودک عادی داشته باشیم .

 

- اکثــر عقب مانده ها حساس اند و از بی مهـــری یا تحقیر اطرافیان و کم استعدادی خود رنج می برند .

 

- تشویق و مراقبت و کمک به کــودک عقب مانده استعداد خفته شان را بیدار کرده و موجب پیشرفت آنهــا می شود .

 

- کـــودک را آزاد بگذارید تا خودش به تنهایـــی کارهــایش را انجام دهد .

 

- راهنمایــی و حمایت از طــرف والدین ضــروری و اساســی است .

 

- هـرگــز کودک عقب مانده را سرزنش یا احیاناً تنبیه نکنید .

 

- روان درمانــی برای رفع اختلالات هیجانــی و عاطفــی والدین در رابطه با واقعیت مشکــل فرزندشان لازم و ضــروری است .

 

*** با آرزوی توفیق روز افزون شما عزیزان ***

 

لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ قسمتی از خطبه بدون الف مولاى متقیان علی علیه السلام

***بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

چنین روایت شده که وقتى اصحاب پیغمبر ـ صلّى اللّه علیه و آله ـ با یکدیگر مذاکره مى نمودند که کدام یک از حروف هجا در کلام زیادتر استعمال مى شود، بالاخره رأى همه بر آن قرار گرفت که الف زیادتر در کلام مى باشد.ناگاه حضرت امیر المؤمنین ـ علیه آلاف التحیة و الثناء ـ وارد گردید و بدون آن که قبلاً فکر کند و ترتیب کلماتى دهد که در آن الف نباشد. این خطبه مفصّل را بیان فرمود که هیچ الف در آن نیست و آن خطبه این است :(1)

 

حَمدتُ من عَظُمتْ مِنَّتُه ، و سَبغتْ نِعمته ُ، و سَبقتْ رَحمتُه ، و تَمّتْ کَلِمته ُ، و نَفذتْ مَشیتُه ، و بَلَغَتْ حُجّتُه ، جو عَدلتْ قَضیتُه .حمد مى نمایم کسى را که منّت او بزرگست ، و نعمت او فراوانست ، و رحمت او پیشى گرفته است بر غضب او، و علامات قدرت او تمام است ، و مشیت او فرو گرفته تمام موجودات را، و حجّت و برهان او همه جا رسیده ، و حکم او به عدل پیوسته .

 

 

حَمِدْتُ حَمْدَ مُقرٍّ بِربوبیته ، مُتَخَضِّعٍ لِعبودیتِه ، متنصّل من خَطیئتِه ِ، معترف بتوحیده ، جمستعیذ من وعیده ج مؤمّل من ربّه مغفرةً تُنجیهِ یوم َیشْغَلُ عن فصیلتِه و بَنیه .

 

خدا را حمد و ستایش مى نمایم ; ستایش کسى که اقرار و اعتراف کننده است به پروردگارى او، و ذلیل مى باشد براى بندگى او، و از گناهان خود معذرت مى خواهد، و به یگانگى او اعتراف مى نماید، و پناه گیرنده به اوست از وعده هاى عذاب آخرت ، و از پروردگارش امیدوار مى باشد آمرزش و مغفرتى که او را نجات دهد در روزى که شخص را از خویشان و پسرانش باز مى دارد.

 

 

و نستعینُهُ و نسترشدُهُ و نُؤْمُنُ به و نتوکَّلُ علیه ، و شهدْتُ له بضمیر مُخلصٍ موقِن ٍ، و فَرَّدْتُه تفریدَ مُؤمنٍ مُتقن ، و وَحَّدتُه توحیدَ عبدٍ مُذعِن ٍ، لیس له شریکٌفى مُلکِه ِ، و لم یکن له ولى ٌّفى صُنعِه ، جَلَّ عن مشیرٍ و وزیرٍ، و جتنزّه ج عن جمثل وج نظیر. عَلِمَ فستر، و بَطَن فخبرَ، و مَلَک فقهرَ، و عُصى َفَغَفرَ، جو عُبِدَفَشَکرج و جحَکَمَ فَعَدل َج و تَکَرَّمَ و تَفَضَّل َ، لَم ْیزَلْ و لایزُول ، جوج (لیس کَمِثلِه شى ءٌ) جو هو قَبْلَ کلِّ شى ءج و بَعدَ کُل ّشَى ء.

 

و از او طلب یارى و ارشاد مى نمایم ، و به او ایمان آورده ام ، و بر او اتّکال و اطمینان داریم ، و به وحدانیت او شهادت مى دهیم به یقین قلبى که خالص مى باشد از شکّ و ریب ، و یکتا و منفرد مى دانم خدا را، و به یکتایى او ایمان و یقین دارم ، و به وحدت و به یگانگى او اعتراف مى نمایم ; اعتراف بنده اى که بند اطاعت در گردن نهاده ، براى کسى که شریکى در ملک او نیست و براى او دوستى نیست که کمک کند او را در خلقت ، خداى تعالى بزرگست ، و اجلّ از این است که در کار خود با کسى مشورت نماید، و براى او وزیر و مثل و مانندى نیست ، و او منزّه و مبرّا مى باشد، و همهء چیزها رامى داند و پنهان مى دارد، و از پنهان خبر مى دهد، و مالک تمام موجودات مى باشد و بر آنها غالب است ، مخالفت امر او مى نمایند و مى آمرزد ومى بخشد، و چون عبادت کنند او را قبول فرماید، و حکم او به عدل مى باشد، و همیشه بسیار اکرام و تفضّل فرموده بر مخلوقات خود و همیشه خواهدفرمود، و مثل او چیزى نیست ، و خداى تعالى پیش از هر چیزى بوده و بعد از هر چیزى خواهدبود.

 

 

 لیست کامل مقالات در سایت اصلی

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ Miraculous Messages from Water و گواهی یا شهادت آب

IN THE NAME OF ALLAH *** ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

هو اللذی انزل من السماء ماء ....

 

یک محقق ژاپنی با انتشاریافته‌های تحقیقات خود مدعی شد که مولکول‌های آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند.نظریه این محقق ژاپنی که تاکنون از سوی مؤسسات علمی فیزیکی وزیست‌شناسی مورد تأیید قرار گرفته است، مبتنی بر بررسی نمونه‌های فراوانی ازکریستال‌های منجمدشده آب و مقایسه آن با یکدیگر است.پروفسور «ایموتو»‌کهیافته‌های خود را در سه جلد کتاب ارائه کرده است، معتقد است که مفاهیم متافیزیکیمحیط بر روی ترکیب مولکولی آب تأثیر می‌گذارد.
این دانشمند ژاپنی کهفارغ‌التحصیل دانشگاه یوکوهاماست، دارای یک مؤسسه تحقیقاتی به نامSHM  در ژاپن استکه امور تحقیقاتی مربوط به کریستالیزه شدن آب را در آنجا انجام می‌دهد. آب، پیام مهمی برای ما دارد. آب به ما می‌گوید که نگاه عمیق‌تریبه خودمان بیندازیم. زمانی که با آیینه آب به تماشای خود می‌نشینیم، این پیام بهطور شگفت‌آوری خود را شفاف و درخشان می‌کند. می‌دانیم که زندگی بشر مستقیما بهکیفیت آبی که در اطراف ما یا درون بدن ماست، روی آورده است. تصاویر و اطلاعاتارائه‌شده در این مقاله،‌ بازتابی از فعالیت «ماسارو ایموتو»، محقق خلاق ورویاپرداز ژاپنی است. «ایموتو» کتابی با نام «پیغام آب» منتشر کرده که برگرفته ازیافته‌های تحقیقات جهانی وی است. اگر شما نسبت به تأثیرپذیری افکارتان از وقایعدرون یا پیرامونتان شک و تردید دارید، اطلاعات و عکس‌هایی که در اینجا آورده شده راببیند. این تصاویر مستقیما بر اساس نتایج به دست آمده در کتاب انتشاریافته «ایموتو» است، مطمئنا در فکر و ذهن شما دگرگونی پدید می‌آورد و عقاید شما را عمیقا تغییرخواهد داد. .بنا بر آنچه در کتاب «ایموتو» آمده است، ما به مدارک حقیقی دستیافته‌ایم که نشان می‌دهد، انرژی ارتعاشی بشر، افکار، نظرات و موسیقی بر ساختارمولکولی آب اثر می‌گذارد.آب، ماده‌ای بسیار سازگار است، به گونه‌ای شکل فیزیکیآب به آسانی با محیطی که در آن هست، انطباق پیدا می‌کند و نه تنها از نظر فیزیکیتغییر می‌کند، بلکه شکل مولکولی آن نیز تغییر می‌یابد. انرژی یا ارتعاشات محیط، شکلمولکولی آب را تغییر می‌دهد. از این جنبه، نه تنها آب توانایی آن را دارد که از حیثدیداری، محیط خود را منعکس کند، بلکه از حیث مولکولی هم در انعکاس محیط اطراف خودعمل می‌کند.«ایموتو»، تغییرات مولکولی آب را به وسیله تکنیک‌های عکسبرداری ومشاهده میکروسکوپی به صورت سند و مدرک درآورده است. به این صورت که وی قطراتی از آبرا به صورت یخ درآورده و سپس آنها را در یک فضای تاریک میکروسکوپی مورد آزمایش کهاز قابلیت‌های عکاسی برخوردار بوده، قرار داده است. تحقیقات وی، آشکارا تغییر شکلساختار مولکول آب را به نمایش گذاشته است و اثر محیط بر ساختار آب را نشان می‌دهد.برف، بیش از چندین میلیون سال است که بر زمین فرود می‌آید و همان‌گونه کهمی‌دانیم، هر دانه برف‌، دارای شکل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبدیل یخبه آب و عکسبرداری از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنکردنی‌ای آب دست پیدامی‌کنید.«ایموتو» به تفاوت‌های جالب‌توجهی در ساختار کریستالی آب دست یافته استکه از منابع گوناگون و شرایط مختلف در روی کره زمین تهیه شده‌اند. آبی که از نخستینمحل خود از کوه جاری می‌شود و چشمه‌هایی که جاری هستند، طرح‌های هندسی بسیار زیباییاز الگوهای کریستالی‌شده خود ارائه می‌دهند. آب آلوده و سمی که از نواحی پرجمعیت وصنعتی به دست آمده است و آب راکد کوله‌های آب و سدهای ذخیره، به صراحت ساختارهایکریستالی تغییریافته و برحسب اتفاق شکل‌گرفته آب را نشان می‌دهد.

 

 

How water reflects our consciousness

 

 

by Stace Sharp

 

 

 

 

 

Water has a very important
message for us. Water is tellingus
to take a much deeper look atour
selves. When we do look at our
selves through the mirror of water,
the message becomes amazingly
,
crystal, clear. We know that human
life is directly connected to the
quality of our water, both within and
all around us.

The photographs and information in
this article reflect the work of
Masaru Emoto, a creative and visionary Japanese researcher.  Mr. Emoto has published an important book, "The Message from
Water," from the findings of his worldwide research If you have any
doubt that your thoughts affect everything in, and around you, the information and photographs that are presented here, taken from the
book of his published results, will change your mind and alter your

beliefs, profoundly.

From Mr. Emotos work we are provided with factual evidence, that
human vibrational energy, thoughts, words, ideas and music, affect the molecular structure of water, the very same water that comprises over
seventy percent of a mature human body and covers the same amount
of our planet. Water is the very source of all life on this planet, its
quality and integrity are vitally important to all forms of life. The body is very much like a sponge and is composed of trillions of chambers
called cells that hold liquid. The quality of our life is directly connected
to the quality of our water.

Water is a very malleable substance. Its physical shape easily adapts
to whatever environment is present. But its physical appearance is not
the only thing that changes; its molecular shape also changes. The
energy or vibrations of the environment will change the molecular
shape of water. In this sense water not only has the ability to visually
reflect the environment but it also molecularly reflects the environment.

Mr. Emoto has been visually documenting these molecular changes in water by means of his photographic techniques. He freezes droplets of water and then examines them under a dark field microscope that has
photographic capabilities. His work clearly demonstrates the diversity
of the molecular structure of water and the effect of the environment
upon the structure of the water.

Snow has been falling on the earth for more than a few million years.
Each snowflake, as we have been told, has a very unique shape and structure. By freezing water and taking a photograph of the structure, as
Mr. Emoto has done, you get incredible information about the water.

Mr. Emoto has discovered many fascinating differences in the
crystalline structures of water from many different sources and different
conditions around the planet. Water from pristine mountain streams
and springs show the beautifully formed geometric designs in their
crystalline patterns. Polluted and toxic water from industrial and
populated areas and stagnated water from water pipes and storage
dams show definitively distorted and randomly formed crystalline structures.

 


Spring Water of Saijo, Japan
آب رودخانه سایجو ـ‌ژاپن

 


Spring Water of Sanbuichi Yusui, Japan 
آب رودخانهسانبوئیچی یوسویی ـ ژاپن

 


Antarctic Ice 
یخ قطب جنوب

 


Fountain in Lourdes, France
چشمه‌ای در لوردز ـ فرانسه

 


Biwako Lake, the largest lake at the center of Japan
and the water pool of the Kinki Region. Pollution is getting worse
.
آبدریاچه بیواکو، بزرگ‌ترین دریاچه در مرکز ژاپن و آب استخری از ناحیه کینکی، آلودگیبدتر شده است.

 


Yodo River, Japan, pours into the Bay of Osaka.
 The river passes through most of the major cities in Kasai.
 
آب رودخانه «یودو»یژاپن که به خلیج «اوزاکا» می‌ریزد.
این رودخانه‌ از میان بیشتر شهرهای اصلی درکاسایی می‌گذرد.

 


Fujiwara Dam, before offering a prayer
آب رودخانه «فوجی وارا»، پیش از به جا آوردن دعا و نیایش.

 


Fujiwara Dam, after offering a prayer 
آب رودخانه «فوجی وارا»، پس از به جا آوردن دعا و نیایش.

 

With the recent popularity in music therapy, Mr. Emoto decided to see what effects music has on the structuring of water. He placed distilled water between two speakers for several hours and then photographed the crystals that formed after the water was frozen.

 


Beethoven's Pastorale
آهنگ «پاستورال» از بتهوون

 


 
Bach's " Air for the G string "
آهنگ هوا برای ردیف جی، ازباخ

 


Tibet Sutra 
...

 


Kawachi Folk Dance
رقص گروهیکاواچی

 


Heavy Metal Music
موسیقی هوی‌متال

 

After seeing water react to different environmental conditions, pollution and music, Mr. Emoto and colleagues decided to see how thoughts and words affected the formation of untreated, distilled, water crystals, using words typed onto paper by a word processor and taped on glass bottles overnight. The same procedure was performed using the names of deceased persons. The waters were then frozen and photographed.

 


Untreated Distilled Water
...

 


Love and Appreciation 
...

 


Thank You 
متشکرم

 


You Make Me Sick . I Will Kill You 
...

 


Adolph Hitler 
آدولفهیتلر

 


Mother Teresa 
مادرتریزا

 

These photographs show the incredible reflections of water, as alive and highly responsive to every one of our emotions and thoughts. It is quite clear that water easily takes on the vibrations and energy of its environment, whether toxic and polluted or naturally pristine.

 

Masaru Emoto's extraordinary work is an awesome display, and powerful tool, that can change our perceptions of ourselves and the world we live in, forever. We now have profound evidence that we can positively heal and transform ourselves and our planet by the thoughts we choose to think and the ways in which we put those thoughts into action.

 

 

If you would like to receive more information about Water, including Structured and Enhanced Water, please be certain to subscribe to the The Wellness Goods Water News below. You will receive timely updates, information and resources which focus on this very important subject.

 

منبعاصلی:

 

http://www.wellnessgoods.com/ Miraculous Messages from Water

منبع فارسی : سایت بازتاب . ترجمه سارارمضانی

 

 

 به نقل از سایت http://www.wellnessgoods.com/
نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ Social Work’s Role in Genetic Services

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

 

 

by: Susan Taylor-Brown and Ann M. Johnson
February 1998

INTRODUCTION

 

For the past 30 years social workers have been providing genetics services and writing about the effect of genetic disorder diagnoses on families. In 1966, Sylvia Schild first began to define social workers’ role in genetics. Since then, social workers have contributed to the understanding and delivery of services to individuals and families affected by genetic conditions. Anticipating the current technological revolution, social work pioneers Schild and Black (1984) predicted that the most urgent task facing the profession would be preparing social workers for effective practice in genetics. Their call remains salient.

 

Traditionally, social work practice in genetics has been in the area of maternal and child health. Within two or three years the genetic information emerging from the Human Genome Project (HGP) will require practitioners in all settings to be prepared to work with clients on genetics issues. This clinical practice update (1) identifies the role of social workers in genetics in light of the revolutionary growth in the science and technology of genetics, and (2) illuminates the practice, policy, and ethical issues relevant to social work practice in genetics.

 

Human Genome Project

 

In 1990 the HGP was launched to identify all the genes on the human chromosome and their related diseases and traits. The promise of this research lay in the development of methods of prevention, treatment, and cure of genetic disorders. At present, however, the knowledge necessary to identify the genes that cause particular genetic disorders has substantially outpaced the knowledge necessary to prevent, treat, or cure them. Accordingly, genetic testing in most cases can only identify a person’s predisposition to a particular disease or trait for which there is yet no treatment or cure.

 

Knowledge Issues Relevant to Genetic Testing

 

In addition to the current social work knowledge base, social workers need a basic understanding of genetic inheritance and a shift in the concept of person:environment.

 

Biological Knowledge

 

Social workers in all settings must educate themselves about the process of genetic inheritance and understand the primary reasons that people seek genetic testing and counseling. Minimally, a social worker must understand the types of genetic conditions, including single gene disorders, chromosome anomalies, and multifactorial disorders, and the effect of harmful environmental toxins on development. Furthermore an understanding of the patterns of inheritance between generations (autosomal dominant, autosomal recessive, and X-linked recessive) is essential in working with families. (For further explanation of these terms, seeJackson, l996.)

 

Person:Environment Paradigm

 

Social workers are concerned primarily with multifactorial conditions, which are the most common yet most complex form of genetic inheritance. Multifactorial conditions are caused by an interaction of multiple genes and the environment. In some cases environment is thought to trigger genetic disorder. Conceptualizing "environment" as a trigger for genetic disease requires a shift in paradigm; that is, by controlling the environment one may be able to prevent disease. But the role of environment is not yet adequately understood, hence caution is required. People diagnosed with a predisposition for a condition—for example, mental illness—could be labeled, stigmatized by society, or discriminated against by employers and insurance companies. Some employers already are known to have tested employees for genetic conditions without their knowledge or permission and without informing them of positive results (Hawkins, 1997). Some examples of the risk associated with multifactorial disorder diagnoses are as follows:

 

·         People with mental illness may be treated with medication only, rather than with medication plus psychoeducation and psychotherapy.

 

·         People with genetic predisposition to mental illness may be discriminated against even though the disease is never manifest.

 

·         People with a predisposition to addictive behavior may be incarcerated as a "societal precaution."

 

·         Children may be labeled or mislabeled for learning and developmental disabilities, thereby providing a rationale for denying educational services. This risk is particularly high with minority populations.

 

Likewise, however, diagnosing a genetic predisposition could enable people at risk to seek appropriate help and care. Social workers must be steadfast in their role as advocates for the constructive application of these new diagnostic tools. Especially in the managed care environment, safeguards must be implemented to ensure that genetic information is used to the client’s full benefit.

 

Practice Knowledge

 

Current social work training is applicable with some adjustment to all populations and settings in which social workers practice. It is important that professional social workers and social work students be educated about the specific application of skills to genetic cases. Social workers are already trained to view people from a biopsychosocial perspective and now must integrate that perspective with family systems theory, especially during assessment. In order to identify the patterns of disease in a family, the social worker may need to develop a three generation genogram as part of the assessment.

 

Because an individual’s genetic test in fact tests the whole family, the biology of a genetic condition must be thoroughly understood and explained to the client and his or her family to prepare them to make informed decisions about whether or not to be tested. Sensitivity to the principle of self-determination is essential in the process of informing clients and family members.

 

Professionals must take care to ensure that clients are fully informed about all aspects of genetic testing. Multidisciplinary teams should provide counseling before and after the decision to have a genetic test and after the test itself. Education includes medical and scientific information such as the intergenerational inheritance process, the risk and benefits of genetic testing to the individual and family, and the course of the disease or trait, as well as psychosocial counseling for coping and adaptation. It is important that all education be provided at a level that the client can understand and use. The highly technical nature of information about genetics, the historical treatment of ethnic and cultural minorities by Western medicine, and the potential for stigma and discrimination as a result of genetic testing also mandate that information be delivered in culturally specific ways.

 

Practice Skills

 

At the micro level of practice, primary skills that define social work practice in genetics are:

 

·         identifying clients with potential genetic disorders through case-finding and biopsychosocial assessment

 

·         identifying and developing programs that provide assistance for persons with genetic conditions

 

·         providing psychosocial counseling before testing to identify both risks and benefits of genetic testing for current and future generations

 

·         providing psychosocial counseling after testing for purposes of restoring optimal psychosocial function following the diagnosis of a familial genetic disorder

 

·         providing counseling particularly by social workers in maternal and child health settings during the family planning process

 

·         providing counseling particularly by social workers in adoption-related settings regarding implications for the child of genetic information of the biological parents.

 

Psychosocial Counseling

 

The profession’s position concerning counseling services emerging from the HGP is based on the principle of self-determination. Every individual should have access to professional pre- and posttest counseling if desired. The counseling must be nondirective and explore all of the client’s options. Some members of society may see genetics as an opportunity to rid society of less desirable traits that are not consistent with their values. Safeguards must ensure that society’s more vulnerable members are protected.

 

Ongoing Counseling for Coping and Adaptation

 

Social workers, unlike most other genetic providers, will have ongoing contact with clients. New genetic information may create disequilibrium, resulting in a crisis for an individual and his or her family. Social workers must use their clinical knowledge and skills to actively encourage the successful coping and adaptation of individuals and families by:

 

·         encouraging clients to be active participants in their own case management

 

·         working with clients and families to follow through on a plan of action and secure needed services

 

·         developing a lifestyle modification plan, when indicated, to decrease the risk of a condition occurring. Behavioral risk reduction models hold promise for conditions where lifestyle modifications can alter the disease course.

 

Once established, the social worker–client relationship should be useful as the client adapts to the genetic condition over time. It is likely that additional education and supportive services will be beneficial at future key transition times.

 

Resources and Referrals

 

Social workers traditionally have been responsible for the referral of clients for other available services. Genetic testing raises the question of what services are needed, what services are currently available, how they will be paid for, and how nondiscriminatory access can be assured.

 

Social Policy in Genetics

 

Genetics poses new challenges for social workers regarding policy and advocacy. At a macro practice level, social workers’ role in genetics is defined by the following values:

 

·         accessibility—voluntary and confidential genetic screening must be available to all people who desire it

 

·         self-determination—the rights of people who are asked to participate in population screening (such as for cystic fibrosis, breast cancer, disabilities, and sexual orientation) must be protected

 

·         autonomy—the clients’ right to choose to be tested or not must be preserved

 

·         confidentiality—the right of an individual to "own" his or her genetic information must be preserved

 

·         research—aggregate data are used for planning and developing service delivery.

 

The need for public policy to protect individuals from the misuse of genetic information cannot be overstated. Social workers’ involvement in the development of public policy will help ensure this protection. In addition to requiring that clients be apprised of the risks and benefits to genetic testing, public policy also must ensure individuals’ right to make family planning decisions without coercion from state or federal law, family members, professionals, employers, or insurance companies. Genetic testing should be done only with client consent.

 

Confidentiality regarding an individual’s genetic information must be protected by policy, but most states do not have safeguards at this time. The limits of confidentiality must be spelled out clearly to the client to ensure he or she makes a fully informed choice concerning testing.

 

Social workers also must advocate for insurance coverage of genetic counseling and testing. Without this coverage, access to testing will be limited to people of superior financial means, thus depriving poorer people from gaining valuable genetic information.

 

Values and Ethics in the Context of Genetic Testing

 

Some common ethical dilemmas or value conflicts raised by genetic testing are as follows:

 

·         If someone knows that they have a high risk of getting a debilitating condition in the future, should he or she have to reveal their genetic test to an insurance company before he or she can buy a long-term disability or life insurance policy?

 

·         Should an employer be allowed to require a genetic test during a preemployment physical examination as a condition of employment and for purposes of keeping down the company’s health insurance costs?

 

·         Should states require an exchange of DNA tests between partners who apply for marriage licenses?

 

·         Does confidentiality about the outcome of a genetic test extend to family members who also may be affected?

 

The NASW Code of Ethics(1996) provides guidance to social workers working in genetics. Social workers promote social justice and social change with and on behalf of clients. Social work interventions are guided by ethical standards, three of which are particularly relevant to genetics:

 

1. section 1.02 on self-determination

 

2. section 1.03 on informed consent

 

3. section 6.04 on social and political action.

 

Summary

 

Social workers have important and emerging roles to play in the clinical applications of the HGP. Currently technology is available that can identify a person’s predisposition to genetic conditions. Much less is known about prevention or cure. In the future, genetic tests will be used much as medical tests are used today, for diagnosis and treatment, prevention, or cure. During the current critical interim period, clients will benefit from a clear understanding of the limitations of our current knowledge of genetic disorders and treatment options.

 

Social workers are beginning to respond to the challenges of this interim period by striving to ensure the preservation of the rights of individuals receiving genetic counseling and the development of appropriate psychosocial and health care services and interventions. The social work emphasis on client self-determination, coupled with the use of supportive, solution-focused, nonjudgmental counseling techniques, prepares social work practitioners to assist individuals and their families to weigh the positive and potentially deleterious aspects of genetic testing and treatment options

 

For further information, contact:
Susan Taylor-Brown, PhD, MSW, MPH
at
stbrown@mailbox.syr.edu or at
Syracuse University
School of Social Work
313 Sims Hall
Syracuse, NY 13244

 

Ann M. Johnson, PhD, MSW
Council on Social Work Education
Alexandria,VA

 

Note: This practice update was developed from an invitational social work genetics conference held at NASW,Washington,DC, May 13, 1994, sponsored by the Virginia Insley Fund,School ofSocial Work,Syracuse University,New York. The authors thank members of the task force who read and advised them on this document.

 


References

 

Hawkins, D. (1997, June 21). A bloody mess at one federal lab: Officials may have secretly checked staff for syphilis, pregnancy, and sickle cell. U.S. News & World Report,26–27.

 

Jackson, J. (l996). Genetics and you.Totowa,NJ: Humana Press.

 

National Association of Social Workers. (1996). Code of ethics.Washington,DC: NASW.

 

Schild, S. (l966). The challenging opportunity for social workers in genetics. Social Work, 11(2), 22–28.

 

Schild, S., & Black, R. B. (Eds.). (l984). Social work and genetics: A guide to practice. New York,NY:HaworthPress.

 

SelectedReading

 

Andrews, L., Fullarton, J., Holtzman, N., & Motulshky, A. (Eds.). (1994). Assessing genetic risks: Implications for health and social policy.Washington,DC:NationalAcademyPress.

 

Collins, F., & Galas, D. (1993). A new five-year plan for the U.S. Human Genome Project. Science, 262,1, 43-46

 

Giardiello, F., Brensinger, M., Petersen, G., Luce, M., Hylind, L., Bacon, J., Booker, S., Parder, R., & Hamilton, S. (1997). The use and interpretation of commercial APC gene testing for familial adenomatous polyposis. New England Journal of Medicine, 336, 823–827.

 

Hudson, K., Rothenberg, K., Andrews, L., Kahn, M., & Collins, F. (1995). Genetic discrimination and health insurance: An urgent need for reform. Science, 270,20, 391-393.

 

Lapham, E., Kozoza, C., & Weiss, J. (1996). Genetic discrimination perspectives of consumers. Science, 274,621–624.

 

Task Force on Genetic Testing. (1995, April).NationalCenter for Human Genome Research factsheet.Bethesda,MD: NIH-DOE Joint Working Group on the Ethical, Legal, and Social Implications of Human Genome Research.

 

Task Force on Genetic Testing. (1995, September).NationalCenter for Human Genome Research factsheet.Bethesda,MD: NIH-DOE Joint Working Group on the Ethical, Legal, and Social Implications of Human Genome Research.

 

U.S. Department of Health and Human Services and U.S. Department of Energy. (1990, April). Understanding our genetic inheritance. The U.S. Human Genome Project: The first years, 1991–1995 (Publication no. 90-159).Bethesda,MD: National Institutes of Health.

 

Additional Information

 

Contact:Allianceof Genetic Support Groups,

35 Wisconsin Circle, Suite 440,Chevy Chase,MD20815-7015
نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ Theology

 

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

  In Defense of Systematic Theology: An Interview with Carl F.H. Henry

I have the honor of saying that Carl F. H. Henry (1913-2003) was my professor. When I graduated with an MDiv from Trinity and proceeded from there to Yale Divinty School, Dr Henry was instrumental in preparing me for the theological landscape of my new advisor, David Tracy

 

 Carl FH Henry is by all accounts a monumental figure in the rise of the "evangelical" movement with his seven volume opus magnum entitled God, Revelation and Authority.

 

Rather than a comedic presentation, I will simply provide a very brief quote from Dr Henry's writings outlining his understanding of "Theology".

 

Speak of an introduction to God, or to the science of God, and some people are sure to look for the nearesrt exit. ...

 

For our generation, is not theology a questionable concern at best? Contemporary man is far more sure of the landing of astronauts on the moon than he is of God's incarnation in Jesus Christ, more sure of scientists propelled into outer space than of the Logos "that came down from heaven" (John 3:13) as the eternal Word become flesh (John 1;14). To secular Western man, no world seems more remote than that of theology

 

Religion has now become "everyone's own kettle of fish" -- a matter of personal preference rather than a truth-commitment universally valid for one and all.

 

Is theology then sheer bunk? Are we merely chasing a will-o-the-wisp? Has theology not been taught for centuries by men ordained by the various world religions to [simply propogate their own world view]? Is it, as some have suggested, a specialized and rather bogus form of philosophy in which the conclusions are laid down before the argument begins? Is it a spurious form of philosophy that sets out with unquestioned and unquestionable assumptions, refuses to face problems, and corralls its converts into irrational commitment that is academically closed and intellectually dishonest? Is the skeptic's doubt about Christianity to be overcome by a hurried appeal to Pascal's "wager" -- a gambling of life on the view that even if a person is intellectually mistaken he stands to gain more by betting on God than on not-God

Theology, we shall insist, sets out not simply with God as a speculative presupposition but with God known in his revelation. But the appeal to God and to revelation cannot stand alone, if it is to be significant; it must embrace also some agreement on rational methods of inquiry, ways of argument, and criteria of verification. The critical question today is not simply, "What are the data of theology?" but "How does one proceed from these data to conclusions that commend themselves to rational reflection?" The fundamental issue remains the issue of truth, the truth of theological assertions. No work on theology will be worth its weight if that fundamental issue is obscured.

 

Dr Henry was an amazingly kind and humble soul despite his formidable influence and always wholly encouraged me to pursue even those avenues which at that time lay outside mainstream evangelical investigation.

 

 

 

In Defense of Systematic Theology : An Interview with Charles Hodge

 

 

 

One of the great benefits of being webmaster here is the ability to interview important theological figures including those of centuries past. Due to the unrivaled prominence and sheer BLING of TheologyWebsite, I was able to secure an interview with the stellar systematic theologian Charles Hodge.

 

The following interview consists of only two key questions:

 

What is Systematic Theology?

 

Why is Systematic Theology necessary?

 

Answers by Chuck (as I like to call him) are taken from his highly influential 1901 Systematic Theology. Read on if you dare... (especially you Avi :P !)

 

SDF: Mr. Hodge, may I call you Chuck?

 

Charles Hodge (CH): My friends call me Chuck. You can call me Professor Hodge, or even Charles, but certainly not Chuck.

 

SDF: Uh, Righto. Sorry about that. (Really.) Anyway, In light of certain questions raised (ON THIS VERY SITE!) regarding the value, validity and role of systematic theology, I was hoping you could perhaps shed some light on this issue.

 

CH: No problemo. Let's set those backsliders straight.

 

SDF: Cool Chuck!

 

CH: What did you just call me?

 

SDF: Question number one: "What exactly IS systematic theology?"

 

CH: What? You guys are living in the year 2005 with your skinny lattes and global internet and still you need to ask me "what is systematic theology?". Dude! Way Bad! I bet you slackers don't even know how to read Latin. You know, the first letter in Latin is "L" which you "Losers" should paste to your forehead.

 

SDF: Whoa, Chucky-baby, settle down.

 

CH: What did you just call me?

 

SDF: About the "What is systematic theology" question?

 

CH: Oh yeah. Well, here's my answer to that question (you slackers):

 

The Bible is no more a system of theology, than nature is a system of chemistry or physics. We find in nature the facts which the chemist and physicist has to examine, and from them to ascertain the laws by which they are determined. So the Bible contains the truths which the theologian has to collect, authenticate, arrange, and exhibit in their internal relation to each other. This constitutes the difference between biblical and systematic theology. The office of the former is to ascertain and state the facts of Scripture. The office of the latter is to take those facts, determine their relation to each other and to other cognate truths, as well as vindicate them and show their harmony and consistency. This is not an easy task, or one of slight importance.

 

SDF: Man, you can talk up a storm can't you Chuck?!

 

CH: What did you just...

 

SDF: Oops! Forgot. Sorry. The second question is: "Why is systematic theology necessary?"

 

CH: You know "SDF", if you were a pupil in any of the courses I taught at Princeton and you dared ask such a question, you'd be sitting a very long while in the corner wearing one of those hilariously long pointy caps with "DUNCE" written on it. Those hats were a riot!

 

SDF: Uh, yes. I am a little familiar with the "dunce cap".

 

CH: I bet you are! (giggles)

 

SDF: Getting back to the issue at hand... Is systematic theology simply an artificial human construction (aimed at diverting authentic religious sentiment toward a vacuous idol) or is systematic theology somehow an integral part of humanity's notion of God? In other words, "Why is systematic theology necessary?"

 

CH: Now I can't get the picture of you wearing that hat out of my mind. In any event, here is how I generally answer those who suggest systematic theology is not a neccesary core endeavour of Christians:

 

It may be naturally asked, why not take the truths as God has seen fit to reveal them, and thus save ourselves the trouble of showing their relation and harmony?

 

The answer to this question is, in the first place, that it cannot be done. Such is the constitution of the human mind that it cannot help endeavouring to systematize and reconcile the facts which it admits to be true. In no department of knowledge have men been satisfied with the possession of a mass of undigested facts. And the students of the Bible can as little be expected to be thus satisfied. There is a necessity, therefore, for the construction of systems of theology. Of this the history of the Church affords abundant proof. In all ages and among all denominations, such systems have been produced.

 

Second, a much higher kind of knowledge is thus obtained, than by the mere accumulation of isolated facts. It is one thing, for example, to know that oceans, continents, islands, mountains, and rivers exist on the face of the earth; but it is a much higherthing to know the causes which have determined the distribution of the land and water on the surface of the globe; the configuration of the earth; the effects of that configuration upon climate, on the races of plants and animals, on commerce, civilization, and the destiny of nations. It is by determining these causes that geography has been raised from a collection of facts to a highly important and elevated science. What is true of other sciences is true of theology. We cannot know what God has revealed in his Word unless we understand, at least in some good measure, the relation in which the separate truths therein contained stand to each other. It cost the Church centuries of study and controversy to solve the problem concerning the person of Christ; that is, to adjust and bring into harmonious arrangement all the facts which the Bible teaches on that subject.

 

Third, We have no choice in the matter. If we would discharge our duty as teachers and defenders of the truth, we must endeavour to bring all the facts of revelation into systematic order and mutual relation. It is only thus that we can satisfactorily exhibit their truth, vindicate them from objections, or bring them to bear in their full force on the mind of men.

 

Fourth, Such is evidently the will of God. He does not teach men astronomy or chemistry, but He gives them the facts out of which those sciences are constructed. Neither does He teach us systematic theology, but He gives us in the Bible the truths which, properly understood and arranged, constitute the science of theology. As the facts of nature are all related and determined by physical laws, so the facts of the Bible are all related and determined by the nature of God and of his creatures. And as He wills that men and women should study his works and discover their wonderful organic relation and harmonious combination, so it is his will that we should study his Word, and learn that, like the stars, its truths are not isolated points, but systems, cycles, and epicycles, in unending harmony and grandeur.

 

Besides all this, although the Scriptures do not contain a system of theology as a whole, we have in the Epistles of the New Testament, portions of that system wrought out to our hands. These are our authority and guide.

 

SDF: Verbose man, very verbose.

 

CH: Maybe you slackers were expecting "McTheology"? You know, if you were a student in one of my Princeton classes...

 

SDF: I and TheologyWebsite would like to thank Charles "Chucky" Hodge..

 

CH: What did you...

 

SDF: for his valuable contribution in the ongoing debate (between Avi and Systematic Theology). Hopefully souls willing to read a VERY little bit will gain some perspective.

 

CH: Ciao. I'm outta here dude. (you slackers.)

 

SDF: Thanks and seeya Chuck

 

CH: What did you just call me?

 

  *** Good Luck ***

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ Iran And Tourism

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

 Iran ranks 68th in tourism revenues worldwide

 

 Iran ranks 68th in tourism revenues worldwide, said deputy head of research for Iran Travel andTourism Organization (ITTO) Mahmoud Mohammadi said in Ramsar, Mazandaranprovince on Saturday, IRNA reported.

 

Speaking at a tourism promotion seminar Mohammadi told IRNA that the tourism revenues average about rls two billion annually. He said Iran with attractive natural and historical sites is rated among the 10 most touristic countries in the world "therefore it is imperative to devise comprehensive programs to promote tourism,". Close to 1.8 percent of national employment is generated in the tourism sector, "which is slated to increase to 10 percent in the next five years."

 

He said the numbers of hotels and motels in the country are 641 with 63,000 beds, adding "in the next three years the figure is slated to increase to 83,000."

 

Meanwhile, Head of ITTO Mohammad Taha Abdekhodaei condemned here recently what he called as attempts to "profit from tourism." "We will not let some people, through profiteering in tourism, deny the country from the ample revenues of foreign tourists," he stated.

 

He told IRNA that each tourist creates two to three jobs saying that the country cannot afford to lose these jobs. "We should beware that any uncalled moral, cultural or economic behavior will have ramification which will seriously damage the nation`s image in other countries."

 

He reiterated that a steady flow of tourists will be beneficial to the country.

 

The latest statistics indicate that the number of tourists visiting Iran has declined by 9.5 percent in the current Iranian year (started March 21) compared to the same period last year. The Customs Organization reported here in August that 1.352 million arrived in the country, "of whom 812,500 were Iranians and the rest foreign nationals."

 

It said the number of Iranian and foreign nationals visiting the country have declined by 7.6 percent and 12.8 percent, respectively compared to the same period in previous year. (09/07/2003, Payvand's Iran News)

 


GUIDEBOOK

 

Awakening Iran

 

Getting there: Alitalia (via Rome), British Airways (via London), KLM (via Amsterdam) and Lufthansa (via Frankfurt) offer connecting service between LAX and Tehran, with round-trip restricted coach fares beginning at $2,431.

 

Tour operators with experience in Iran: Distant Horizons,

350 Elm Ave.,Long Beach,CA90802

; telephone (800) 333-1240, fax (562) 983-8833. Tours are 18 days (which means 16 nights inIran), along with a tour leader and a Persian scholar. The 1998 price is $4,940 per person, double occupancy, excluding air fare to and fromNew York.

 

Geographic Expeditions,

2627 Lombard St.,San Francisco,CA94123

; tel. (800) 777-8183, fax (415) 346-5535. It offers 24-day itineraries, with a tour leader and local Iranian guides. The 1998 price is $4,090 per person, double occupancy, excluding flights to and fromTehran, but the figures drops by $400 if 10 travelers sign on. The 1999 base price is expected to be $4,790.

 

Travcoa World Tours, 2350 S.E. Bristol St., Newport Beach, CA 92660; tel. (800) 992-2003, fax (949) 476-2538. Tour combines Iran, Syria, Lebanon and Turkey on a 20-day itinerary, with half that time spent in Iran. Tours are joined by a U.S.-based tour manager and local guides. This year's brochure price is $7,595 per person, double occupancy, excluding transatlantic air fare.

 

Cyrus Travel, 9454 Wilshire Blvd., Suite M-20, Beverly Hills, CA 90212; tel. (310) 888-8810, fax (310) 888-8812. It typically offers 16-day itineraries, with bilingual locally based guides. This year's brochure prices are $2,850 to $3,050 per person, double occupancy, excluding air fare to and from Tehran.

 

Other companies with Iran trips in the works include Alpine Ascents International, 121 Mercer St., Seattle, WA 98109; tel. (206) 378-1927, fax (206) 378-1937 (a late August climb of the 18,000-foot Mt. Damavand is planned); and Silk Road Tours, 300-1497 Marine Drive, West Vancouver BC V7T 1B8, Canada; tel. (604) 925-3831, fax (604) 925-6269.

 

U.S. policy: There are ongoing government concerns about the safety of Americans traveling in the Middle East. For a recent advisory, see page L22. Search the archives of the Los Angeles Times for similar stories. You will not be charged to look for stories, only to retrieve one.

 

 

Copyright Los Angeles Times

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ AANetcom builds Gbit-speed transceiver on serial technology

*** IN THE NAME OF ALLAH ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

  By Will Wade
EE Times

 SAN MATEO, Calif. Ñ A startup networking chip company has begun sampling a device it claims can increase throughput in the backplane up to tenfold by switching from a parallel architecture to a serial design. AANetcom Inc. plans to begin volume shipments next month and said several top-tier networking vendors are already planning to use its technology for routers, switches and carrier-class telecommunications systems.

 

The new device by the company is the latest ripple in a major wave of Gbit+ serial interconnects, including the InfiniBand switched-fabric serial architecture being developed for high-end servers. "Parallel multidrop buses are reaching their limitations in both frequency and width," said Richard O'Connor, vice president of Tundra Semiconductor (Kanata, Ontario). "Systems need to migrate away from them."

 

AANetcom (San Jose, Calif.) sees the Internet phenomenon as the driving need for making the move to serial. "Because of the Internet's increasing bandwidth requirements, data throughput capacity must double every few months," said Farzin Firoozmand, vice president of marketing. "And as pipes get fatter to homes and offices, the routers have to keep up. But routers and switches with parallel backplanes can't keep up."

 

The basic idea behind parallel backplanes is simple-use multiple data streams running in parallel. Bandwidth can be increased simply by adding new channels. But "The problem is that increasing the number of channels requires more pins, and the maximum number of pins that you can get on a chip is about 1,500 to 1,800," said Lauri Vickers, industry analyst for Cahners In-Stat Group (Scottsdale, Ariz.).

 

Maxed out

 

"The physical limitations of parallel designs have maxed out the bandwidth," said Vickers. Parallel is reaching the end of its capacity, she added, because the ever-increasing need for bandwidth is taxing packaging requirements.

 

The alternative is to use a fast, serial approach. "Instead of using several trains on parallel tracks, our design is like using a very fast bullet train to move data," said Firoozmand. The company's chip, the 21Z01 OctalPHY transceiver, supports up to eight bidirectional channels, each capable of carrying up to 1.56 Gbits/second. The device is produced in a standard CMOS process and runs with 2.5 volts of power.

 

The key to the serial design is the clocking, according to Firoozmand. In parallel architectures, a system clock, typically centralized, sets the pace, while with the serial approach, the clock is embedded in the data stream, and the system is able to move data continuously with no time spent inactive. This allows a serial design to increase total system bandwidth even as the number of channels shrinks.

 

AANetcom's transceiver is also expected to be utilized for Gigabit Ethernet networking systems, where network backbones need to aggregate multiple channels of gigabit-speed data. Firoozmand said one of the main target markets for the product is in line cards for networking systems, especially for fibre channel designs. Running at full-speed, the eight channels on a 21Z01 can deliver total bandwidth of 12.48 Gbit/s. The chip is listed at $48 in 1,000-unit shipments.

 

Bandwidth pursued

 

"I think there will definitely be a healthy market for this technology," said Vickers. "Many of the major vendors are already switching to serial backplanes. Anything that can increase system bandwidth is where the market is going."

 

AANetcom faces competition from Applied Micro Circuits Corp. (San Diego). AMCC has been marketing its own serial backplane products for nearly five years, and also delivers bandwidth of up to 1.6 Gbit/s on its own CMOS-produced four-channel transceivers. While this lags behind AANetcom's eight-channel chip, Jon Siann, director of marketing for datacom products at AMCC, said his company's road map is quite similar, with plans to roll out an eight-channel chip and increase channel throughput to 2.5 Gbit/s later this year.

 

"At the higher speeds, serial architecture is definitely where things are going," he said. While he is bullish on the future prospects for the technology, he notes that a new venture will have its work cut out in establishing itself. "There are several vendors in this field, and it's very competitive."

 

With an eight-channel product available now, Louis Gerhardy, semiconductor analyst for Morgan Stanley Dean Witter in San Francisco, said AANetcom's chip will look attractive to customers. "This is the only eight-port device that I know of right now," he said. "They have a higher level of integration relative to other solutions that are available." However, with a limited product portfolio, he added that the company will need to broaden its offering in the future in order to remain competitive.

http://www.siliconiran.com

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تحقیقی نوین در مورد خودکشی و علل آن ( قسمت اول)

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

  به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 بحث و گفتگوی علمی پیرامون ((خودکشی)) پدیده ای است که باتوسعه و تکامل علوم روانشناسی و جامعه شناسی زاده شده و کشف اسرار و رموز واقعی آن همگام با پیشرفت دو دانش یادشده به پیش می رود. هرچند از آغاز خلقت و استقرار بشر در روی زمین تاکنون، بسیاری از فرزندان آدم دست به خود کشی زده و یا اقدام به آن ورزیده اند؛ اما هیچگاهی تحلیل و تشریح دقیق و علمی آن به پیمانة کنونی مورد مداقه قرار نگرفته و نتایجی برای پیشگیری آن به دست نیامده است. باپیدایش و تکامل علوم روانشناسی و جامعه شناسی – که عمر آنها از چند دهه فراتر نمی رود – ((خودکشی)) به عنوان دهمین عامل مرگ و میر درجهان مورد بحث قرار گرفته است. خودکشی یکی از معضلات اجتماعی است که امروزه با توجه به پیچیده‌تر شدن تعاملات و ارتباطات در بیشتر جوامع رو به افزایش است. افزایش نرخ خودکشی نزد گروهها، اقشار و طبقات اجتماعی نگرانی فزاینده‌ای را برای جوامع امروز بوجود آورده است. آمار خودکشی در کشور ما نشانگر آن است که این پدیده بویژه در میان زنان به صورت یک مسأله اجتماعی درآمده و اگر چاره‌ای برای آن اندیشیده نشود، آثار سوء آن علاوه بر شخص اقدام کننده، بر اطرافیان وی و جامعه نیز اثرگذار خواهد بود. به گزارش ایسنا، نابسامانی‌های اجتماعی، ناملایمات زندگی و عدم توانایی یا عدم آموزش مقابله با مشکلات، آدمی را در معرض بسیاری از آسیبها قرار می‌دهد، به شکلی که بسیاری از افراد قدرت مقابله یا سازگاری با شرایط سخت زندگی را نداشته و مرگ را تنها راه نجات خود تلقی می‌کنند. تحقیقات صورت گرفته نشان می‌دهد که بزرگترین موج خودکشی بعد از جنگ جهانی در جوامع صنعتی به دلایلی همچون بیکاری دسته جمعی و ناکامی ناشی از آن حتی در بین جوانان دارای تحصیلات عالیه، کاهش اعتقادات مذهبی، مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان، اثر طلاق روی کودکان، افراط و تفریط‌ های تربیتی بین جوانان 15 تا 24 ساله به وقوع پیوسته است. همچنین اشباع شدن جوانان از هر جهت به طوری که دیگر هیچگونه کمبودی در اطراف خود احساس نکنند نیز از موجبات خودکشی در دنیای متمدن امروز است. از سوی دیگر آلودگی‌های صوتی و اثرات مخرب گازهای شیمیایی پراکنده در محیط زیست، فیلم‌های بدآموز سراسر خشونت و تقلید کورکورانه از قهرمانان آنها، استفاده از مواد مخدر و مهمتر از همه کمرنگ شدن باورهای دینی و تربیت لائیک(بی دینی) نیز از جمله عوامل مؤثر در خودکشی جوانان جهان است. احصائیه های سازمان صحت جهانی نشانده آنست که سالانه چهارصد هزار انسان در اثرخودکشی های مؤفق جان خود را ازدست می دهند، و به همین علت ((خودکشی)) در ردیف دهمین عامل مرگ و میر برای تمام سنین در بیشتر کشورهای جهان قرارگرفته است. در حالی که تعداد اشخاص خودکشی کرده، در بین مردان سه برابر زنان است؛ اما زنان چهار برابر بیشتر از مردان، اقدام به خودکشی می کنند. . از آنجایی که هرپدیده یی مستلزم تعریف ویژة خویش است؛ جادارد که در اینجا به تعریف علمی ((خودکشی )) پرداخته شود. هرچند درین مورد تعریفات گوناگونی ارائه شده؛ اما به منظور اختصار سخن، صرف به دو – سه مورد آن اشاره می کنیم:

امیل دورکیم، خودکشی را چنین تعریف می نماید: ((هرنوع مرگی که نتیجة مستقیم یا غیرمستقیم عمل مثبت یا منفی خود قربانی است، که شخصاً می دانسته است باید به همین نتیجه برسد.(( اشنایدمن، در تعریف آن چنین گفته است: ((خودکشی عمل آگاهانة آسیب رساندن به خود است، که می توان آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان نیازمندی دانست، که برای مسئلة تعیین شدة او، این عمل بهترین راه حل تصور شده است((. و مرکز مطالعات روانی امریکا، خودکشی را چنین تعریف نموده است)) خودکشی تلاشی آگاهانه به منظور خاتمه دادن به زندگی شخص توسط خودش می باشد، که ممکن است این تلاش به اقدام تبدیل گردد یا فقط به شکل احساسی درفرد باقی بماند((. بامطالعة تعریف پایانی، سه شکل این پدیده مطرح بحث قرار می گیرد:

 1.خودکشی کامل: عبارت است از عملی که منجر به مرگ شود. 2. خودکشی ناقص: که صرف اقدام به خودکشی صورت گیرد؛ اما منجر به مرگ نشود. 3. خودکشی احساسی: که فکر و تمایلات آن در ذهن فرد موجود باشد؛ ولی به مرحلة اقدام یا اجرا درنیامده باشد. علل خود کشی: درگذشته ها بیشترین عقاید و آراء مؤید آن بود، که خودکشی نقطة پایانی یکی از بیماریهای روانی یاعصبی است، که فرد بیمار آن را به عنوان آخرین و سودمندترین وسیلة نجات به کارمی بست؛ اما باتحول و تکامل علوم )به ویژه جامعه شناسی) نظریة دیگری نیز درکنار آن جاگرفت، که: ناهنجاریهای اجتماعی جهان معاصر، مخصوصاً در کشورهای صنعتی غرب، خود یکی از بالاترین عوامل خودکشی در جهان کنونی است. و پژوهشهای انجام یافته نیز این واقعیت را به اثبات رسانیده است. به هرحال؛ درگروهبندی علل و اسباب خودکشی، نظریات متعددی وجود دارد، که ما صرف به ذکر یک مورد آن بسنده می کنیم:

1. عوامل احساسی؛ مانند: شکست درعشق، درگیریها و اختلافات خانوادگی، از دست دادن عزیزان، ابتلا به یکی از امراض مزمن و خطرناک، از دست دادن پایگاههای اجتماعی و ... 2. عوامل اقتصادی؛ مانند: بیکاری، مشکلات اقتصادی، ورشکست شدن، اخراج شدن از کار 3. عوامل آسیب شناسی – روانی؛ مانند: بیماریهای جسمی، بیماریهای روانی، چون افسردگی یا Depression روش‌های خودکشی از روش‌های خودکشی می‌توان به حلق‌آویز کردن خود، پرش از ارتفاع، غرق کردن، خودسوزی، بریدن رگ‌ها، شلیک گلوله به سر و خوردن بیش از اندازه دارو یا سم را نام برد. انواع خودکشی : خودکشی روشمند خودکشی تقلیدی خودکشی ترحمی خودکشی اجباری خودکشی اینترنتی خودکشی دسته‌جمعی خودکشی قتلی خودکشی آیینی حمله انتحاری خودکشی با قرار قبلی خودکشی نوجوانان انواع خودکشی از دید جامعه شناسی: انواع خودکشی را می توان در دسته های زیرین به مطالعه گرفت:

1. خودکشی خودخواهانه: هنگامی که مرد یا زن نمی تواند در یکی از گروههای اجتماعی قابلیت جذب و پذیرش را کسب کند و هنگامی که امیال محرک آنان در حدی از تعادل نیست که متناسب با معیارهای سرنوشت ساز جامعه باشد، اینگونه خودکشی صورت می پذیرد. که درینجا به نظر می رسد جامعه درحدی از ورشکستگی معیارهای انسانی نزول کرده که اسباب خودکشی فرد به میان آمده است. نه تنها این که شرایط ناپسند جامعه، رهایی افراد از بندهای اجتماعی را تشویق می کند. پس می توان نتیجه گرفت: به هراندازه همبستگی اجتماعی سست گردد و ارتباط و تعلق افراد به گروه کاسته شود، او آمادگی بیشتری برای پایان دادن به حیات خود پیدا می کند. 2. خودکشی دگرخواهانه: و این نوعی است که فرد نه به خاطر خود؛ بلکه به خاطر هدف معین، فرد یاگروهی دست به خودکشی می زند. این نوع خودکشی برخلاف نوع اول آن، زمانی سر می زند که میان فرد و جامعه همبستگی شدیدی وجود دارد و فرد در میان گروه جذب و حل شده است؛ اما انگیزه های متفاوت فردی و جمعی دیگری (که هرکدام جای بحثی جداگانه دارد) زمینة خودکشی فرد را فراهم می نماید. 3.خودکشی ارزش گرایانه: هنگامی که در جامعة سنتی، سلطة وجدان جمعی در حدی برفرد مستولی شده باشد، که آزادی عمل فردی را ازوی سلب کند و خود را اسیر سرنوشت و جبر اجتماعی احساس نموده روزنة امیدی برای تغییر اوضاع فردی فراراهش نباشد، وی برای رهایی ازین نوع هنجار های ناخواسته، آزادی خویش را در مرگ می جوید. 4. خودکشی پرخاش جویانه: یکی از خصیصه های جامعة جدید درحال انتقال از جامعة سنتی به جامعة مدرن، فروپاشی معیارهای پذیرفته شدة قبلی و بروز نابسامانیهای اجتماعی (قبل از مرحلة دخول به جامعة مدرنیته) در بالاترین حد آنست. در چنین شرایط، فرد خود را در برابر دیوارهای نو بنیادقیود جدید اجتماعی درمی یابد، ارزشهای قبلی را در حال متلاشی شدن می بیند، برخلاف امیال درونی، خویشتن را در موقعیتهای پایین تری احساس می کند، پاداشی را که در مقام قبلی از جامعه انتظار داشت، به دست نمیاورد و بالاخره احساس شکست و نومیدی شدید در وی ایجاد رخنه نموده، راه را برای خودکشی هموار می سازد. 5. خودکشی سنت گرایانه: این نوع خودکشی در میان افرادی که از کشورهای جهان سوم به کشورهای صنعتی غرب روآورده اند، قابل لمس است. هنگامی که فرد وارد جامعة جدید می گردد، خود را در برابر گروه متراکمی از هنجارهای ناشناخته یی احساس می کند که در زندگی پیشین او کوچکترین اثری ازان دیده نشده است و حتی گاهی برایش غیر قابل تصور بوده است. اینجاست که او احساس می کند، بر در صندوقچة داشته های گذشتة خود قفلی بزرگ زند و آنها را به دست فراموشی سپرده، برای پذیرش ارزشهای جدید آمادگی گیرد و یا آن که ارزشهای قدیم وجدید را باهم تلفیق دهد. اگر اوصرف به پذیرش معیارهای جدید اقدام کند، در صورت نداشتن بهرة کافی از دانش مورد نیاز در همیاری باخاطرات گذشته به بیراهه سوق می یابد، که خود مشکلات عدیدی را درپی خواهد داشت؛ اما اگر بخواهد تلفیقی میان هر دو نوع آن به وجود آورد، برخی از نکات متضاد معیارهای قدیم و جدید به هیچ صورت باهم درنمیامیزند، که انگیزه های قوی داشته های گذشته و ضرورت پذیرش معیارهای جدید، شدیداً در مقابل هم قرار گرفته و فرد را دچار توهم و سردرگمی عجیب، همراه با نگرانی و ترس و وحشت و نومیدی می سازد. هرگاه این حالت ادامه یافت و فرد در یافتن راه حلی مطابق به میل عاجز ماند، کار به نومیدی می کشد و دنبالة آن به Depression و دهها گونه عوارض جسمی و روانی دیگر، که همة آنها می توانند زمینه ساز خودکشی باشند. این پدیده در میان قشر کم سواد بیشتر از سایرین قابل مشاهده است؛ زیرا باپشتوانة اندکی که از دانش معاصر، مسایل فرهنگی گذشته، عقاید مذهبی و... دارند، یکباره خود را در برابر معیارهای کاملاً متضاد باداشته های اندک خود احساس می کنند و کارایی پشتوانة فرهنگی آنان درحد متناسبی از تعادل قرار ندارد که بتواند با پدیده های جدید به مقابله برخیزد یایکی را در دیگری حل کند. همانست که سر رشتة امور ازدست شان درمیرود و گامهای ناهمواری را باطی مراحل مختلف به سوی خودکشی برمی دارند. ناگفته نباید گذاشت که حسن روابط خانوادگی و توجیه دقیق آنان، درجلوگیری از فاجعه سخت مؤثر و کارایند خواهد بود. نکتة دیگر قابل بحث اینست که خودکشی در جوامع اسلامی (نه در کشورهای اسلامی) به مراتب کمتر از جوامع غیر اسلامی است؛ زیرا از دید روانشناسی, موقعی که فرد احساس کند، تکیه گاه و پشتوانه یی دارد، به مراتب کمتر دچار ناهنجاریهای روانی می گردد؛ چون در برخورد با انواع گوناگون مشکلات, آنها را با تکیه گاه و پشتوانة خویش قسمت می کند و برای خودش سهم ناچیزی باقی می ماند که آن به تنهایی نمی تواند باعث بروز بیماریهای روانی حادگردد. در اینجا نباید تصور نمود که بحث روانی خودکشی برمعیاراساسات مذهبی یا دینی صورت گرفته است؛ بلکه سخن برسر نوع عقیده است. اصولاً خودکشی در میان افرادی که عقیده به خدا دارند و عامل واقعه را همان تکیه گاه خویش می دانند، به مراتب کمتر از کسانی است که بدین باور نیستند. آنانی که در برابر شدید ترین مشکلات و تلخ ترین وقایع می گوید: ))قسمت و نصیب همینطور بود)) یا به گفتة عربها ((الخیرفی ما وقع)) از یکسو عامل واقعه را خارج از حیطة توانایی خود می دانند و از سوی دیگر هیچکسی را مستحق سرزنش کردن نمی دانند. از جانب دیگر احتمال قرار گرفتن خویش را در برابر مشکلاتی بالاتر و بزرگتر از آن در نظر میاورند، که این خود از تلخی وقایع و شدت مصایب به حد اعلای آن می کاهد. ازینروست که ایشان دست به فرافگنی زده و رنج بردن در برابر مصایب را از خویش دور می سازند و دلیل برای بروز واکنش نزد خویش نمی یابند. پس درینجا می توان نتیجه گرفت: به هر اندازه که ایمان و اعتقادقلبی بیشتر باشد، سلامت و آرامش روحی فرد فزونتر است و به هرپیمانه صلابت ایمان و اعتقاد سست تر، آسیب پذیری فرد برای اقداماتی نظیر خودکشی (یاکمترین آن که افسردگی یا Depression است) بیشتر. بنابرین نوع و شدت عقیده بیشتر تعیین کننده است، نه دین یا مذهب. علایم هشدار دهنده خودکشی :

 1.خلق وخوی افسرده ویا حاکی از ناامیدی که ادامه داشته باشد. 2.اختلال در خواب و خوراک 3.کاهش عملکرد در مدرسه و کارهای روزانه 4.انزوای اجتماعی تدزیجی و افزایش کناره جویی از دیگران 5.پیشینه اقدام به خودکشی در گذشته 6.خواستن چیزی مرگ آور مثل دارو ،سم یا سلاح 7.گفتنن عباراتی مانند ای کاش بمیرم یا برای چه زندگی میکنم . 8.جوادث غیر معمول و ناگهانی در زندگی مثل شکست در تحصیل ، قطع رابطه نزدیک با فرد مورد علاقه یا مرگ غریزی روشهای پیشگیری و مقابله با خودکشی: برپایة پژوهشهایی که روی خودکشیهای مؤفق انجام یافته، تقریباً دوسوم افرادی که دست به خودکشیهای مؤفق زده اند، قبل از اقدام بدین عمل، ابراز تمایل مستقیم به خودکشی در آنها وجود داشته و ازقبل افراد مرتبط باخویش را به صورت جدی یا شوخی آگاهی داده اند معمولاً مردان بالای سنین 45، در اثر ابتلا به بیماریهای مزمن و خطرناک، اعتیاد، از دست دادن موقعیتهای اجتماعی و... دست به خودکشی زده اند .بیشترین زنان در اثر ناهنجاریهای روابط خانوادگی یا بیماریهای مزمن و خطرناک دست به این عمل زده اند و در بیشترحالات، عوامل احساسی و عاطفی ایشان را به سوی خودکشی سوق داده است. تعداد زیادی از جوانان نیز در اثر ناهنجاریهای روابط کشمکشهای خانوادگی، شکست در عشق، بیکاری و مشکلات اقتصادی و یا در اثر اصطکاک فرهنگهای متضاد و آشتی ناپذیر دست به خودکشی زده اند. با در نظرداشت موارد بالا، بهترین راه برای پیشگیری از خودکشی، توجیه درست آنان، باتوجه جدی به رفع نیازها و مشکلات شان و زمینه سازی معالجة آنان توسط یک روانشناس است. که در قدم اول یکی از شیوه های نوین روانشناسی به نام ((گفتار درمانی)) می تواند مؤثرترین طریقة درمان باشد. در غیر آن زیر مراقبت بردن ایشان به یکی از شفاخانه های روانی – درمشوره با یک روانشناس ـ خواهد بود. هرچند شیوه های مقابله باخودکشی افراد، با درنظرداشت خصوصیتهای مشاکل و ویژگیهای فردی، اجتماعی و روانی آنها گوناگون است؛ اما به صورت کلی می توان متودهای زیر را برای مقابلة عمومی باخودکشی به کاربست:

1.مشوره، توجیه، رهنمایی و حمایت کامل از فرد. 2. توجه جدی به رفع نیازهای کوچک و بزرگ فرد درحد امکان و رفع مشکلی که احتمالاً عامل اقدام به خودکشی خواهد شد. 3. آموزش عقاید مذهبی از راههای غیر مستقیم، که به هیچ صورت با عامل احتمالی خودکشی برخورد ننماید. 4.درمان روانی فرد ازطرق غیرمستقیم به ویژه تلقین. 5.مداخلة یکی از افراد آگاه خانواده یا دوستی که فرد به وی اعتماد داشته باشد. 6.زمینه سازی برای اشتراک در محافل، مجالس و نشست هایی که به گونة غیرمستقیم روی افکار و تمایلات فرد تأثیرگذار باشد. 7. معالجه و تداوی با ادویة توصیه شده توسط داکتر. 8. و بالآخره معالجه توسط یک متخصص روانشناس.

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تحقیقی نوین در مورد خودکشی و علل آن ( قسمت دوم )

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

 

بررسی پدیده خودکشی در ایران و جهان:

  نابسامانی‌های اجتماعی، ناملایمات زندگی و عدم توانایی یا عدمآموزش مقابله با مشکلات، آدمی را در معرض بسیاری از آسیبها قرار می‌دهد، به شکلی کهبسیاری از افراد قدرت مقابله یا سازگاری با شرایط سخت زندگی را نداشته و مرگ راتنها راه نجات خود تلقی می‌کنند

 تحقیقات صورت گرفته نشان می‌دهدکه بزرگترین موج خودکشی بعد از جنگ جهانی در جوامع صنعتی به دلایلی همچون بیکاریدسته جمعی و ناکامی ناشی از آن حتی در بین جوانان دارای تحصیلات عالیه، کاهشاعتقادات مذهبی، مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان، اثر طلاق رویکودکان، افراط و تفریط‌ های تربیتی بین جوانان 15 تا 24 ساله به وقوع پیوسته است.

 

همچنین اشباع شدن جوانان از هر جهت به طوری که دیگر هیچگونه کمبودیدر اطراف خود احساس نکنند نیز از موجبات خودکشی در دنیای متمدن امروز است. از سویدیگر آلودگی‌های صوتی و اثرات مخرب گازهای شیمیایی پراکنده در محیط زیست، فیلم‌هایبدآموز سراسر خشونت و تقلید کورکورانه از قهرمانان آنها، استفاده از مواد مخدر ومهمتر از همه کمرنگ شدن باورهای دینی و تربیت لائیک(بی دینی) نیز از جمله عواملمؤثر در خودکشی جوانان جهان است.

 

به گفتهکارشناسان عمده‌ترین علل خودکشی در ایران شامل اختلافات زناشویی، ناراحتی‌هایروانی، شکست در عشق، عدم تعادل شخصیت، فقر، بیکاری، اعتیاد و شرایط نامساعداقتصادی، شرایط خاص زندگی شهری بویژه شهرهای بزرگ و صنعتی و از هم پاشیدگی و جداییگروههای اجتماعی است.

 

بررسی‌های صورت گرفته حاکیست که بیشترینفراوانی خودکشی در شهرها به دلایلی همچون اختلافات خانوادگی، طرد شدگی، مشکلات جسمیو عاطفی، بیماریهای روانی، فقر، بدهی مالی و ناکامی و شکست در زندگی به وقوع میپیوند. به عنوان مثال در استان تهران نیز بیشترین خودکشی مربوط به خودکشی مرداناست.

 

در طی سال 1380 هجری شمسی ، 7/5 خودکشی به به ازای هر 000/10 مرد و 1/3 به ازای هر 000/100 زن در کشور به وقوع پیوسته است . از لحاظ آماری مردان وزنان در به کار بردن شیوه های خودکشای به یکدیگر متفاوتند. مردان بیشتر از شیوه حلق آویز (56 درصد) وزنان بیشتر از شیوه خود سوزی (4/63) استفاده کرده اند. در بین مردان استانهای همدان ،لرستان و ایلام  و در بین زنان استانهای ایلام ،کرمانشاه و لرستان بالاترین نرخ خودکشی را دارا هستند. براساس آمارهای جهانی نیز در بین مردان ،کشورهای لیتوانی ، روسیه و بلاروس ودر بین زنان کشورهای سریلانکا ،چین و مجارستان بالاترین نرخ خودکشی را دارا هستند.

 

 

نتیجه گیری:

 

نتایج بدست آمده حاکی از آنست که نرخ خودکشی در  زنان و مردان ایران از اکثر کشورهای دنیا به ویژه جوامع غربی پایینتر است.( به گونه‌ای که خودکشی مردان ایران یک ششمخودکشی در سایر کشورها است،) ولی در منطقه خاورمیانه در رده بالایی قرار گرفته است. اما باید توجه داشت ایران وارد مرحله ای از گذار اجتماعی شده که با اغتشاش ارزشها یا آنومی همراه خواهد بود. هم اکنون نیز وضعیت خودکشی در برخی استان های غربی کشور در حالتی بحرانی قرار دارد که لزوم بررسی  بیشتر علل و عوامل دخیل در این مسئله ضروری است.

 

 

علل:

 


استانهای کرد و لرنشین که از نظر فرهنگی زنان معمولا اختیاری از خود نداشته و مردانآنها را تحت تملک خود می‌دانند و زنان باید عمدتا کارهای خانه و حتی برخی از کارهایمردان را انجام دهند و با توجه به بیشتر بودن چند زنی در مقایسه با سایر استانهااین عوامل تبدیل به دلیلی برای عدم تحمل زندگی برای زنان می‌شود
  
بیشترین خودکشی‌ها در سنین بین 18 الی 24 سال صورتمی‌گیرد که سن جوانی و دوران هیجانات و مسایلی مانند ورود به دانشگاه، اشتغال وازدواج است و امروزه به عنوان مشکل در جامعه مطرح است و شاید محدودیت‌های موجود،جوان را با بحران و ناکامی مواجه کند که راه چاره را در خودکشی ببینند که این حرکتنه تنها در ایران بلکه در جهان بیشتر در دوران جوانی رخ می‌دهد.

 

 

وضعیت موجود خودکشی زنان‌ در ایران به تفکیک استان در کشور طی سال‌های‌1375 تا 1378 (در صدهزار نفر)

 


آذربایجان شرقی :

 


بر اساس مطالعات به عمل آمده، در استان‌ آذربایجان شرقی در سال 1375، 69‌/‌4 نفر، در سال 1376 تعداد 91‌/‌2 نفر، در سال 1377 تعداد7‌/‌2 نفر و در سال 1378 تعداد 54‌/‌2 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، میزان خودکشی زنان از سال 1375 به بعد کاهش یافته و در سال 78 به کمترین میزان خود رسیده است.

 


آذربایجان غربی‌:

 


در سال 1375 تعداد 81‌/‌4 نفر زن، در سال 1376 تعداد 77‌/‌5 نفر، در سال 1377 تعداد 12‌/‌5 نفر، در سال 1378 تعداد 73‌/‌4 نفر از هر 100 هزار نفر زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند. همانطور که ملاحظه می‌شود میزان خودکشی در سال 1376 و 1377 نسبت به سال 1375 افزایش یافته ولی در سال 1378 با کاهش مواجه شده است.
براساس یافته‌ها، نسبت جنسی در این استان در سال 1375، 163 می‌باشد به طوری که به ازای هر 100 زن، 163 مرد اقدام به خودکشی کرده‌اند. این نسبت در سال 1376، 101، در سال 1377، 111 و در سال 1378، 120 بوده است. به طور کلی اقدام به خودکشی مردان در طی این چهار سال بیشتر از اقدام زنان به خودکشی بوده است.
اطلاعات موجود بیانگر آن است که در استان آذربایجان غربی عامل اختلافات خانوادگی با بیشترین فراوانی، از مهم‌ترین علل خودکشی در این استان بوده است، همچنین عوامل روانی دومین علت خودکشی در این استان گزارش شده است.
از سوی دیگر آمارهای پراکنده به دست آمده از استان‌ها (سازمان بهزیستی استان آذربایجان غربی) بیانگر آن است که در سال 1377 در این استان بیشترین خودکشی زنان به روش خودسوزی بوده است. گفتنی است که این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه هجدهم است.

 


استان اردبیل:

 


براساس بررسی‌ها در سال 1375 تعداد 05‌/‌6 نفر، در سال 1376 تعداد 38‌/‌1 نفر، در سال 1377 تعداد 20‌/‌1 نفر و در سال 1378، تعداد 17‌/‌0 نفر از هر 100 هزار نفر زن اقدام به خودکشی کرده‌اند. روند خودکشی زنان طی این چهار سال، از کاهش چشمگیر میزان خودکشی زنان از سال 1375 به بعد گزارش می‌دهد.
نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 1375 ، 129 نفر مرد نسبت به 100 نفر زن، در سال 1376، 300، در سال 1377، 386 و در سال 1378، 1500 گزارش شده، بنابراین خودکشی مردان بیشتر از خودکشی زنان است.

 در میان علل خودکشی در این استان، عامل اختلافات خانوادگی و سپس شکست و نا‌امیدی در زندگی به عنوان مهم‌ترین عوامل خودکشی عنوان شده است. این استان از حیث شاخص خودکشی در بین 28 استان، دارای رتبه پانزدهم است.

 

 
استان اصفهان‌:

 


براساس نتایج به عمل آمده در سال 1375 تعداد 76‌/‌4 نفر، در سال 1376 تعداد 23‌/‌1 نفر، در سال 1377 تعداد72‌/‌1 نفر و در سال 1378، 35‌/‌0 نفر از 100 هزار زن در استان اصفهان اقدام به خودکشی کرده‌اند. همان‌طور که ملاحظه می‌شود میزان خودکشی در سال 1376 نسبت به سال 1375 کاهش چشمگیری داشته است. این میزان در سال 1377 کمی افزایش و در سال 1378 کاهش یافته است.

 

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 1375، 123 مرد، به ازای هر 100 زن، در سال 1376، 308 ،در سال 1377، 221 و در سال 1378، 300 بوده است، بنابراین خودکشی مردان به مراتب بیشتر از خودکشی زنان می‌باشد. گزارش‌های به دست آمده از این استان حاکی از آن است که بیشترین علت خودکشی مربوط به اختلافات خانوادگی و سپس شکست و ناامیدی می‌باشد. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه نوزدهم است.

 

 
استان ایلام‌:

 


براساس نتایج به عمل آمده میزان خودکشی در این استان حاکی از آن است که در سال 1375 تعداد 51‌/‌15 نفر، در سال 1376 تعداد 08‌/‌34 نفر، در سال 1377 تعداد 03‌/‌39 نفر و در سال 1378 تعداد 91‌/‌24 نفر از هر 100 هزار زن در استان ایلام اقدام به خودکشی کرده‌اند. روند میزان خودکشی زنان طی این چهارسال بیانگر افزایش خودکشی زنان در سال 1376 نسبت به سال 1375 است. این میزان در سال 1377 افزایش یافته ولی در سال 1378 با کاهش چشمگیری همراه بوده است.
نسبت جنسی خودکشی در سال 1375 در این استان 95 نفر مرد، دربرابر هر 100 زن، در سال 1376، 57 نفر، در سال 1377 ، 54 و در سال 1378، 71 می‌باشد. همان‌طور که ملاحظه می‌شود میزان اقدام به خودکشی زنان در این استان بیشتر از مردان است. گزارش‌های ارائه شده در خصوص علل خودکشی این استان، عامل اختلافات خانوادگی را در درجه اول، فقر و تنگدستی را در درجه دوم و مسائل ناموسی را به عنوان عامل سوم مطرح کرده‌اند.

 

براساس آمار‌های سازمان بهزیستی، میزان خودکشی ناموفق بیشتر از خودکشی‌های موفق در

 

این استان می‌باشد. لازم به ذکر است که این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه دوم است.

 


استان بوشهر:

 


بررسی‌ها نشان می‌دهد که در سال 1375 تعداد 01‌/‌12 نفر، در سال 1376 تعداد 58‌/‌4 نفر ، در سال 1377 تعداد66‌/‌6 نفر و در سال 1378 تعداد 11‌/‌2 نفر از هر 100 هزار نفر زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی در سال 1375، 70 مرد، در سال 1376 ، 76، در سال 1377 ،116 و در سال 1378، 88 مرد به ازای هر 100 زن بوده است، به عبارت دیگر به غیر از سال 1377، در سه سال دیگر میزان اقدام به خودکشی زنان بیشتر از مردان بوده است.
در میان علل خودکشی زنان در استان بوشهر، عامل اختلافات خانوادگی و عامل شکست و ناامیدی در زندگی مهم‌ترین علل خودکشی زنان گزارش شده است.
براساس آمار استانداری بوشهر، گروه سنی 15تا 19 ساله بیشترین میزان خودسوزی زنان را داشته‌اند. زنان متأهل بیشتر از زنان مجرد اقدام به خودکشی کرده‌اند و میزان موفقیت در خودسوزی‌ها بیشتر از موارد ناموفق آن است. استان بوشهر از حیث خودکشی دارای رتبه چهارم است.

 


استان تهران‌:

 


براساس یافته‌های این گزارش، در سال 1375 تعداد 04‌/‌3 نفر، در سال 1376 تعداد 08‌/‌1 نفر، در سال 1377،17‌/‌1 نفر و در سال 1378، 57‌/‌0 نفر از هر 100 هزار نفر زن در استان تهران اقدام به خودکشی کرده‌اند. همان‌طور که ملاحظه می‌شود در سال 1376 میزان خودکشی زنان نسبت به سال 1375 کاهش یافته و در سال 1377 کمی افزایش یافته ولی در سال 1378 با کاهش چشمگیری مواجه شده است.

 

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 1375، 154 ، در سال 1376، 242، در سال 1377، 210 و در سال 1378، 239 مرد در برابر هر صد زن بود. این امر بیانگر آن است که خودکشی مردان به مراتب بیشتر از خودکشی زنان می‌باشد. عواملی همچون اختلافات خانوادگی و شکست و ناامیدی در زندگی مهم‌ترین علل خودکشی زنان گزارش شده است. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه بیست‌و‌چهارم است.

 


استان چهار محال و بختیاری‌:

 


نتایج نشان می‌دهد در سال 75 تعداد 63‌/‌6 نفر در سال 76 تعداد 49‌/‌9 نفر، در سال 77 ، 59‌/‌7 نفر و در سال 78 ،21‌/‌5 نفر از هر 100 هزار نفر زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند. روند میزان خودکشی طی این سال‌ها بیانگر آن است که در سال 76 میزان خودکشی زنان نسبت به سال 75 افزایش و در سال 77 کاهش یافته و در سال 78 با کاهش بیشتری مواجه بوده است. نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 116، سال 76 ،64، سال 77، 97 و در سال 78، 55 مرد در برابر هر صد زن بوده است.

 

اختلافات خانوادگی و مسائل ناموسی به عنوان مهم‌ترین علل خودکشی گزارش شده است. خودسوزی و استفاده از دارو متداول‌ترین روش خودکشی گزارش شده است. این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه سیزدهم است.


براساس مطالعاتی که در خصوص نسبت جنسی خودکشی در سال 1375 در این استان انجام شده است چنین می‌توان نتیجه گرفت که به ازای هر 100 نفر زن، 132 نفر مرد خودکشی کرده‌اند. در سال 1376 این نسبت به 190، در سال 1377، 220 و در سال 1378 ، 195 افزایش یافته است. به طور کلی در طی این چهار سال، خودکشی مردان بیشتر از زنان بوده است. بیشترین علت خودکشی در این استان مواردی چون اختلافات خانوادگی و فقر گزارش شده است. مطالعات حاکی از آن است که این استان از حیث خودکشی زنان در رتبه بیستم قرار دارد.

 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تحقیقی نوین در مورد خودکشی و علل آن ( قسمت سوم و پایانی )

  به نام یکتا آفرینش هستی بخش

استان خراسان‌:

 براساس گزارش‌ها، در سال 75، 30‌/‌6 نفر در سال 76، 97‌/‌6 نفر، در سال 77، 18‌/‌5 نفر، در سال 78، 85‌/‌4 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

نسبت جنسی خودکشی استان خراسان در سال 75، 103، در سال 76، 88، در سال 77، 106 و در سال 78 ،71 بوده است، یعنی در سال 75 و 77 خودکشی مردان بیشتر از زنان و در سال 76 و 78 خودکشی زنان بیشتر از مردان بوده است.

طبق گزارش‌های حاصله عواملی چون اختلافات خانوادگی و شکست و ناامیدی مهم‌ترین علل خودکشی زنان در این استان محسوب می‌شود. این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه چهاردهم است.

 


استان خوزستان‌:

 


بر طبق نتایج به عمل آمده، در سال 75 تعداد 66‌/‌5 نفر، در سال 76 تعداد 28‌/‌5نفر، در سال 77، 54‌/‌3 نفر و در سال 78 تعداد 80‌/‌0 نفر از هر 100 هزار نفر زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 88 نفر در سال 76، 81، در سال 77، 87 و در سال 78، 144 مرد به ازای هر صد زن بوده است، یعنی به غیر از سال 78 که خودکشی مردان بیشتر بوده در سه سال دیگر خودکشی زنان بیشتر از مردان بوده است.
عواملی چون اختلافات خانوادگی، اختلال حواس و مسائل ناموسی از عوامل خودکشی زنان گزارش شده است. این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه شانزدهم است.

 

 

 

 

استان زنجان‌:

 


براساس اطلاعات به دست آمده، در سال 75 تعداد 50‌/‌10 نفر، در سال 76، 44‌/‌8 نفر، در سال 77، 4‌/‌60 نفر در سال 78، 54‌/‌1 نفر از هر 100 هزار نفر زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی میزان خودکشی در سال 75، 123، در سال 76، 108، در سال 77 ، 103 و در سال 78، 286 می‌باشد، یعنی خودکشی مردان بیشتر از زنان بوده است.
عواملی چون اختلافات خانوادگی، اختلال حواس و فقر به ترتیب به عنوان مهم‌ترین علل خودکشی زنان عنوان شده است. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه هفتم است.

 


استان سمنان:‌

 


گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال 75، 82‌/‌7 نفر، در سال 76، 84‌/‌4 نفر، در سال 77، 96‌/‌3 نفر و در سال 78، 78‌/‌7 نفر از 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 111، در سال 76، 117، در سال 77، 170 و در سال 78، 130 نفر گزارش شده است که مشخص می‌شود خودکشی مردان بیشتر از زنان بوده است.

 

عوامل اختلافات خانوادگی، شکست و ناامیدی نیز از مهم‌ترین علل خودکشی گزارش شده است. این استان از حیث خودکشی دارای رتبه نهم است.

 


استان سیستان و بلوچستان‌:

 


نتایج نشان می‌دهد در سال 75 تعداد 77‌/‌1 نفر، در سال 76، 35‌/‌0، درسال 77، 34‌/‌0 نفر در سال 78، 30‌/‌1 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.
نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 93، درسال 76، 576، در سال 77، 500 و در سال 78، 333 بوده است، یعنی به غیر از سال 75 در سایر سال‌ها مردان بیشتر از زنان خودکشی کرده‌اند. اختلافات خانوادگی و شکست و ناامیدی از مهم‌ترین علل خودکشی این استان ذکر شده است. این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه بیست و پنجم است.

 


استان فارس‌:

 


گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال 75 تعداد
14‌/‌7 نفر، در سال 76تعداد 89‌/‌3 نفر، درسال 77، 92‌/‌4 نفر، در سال 78، 33‌/‌3 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.
نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 79، در سال 76، 101، در سال 77، 101، در سال 78، 142 مرد در برابر هر صد زن بوده است که به غیر از سال 75 در بقیه سال‌ها نسبت خودکشی مردان بیشتر از زنان بوده است. مهم‌ترین علل خودکشی در این استان به ترتیب اختلافات خانوادگی، شکست، ناامیدی و اختلال حواس گزارش شده است. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه یازدهم است.

 

 

 

استان کردستان‌:

 


براساس گزارش‌ها در سال 75، 10‌/‌12 نفر، درسال 76، 56‌/‌6 نفر، در سال 77، 97‌/‌3 نفر و در سال 78، 05‌/‌4 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 76، در سال 76، 118، در سال 77، 119، در سال 78، 114 نفر گزارش شده است، به عبارتی به غیر از سال 75 در بقیه سال‌ها مردان بیشتر از زنان اقدام به خودکشی کرده‌اند. اختلافات خانوادگی، شکست و ناامیدی مهم‌ترین علل خودکشی زنان عنوان شده است، همچنین گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه سوم است.

 


استان کرمان‌:

 


نتایج نشان می‌دهد که در سال 75، 06‌/‌4 نفر، در سال 76، 09‌/‌2 نفر در سال 77، 90‌/‌4 نفر و در سال 78، 45‌/‌1 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 95، درسال 76، 286، درسال 77، 170، درسال 78، 227 بوده است. به غیر از سال 75 در بقیه سال‌ها مردان بیشتر از زنان خودکشی کرده‌اند.

 

اختلافات خانوادگی، شکست و ناامیدی نیز از علل خودکشی زنان این استان گزارش شده است. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه بیست‌ و دوم است.

 


استان کرمانشاه‌:

 


نتایج نشان‌ دهنده آن است که در سال 75 تعداد 47‌/‌16 نفر، در سال 76، 01‌/‌14 نفر،‌ در سال 77، 67‌/‌27 نفر و در سال 78، 09‌/‌24 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی این استان در سال 75، 75، در سال 76، 108، درسال 77، 68 و در سال 78، 71 بوده است. به عبارتی به غیر از سال 76 بقیه سال‌ها نسبت خودکشی مردان کمتر از زنان بوده است.

 

مهم‌ترین علل خودکشی زنان در این استان به ترتیب اختلافات خانوادگی و اختلال حواس گزارش شده است. استفاده از قرص متداول‌ترین شیوه خودکشی در این استان است. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه اول است.

 


استان کهگیلویه و بویراحمد:

 


براساس گزارش‌ها در سال 75، تعداد 17‌/‌11 نفر، درسال 76، 87‌/‌9 نفر، در سال 77، 80‌/‌6 نفر و درسال 78،13 ‌‌/‌9 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 110، درسال 76، 70، درسال 77، 43 و در سال 78، 46 نفر بوده که به غیر از سال 75 در بقیه سال‌ها میزان خودکشی مردان در مقایسه با زنان کمتر بوده است. اختلافات خانوادگی و شکست، از مهم‌ترین عوامل خودکشی زنان گزارش شده است و همچنین از حیث خودکشی زنان این استان دارای رتبه پنجم است.

 


استان گیلان‌:

 


نتایج نشان می‌دهد در سال 75، 53‌/‌4 نفر، در سال 76، 82‌/‌2 نفر،‌ درسال 77، 57‌/‌1 نفر و در سال 78، 48‌/‌1 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

نسبت جنسی خودکشی این استان در سال 75، 171، در سال 76، 166، در سال 77، 339 و در سال 78، 229 بوده است، یعنی خودکشی مردان از زنان بیشتر است. اختلافات خانوادگی و اختلال حواس از مهم‌ترین عوامل خودکشی گزارش شده است. این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه بیست و یکم است.

 

 

استان لرستان‌:

 


گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال 75، 55‌/‌10 نفر، درسال 76، 06‌/‌9 نفر،‌ در سال 77، 92‌/‌13 نفر و در سال 78، 67‌/‌7 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند. نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 66، در سال 76، 108 و در سال 77، 68 و در سال 78، 125 نفر گزارش شده است، یعنی در سال 75 و 77 خودکشی زنان بیشتر از مردان و در سال 76 و 78 خودکشی مردان بیشتر از زنان بوده است. اختلافات خانوادگی، شکست و فقر از مهم‌ترین علل خودکشی زنان در این استان عنوان شده است. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه ششم است.

 


استان مازندران‌:

 


نتایج حاکی از آن است که در سال 75 تعداد 45/4 نفر، در سال 76، 85‌/‌4 نفر، درسال 77، 39‌/‌3 نفر و در سال 1378 تعداد 23‌/‌0 نفر از هر 100 هزار زن در استان مذکور اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی این استان در سال 75، 157، در سال 76، 112، در سال 77، 76 و در سال 78، 96 اعلام شده است، یعنی در دو سال 75 و 76 خودکشی مردان بیشتر و در سال 77 و 78 خودکشی زنان بیشتر از مردان برآورد شده است. اختلافات خانوادگی، شکست، اختلال حواس به عنوان مهم‌ترین علل خودکشی زنان در این استان گزارش شده است. گفتنی است این استان از حیث خودکشی دارای رتبه بیست و دوم است.

 


استان مرکزی‌:

 


براساس گزارش‌های به عمل آمده، در سال 75 تعداد 02‌/‌7 نفر، در سال 76، 94‌/‌6، در سال 77، 04‌/‌3 نفر و در سال 78، 34‌/‌3 نفر از هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی این استان در سال 75، 114، در سال 76، 140، در سال 77،263 ‌، در سال 78، 210 بوده است، یعنی خودکشی مردان در این استان بیشتر از زنان است. اختلافات خانوادگی، شکست و فقر نیز از مهم‌ترین علل خودکشی این استان عنوان شده است. لازم به ذکر است این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه دوازدهم است.

 

 

استان هرمزگان‌:

 


میزان خودکشی زنان در سال 75 تعداد 05‌/‌5، در سال 76، 28‌/‌2، در سال 77، 11‌/‌1 نفر و در سال 78، 35‌/‌2 نفر از هر 100 هزار نفر زن گزارش شده است.
نسبت جنسی خودکشی این استان در سال 75، 100، در سال 76، 317، در سال 77، 376 و در سال 78، 115 بوده است، به عبارتی خودکشی مردان بیشتر از زنان بوده است. اختلافات خانوادگی،‌ فقر و تنگدستی از مهم‌ترین عوامل خودکشی زنان گزارش شده است. این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه هفدهم است.

 


استان همدان:‌

 


گزارش‌ها حاکی از آن است که درسال 75، 33‌/‌8 نفر، درسال 76، 60‌/‌6، درسال 77، 09‌/‌6، در سال 78، 39‌/‌2 نفر در هر 100 هزار زن در این استان اقدام به خودکشی کرده‌اند.

 

نسبت جنسی خودکشی در این استان در سال 75، 158، در سال 76، 158، در سال 77، 186، در سال 78، 420 گزارش شده، به عبارتی خودکشی مردان بیشتر از زنان برآورد شده است. همچنین مهم‌ترین علل خودکشی زنان این استان، اختلافات خانوادگی و شکست و ناامیدی ذکر شده است. این استان از حیث خودکشی زنان دارای رتبه هشتم است.

 


استان یزد:

 


گزارش‌ها حاکی از آن است که در سال 75، 4‌/‌7 نفر در سال 76، 42‌/‌2 نفر، در سال 77، 59‌/‌6 نفر و در سال 78، 75‌/‌6 نفر از هر 100 هزار زن اقدام به خودکشی کرده‌اند.
نسبت جنسی خودکشی بیانگر فزونی خودکشی مردان نسبت به زنان بوده است. بیشترین علل خودکشی زنان نیز اختلافات خانوادگی، شکست و ناامیدی در زندگی گزارش شده است. خودسوزی متداول‌ترین روش خودکشی زنان این استان می‌باشد. گفتنی است این استان از حیث خودکشی زنان در رتبه دهم است.

 

 

میزان خودکشی زنان در کل کشور:

 


بررسی میزان خودکشی زنان کل کشور در طی سال‌های 1375 تا 1378 نشان می‌دهد که به طور کلی در سال 1375 تعداد 88‌/‌5 نفر در هر 100 هزار نفر بوده است. این میزان در سال 76 به 42‌/‌4 نفر و در سال 77، به 53‌/‌4 نفر و در سال 78 به 24‌/‌3 نفر رسیده است، یعنی بیشترین میزان خودکشی زنان در سال 75 رخ داده است که این میزان در سال 76 کاهش یافته و در سال 77 کمی افزایش داشته و در سال 78 نیز کاهش چشمگیری یافته است. بنابراین کاهش میزان خودکشی زنان را می‌توان در اکثر استان‌ها مشاهده کرد.
مهم‌ترین یافته‌های این گزارش حاکی از آن است که به جز استان سمنان که روند خودکشی زنان در آن روندی صعودی بوده در سایر استان‌های کشور روند خودکشی رو به کاهش بوده است.

 

در استان‌های کردستان، سمنان، کهگیلویه و بویراحمد، مرکزی، هرمزگان، یزد و سیستان و بلوچستان میزان خودکشی زنان در سال 78 نسبت به سال 77 افزایش یافته است هر چند نسبت به دو سال 75 و 76 با کاهش رو‌به‌رو بوده است.
طی چهار سال 75 تا78 سه استان کرمانشاه، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد ازبحرانی‌ترین استان‌ها به لحاظ خودکشی زنان محسوب شده و دو استان تهران و سیستان و بلوچستان کمترین میزان خودکشی زنان را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین مشاهده می‌شود در اکثر استان‌ها میزان خودکشی مردان بیشتر از زنان است. خودکشی زنان در گروه سنی 18 تا 24 ساله بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است.

 


میزان خودکشی در کشورهای جهان‌:

 


براساس توسعه انسانی 1999، بیشترین میزان خودکشی زنان متعلق به کشور لهستان با 7‌/‌16 و سپس کشور لتونی با 6‌/‌15 (در100 هزار نفر) و کمترین میزان خودکشی زنان متعلق به کشور مکزیک با 1 و شیلی با 4‌/‌1 (در100 هزار نفر) است. در خصوص خودکشی مردان، بیشترین میزان مربوط به کشور لتونی با 1‌/‌79 و سپس لهستان با 6‌/‌50 (در100 هزار نفر) و کمترین میزان مربوط به ایران با 80‌/‌3 و مکزیک با 4‌/‌5 (در100 هزار نفر) می‌‌باشد.

 


راهکارهای پیشنهادی

 


تأسیس خانه‌های سلامت، مراکز شبه خانواده‌، ایجاد خطوط تلفن بحران، مراکز مشاوره‌ای خانوادگی، اصلاح و ساماندهی مراکز مشاوره قبل از ازدواج، پیش‌بینی واحد درسی "حقوق و دانش خانواده" در آموزش و پرورش، ارتقای سطح فرهنگ جامعه در خصوص جایگاه شخصیتی زنان، پیش‌بینی و تشدید مجازات مردانی که به هر دلیل اقدام به همسر‌آزاری می‌کنند، تأسیس وزارت یا سازمان رفاه اجتماعی جهت ارائه خدمات کارآمد به افراد آسیب‌دیده و آسیب‌پذیر

 

بررسی نرخ خودکشی در بیمارستان لقمان:

 

 

5000 نفر از افراد خودکشی کرده در سال 80-79 بستری در بیمارستان لقمان و در بخش مسمومین 187 نفر از آنان (4/37) مرد و313 نفر (6/62)زن بوده اند.

 

 

شایع ترین علل خودکشی در بین مردان : اختلافات خانوادگی 74 مورد ، مشکلات شغلی 28 مورد ،فقر 22 مورد ،شکست در عشق 19 مورد

 

 

شایع ترین علل خودکشی در بین زنان: اختلافات خانوادگی 137 مورد ،شکست در عشق و مسایل ناموسی 45 مورد و مشکلات تحصیلی 19 مورد

 

 

هر فرد حدافل یک و حداکثر سه علت برای خودکشی بیان کرده از مجموع 178 مورد متاهل 97 مورد به اختلافات خانوادگی و زنا شویی  به عنوان علت خودکشی نام برده اند 57% افراد مجرد و 35% متاهل ، از نظر تحصیلات بیشترین شیوع دوران دبیرستان بوده ،288 مورد یا در دبیرستان بوده یا دیپلم نداشته اند،46 مورد تحصیلات دانشگاهه داشتند،17 مرد و 22 زن دارای افسردگی شدید بوده اند.

 

 

مردان از روش های خشن مثل حلق آویز کردن و اسلحه استفاده میکنند، زنان مسمومیتهای دارویی را ترجیح میدهند.

 

 

خودسوزی نیز راه خشنی برای خودکشی است ، زنان بیش از مردان افدام به این عمل مینمایند (30-15 سال 71-70) از 714 مورد سوخته فوت شده 157 نفر افدام به خودسوزی (بیمارتان شهید مطهری) ،استفاده از اسلحه ،حلق آویز کردن ، پرش از ارتفاع در مقایسه با قرص و سم مرگ آور تر است و موفقیت بیشتری دارد. 

 

 

دلایل خودکشی :

 

1.افسردگی : مهمترین علامت خودکشی

2.بیکاری

3.فقر

4.اختلافات خانوادگی

5.بحران هویت در بین نوجوانان و جوانان

6.اعتیاد

7.ایدز

 

 

نوع خودکشی

 

کل

 

موفق

 

ناموفق

 

خودسوزی

 

115

 

80

 

35

 

قرص

 

335

 

25

 

310

 

سم

 

373

 

32

 

341

 

حلق آویز

 

3

 

3

 

 

اعتیاد

 

5

 

3

 

2

 

مجموع

 

836

 

148

 

688

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آمار: بیمارستان امام خمینی

 

 

نویسنده : سعید ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ مناظره "بین ادیان" موانع و چالشها

*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

آیةا... محمدابراهیم جناتی(دبیرخانه نهضت آزاداندیشی و تولید علم)

 

هنگامی می توان از گفت و گوی میان ادیان الهی سخن به میان آورد و پیروان سایر ادیان الهی را به بحث فراخواند که فصل مشترکی در میان باشد و یا به تعبیر قرآن بتوان به کلمه "سواد" دعوت کرد؛ اصلی که بنیاد هرگونه گفت و گوی ثمربخش است. از نظر قرآن کریم، چنین فصل مشترکی وجود دارد، زیرا همه ادیان و به تعبیر درست تر- دین از مصدر یگانه ای صادر شده و اختلافهای صوری و ظاهری نه نشانه دوگانگی بلکه به دلیل نیازهای مختلف پدید آمده است. به همین روی یکی از ارکان مسلمانی، ایمان به نبوت همه پیامبران پیشین و تصدیق آنان و از سویی اعتقاد به ادامه اصول اعتقادی آنان در دین اسلام است. از این منظر دین اسلام، نه ناقص ادیان پیشین، بلکه خاتم و کامل کننده آنها به شمار می رود.
بنابراین مکتبهای گوناگون به یکی بودن اصل دین خدشه ای وارد نمی کند. اصل دین همانند نوری است که دارای ماهیت واحدی است. اما زمانی که از شیشه های چند رنگ عبور کند دارای رنگهای مختلفی می شود که این موجب تعدد ماهیت آنها نمی شود. اما برخی از پیروان مکتبهای دینی معتقدند، شریعتی که تحول زمان باعث پیدایش آن شده، با تحول زمان نیز متحول می شود و آنان زمان و شرایط آن را از موضوع و یا جزء برای شریعت می دانند نه ظرف برای آن. این نظریه دارای اشکال است.
زیرا زمان و شرایط آن برای مسایل دینی و احکام شریعت ظرف است نه موضوع و جزء برای آنها. تنها موضوعات برای احکام شریعت در هر زمان، آنهایی هستند که براساس ملاکهای احکام فرعی برای آنها تشریع شده اند مادامی که آنها و یا ویژگی های درونی و یا بیرونی آنها در بستر زمان متحول نشوند، شریعت برای آنها ثابت می ماند. این تحول زمان در تحول شریعت هیچ گونه تأثیری ندارد. از سوی دیگر، بر این اعتقادیم که تحول زمان اگر چه در تحول شریعت اثرگذار نیست، در تحول موضوعات احکام شریعت و یا ویژگی های درونی و بیرونی آنها تأثیر دارد. در این صورت، احکام موضوعات خاص با تحول آنها متحول می شوند، زیرا حکم، تابع موضوع است؛ همان گونه که معلول، تابع علت و عرض تابع معروض است. با این وصف ممکن نیست موضوع و یا ویژگیهای آن در نتیجه تحول زمان تحول یابد، اما حکم آن تحول نیابد و بدون موضوع باقی بماند.

تعهدهای متقابل
در اسلام تعهدهای متقابلی بین مسلمانان و پیروان ادیان وجود دارد. جزیه که شرح آن در کتابهای فقهی بیان شده است، رعایت مظاهر و احکام اسلامی در جامعه، پرهیز از خیانت و فتنه انگیزی که باعث تزلزل در همزیستی مسالمت آمیز و همبستگی ایجاد می شود، ایجاد نکردن مزاحمت برای مسلمانان و ... از تعهدات اهل کتاب در قبال مسلمانان و جامعه اسلامی است.
تأمین آزادی مراسم مذهبی و دینی و تبلیغ عقاید و تعلیمات دینی، احترام به عقاید و ... نیز از تعهدات مسلمانان در قبال اهل کتاب است.
اسلام که تنها میزان را تسلیم خدا شدن می داند با آیین های دیگر آسمانی و پیروان آنها، با سعه صدر و وسعت اندیشه برخورد می کند و اصولاً حفظ کرامت انسان، یکی از اساسی ترین آموزه های اسلام است. از این رو، هرگونه توهین به غیر مسلمان، حتی آنان که در حریم اسلام زندگی نمی کنند، با اصل احترام به انسان و حفظ کرامت او منافات دارد.
نوشته حاضر بر دو محور اساسی استوار شده است، تأکید بر یگانگی گوهری میان ادیان و طرح برخی اصول و بایسته های گفتگوی ثمربخش برای کشف حقیقت و ترویج دین حنیف اسلام.
از همین رو، در قسمت قبل به این مسأله که ادیان مختلف جوهر یگانه ای دارند، پرداخته و در این قسمت، برخی از مهمترین اصولی که باید هنگام گفت و گو با اصحاب ملل و نحل رعایت شوند را مورد بررسی قرار دهیم.

تشکیک دشمنان اسلام
بعضی از دشمنان اسلام، بدین منظور که پیروان حضرت مسیح(ع) را در برابر مسلمانان قرار دهند، در این مطالب تشکیک کرده اند.
منشأ این نسبتهای ناروا، دشمنی با اسلام و اندکی هم به دلیل نداشتن آگاهی از مبانی شریعت ماست. در هر حال، ملحدان و استعمارگران و دین ستیزان، تفاوت مکتبهای الهی را وظیفه مهمی برای تفرقه افکنی میان پیروان ادیان قرار داده و پیوسته در این راه کوشیده اند و در این میان توانسته اند به مقاصد خود نزدیک شوند.

وظیفه عالمان و اندیشمندان
بر عالمان و اندیشمندان پیرو دین الهی لازم است که آگاهی جوامع را در این زمینه افزایش داده و به مردم بگویند با اینکه مکتبها و فرهنگها متفاوتند، اصل دین الهی که اساس و پایه رسالتها است، ثابت و استوار می باشد. آنان همچنین باید سوء استفاده از تفاوتهای میان مکاتب دینی را مهار نمایند.
امروزه، اسلام و مسیحیت بر زندگی مادی و معنوی بیشتر مردم حاکمیت دارندو به این دلیل آینده بشر تا حد زیادی به ارتباط بین این دو دسته بستگی دارد. بر همین پایه، در یک قرن گذشته، روابط بین این دو پدیده، مورد بحثها و بررسیهایی قرار گرفته است. از این رو، بر عالمان و اندیشمندان است که در زمینه های مختلف به راههای همکاری، هماهنگی و همسویی بیشتری دست یابند.
آنچه همبستگی، صلح واقعی، آرامش پایدار و دوستی میان پیروان مکتبهای دینی را تحکیم می بخشد، استمرار گفت و گوهای سازنده میان اندیشمندان مکتبهای دینی است. از این رو، در جهت استمرار و تعمیق گفتمانها نباید از هیچ گونه تلاش و کوششی دریغ ورزید.

راهی برای تحقق آرمانها
تحقق هر آرمان و پدیده ای، مرهون تلاش همه جانبه، آن هم از راههای صحیح است. رسیدن به آرمان صلح، زندگی آرام، همدلی و احترام متقابل بین انسانها نیز از این قاعده مستثنا نیست.
بدین جهت، باید رهبران آگاه دینی جهان اسلام و دنیای مسیحیت برای رسیدن به این همبستگی احساس مسؤولیت کنند و از هیچ کوششی دریغ نورزند. کلیسای کاتولیک و مراکز اسلامی با امکانات خود، نقش مهمی در تحقق این امر دارند. در واقع، وجود امکانات برای درک و شناخت متقابل و تفاهم کامل در مسایل نظری بر اساس اصول مشترک، (از راه گفتمان) اگر نگوییم نتیجه قطعی دارد، دست کم در کاهش سطح اختلافها و برخوردهای عقیدتی، نقش بسزایی خواهد داشت.
اگر عالمان کلیسا و مراکز اسلامی در نشستها کاملاً بر اساس اصول مشترک در بعد اعتقادی و اخلاقی به تفاهم برسند، می توانند جهانی نوین بر اساس، صلح و همزیستی مسالمت آمیز بسازند.

نقش همایش دینی در تحقق همبستگی
بی تردید همایشهای دینی در تحقق همبستگی بین پیروان ادیان نقش بسزایی دارند.
در سالهای اخیر در ایران همایشهایی با حضور اندیشمندان، پژوهندگان و فرهیختگان فرزانه مکاتب دینی در فضایی آرام و صمیمی تشکیل شده است. در این همایشها به دور از تنگ نظری، سطحی نگری، تحجر و تعصب کور، بحثهایی جالب و مفید در خصوص ادیان الهی مطرح می شود.
تاریخ پیروان ادیان بر خلاف تعالیم دینی و اخلاقی آنها، مالامال از تهمتها، بدگمانیها و جدال و خونریزی بوده است. این امور عللی دارد که بیان همه آنها در این مختصر نمی گنجد؛ اما یکی از آنها آگاه نبودن از عقاید و نظریه های یکدیگر است که این خود علل دیگری دارد که از آن جمله می توان به نبودن نشستها و همایشهای علمی ـ تخصصی اشاره کرد. آگاهی از عقاید یکدیگر، به گفتگوی دایمی نیاز دارد، اما نباید به گونه ای تشریفاتی باشد؛ زیرا این گفت و گو به منظور آگاهی از عقاید یکدیگر است.
و امروزه جهان به منزله یک خانواده است و گفت و گو امری ضروری و حیاتی به شمار می آید.
در هر حال، گفتمانها و همایشهای علمی نتایج مثبتی دارد؛ از جمله آشنایی اندیشمندان ادیان و ملل با عقاید یکدیگر، تبادل آرا در زمینه های گوناگون زندگی مادی و معنوی، نزدیک شدن دیدگاهها، تحکیم ارتباط بین پیروان مکتبها و برقرارشدن هماهنگی بین جامعه انسانی.

منظور از هماهنگی در گفت و گوها
برخی گمان می برند که مقصود از این هماهنگی، دست برداشتن پیروان هر مکتبی از عقاید و باورهای خویش است؛ حال آنکه چنین نیست. همچنین، مقصود از آن گرفتن مشترکات مکتبها و کنار نهادن آنها و نیز دست برداشتن همه پیروان ادیان از مکتب دینی خود و گزیدن مکتب دینی جدیدی نیست؛ بلکه مقصود از آن، رسیدن به دو اصل احترام به عقاید یکدیگر و هماهنگ شدن تلاشها در مسیر اهداف و اصول مشترک است.

فواید گفتمان بین عالمان
فراهم شدن زمینه شناخت برای پیروان مکتبها از آرای یکدیگر، روشن شدن اینکه آرای پیروان ادیان بدون دلیل نیست؛ اگر چه آن دلیل از نظر پیرو دین دیگر مورد پذیرش نباشد. این آگاهی باعث می شود که بیشتر بدبینی ها، تهمتها و نزاعها - که سبب آنها جهل بوده - یا از بین بروند و یا دست کم کاهش یابند.

موانع گفت و گو و مناظره
نخستین مانع گفت و گوی بین پیروان ادیان، مسایل سیاسی است؛ زیرا سیاستمداران آن را مغایر با مصالح حکومتی، اجتماعی و دنیوی خود می دانند. از این رو، همواره متصدیان آنها از راههای گوناگون تبلیغاتی به اختلافها دامن می زنند.
آنان دین مسیحیت را نیز ابزاری در دست استعمار معرفی می کنند که هدفش سیطره بر ثروت ملتهاست، در حالی که دین حضرت مسیح (ع) ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران را نفی کرده؛ چه آنکه براساس اخلاق و محبت بنیان یافته است.
دومین مانع، قدرت طلبی و خود محوری است؛ حال چه در چهره استعماری باشد، چه در چهره استبدادی و چه در چهره ای دینی.
سومین مانع، آگاهی نداشتن از آرای دیگران است. چنانچه این شناخت براساس گفته ها و کتابهایی باشد که دشمنان همبستگی ارایه کرده اند،
نتیجه ای جز تفرقه و دشمنی به دنبال نخواهد داشت. از این رو، اگر آرای واقعی مکاتب بر همه آشکار شود، نقش بسزایی در به وجود آوردن هماهنگی بین پیروان مکاتب الهی خواهد داشت. بنابراین، از یک سو باید از طریق بررسی دقیق و شناخت کامل مبانی معتبر در هر مکتبی، از عقاید یکدیگر آگاهی یافت، و از سوی دیگر در این بررسی نباید تنها به یک زمان بسنده شود؛ زیرا برخی از اعتقادها و باورهای مردم و نیز دریافتهای آنها از عناصر دینی، با تحول زمان و شرایط آن تحول می پذیرد. از این رو، ممکن است در زمانی پیرو مکتبی دارای اعتقاد و باوری در مسأله ای باشد، اما در زمان دیگر بدان اعتقاد نداشته باشد. این تحول در عقاید و دریافتها از مبانی دینی، امری انکارناپذیر است.
پیروان حضرت مسیح (ع) بر این باورند که زمان جزء موضوع حکم است و با تحول آن، حکم نیز تحول می یابد. اما پیروان اسلام زمان را اگر چه جزء آن نمی دانند (بلکه آن را ظرف می دانند) بر این باورند که تحول زمان در تحول موضوع و یا ویژگیهای درونی و یا بیرونی آن تأثیر دارد و طبعاً در صورتی که موضوع و یا ویژگیهای آن در نتیجه تحول زمان تحول یابد، حکم دیگری برای آن پدید می آید و این حکم جدید برای موضوع جدید است. با این همه، باید بررسی شود که با تحول زمان، آیا اعتقادی که پیرو مکتبی در زمان گذشته دارا بود، در این زمان نیز دارا است یا خیر؟
چهارمین مانع، قوم گرایی، نژاد پرستی و ملی گرایی است که با اصل دین سازش ندارد، زیرا دین براساس انسانها قرار دارد نه براساس قومیت، ملیت، زبان و رنگ.
هر پیامبری از ابتدا با این عناوین مبارزه کرده است. خداوند در قرآن کریم، ملاک ارزش و معیار سنجش را تقوا قرار داده و اعلام نموده است که خویشتنداران و کسانی که خود را در دام هوسها حفظ کرده و در محدوده تعالیم الهی گام نهاده اند، گرامی ترند.
مانع پنجم، اعتقاد به حقیقی بودن باورهاست. پیروان هر دینی، باورهای خود را حقیقت مطلق و مطابق با واقع و باورهای دیگران را باطل و خلاف واقع می دانند.
مانع ششم، آشنایی نداشتن با فرهنگ همبستگی است. این پدیده، سعه صدر، بردباری، گذشت و رعایت ادب در مقابل مخاطب می طلبد که مسلمان، مسیحی را تحمل کند و مسیحی نیز مسلمان را.
هفتمین مانع، کششهای عاطفی، انگیزه های غیر علمی و سنتهای محیطی و اجتماعی است؛ در حالی که پیامبران پیروان خود را از معیار قرار دادن این موارد در زندگی بر حذر داشته اند.
٭٭٭
گردهمایی های علمی و گفتمانهای دینی که در آنها صاحب نظران و متفکران، دیدگاهها و برداشتهای مختلف خویش را از مبانی دینی ارایه می دهند، تأثیری بسزا در به وجود آوردن هماهنگی بین اندیشه ها و برقراری رابطه بین تمدنهای جامعه بشری و صلح عادلانه دارند. از سوی دیگر، این گفتمانها راه حل های کاربردی و منطقی را برای دستیابی به نیکبختی بشر فرا روی آنها می نهند و زمینه احیای هویت واقعی انسانها را فراهم می سازند. اما این اهداف در صورتی محقق می گردند که بحثها و گفت و گوها به گونه ای جدی باشد، نه تشریفاتی، تا بدین ترتیب شناخت عمیق متقابل از باورها و ارزشهای اعتقادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی پدید آید و باعث از بین رفتن عوامل تفرقه و کششهای عاطفی و انگیزه های غیر علمی میان آنها گردد.
اینک لازم است با فراهم آوردن زمینه مناسب و با تلاش و اخلاص، در راه تحقق این اهداف بکوشیم و به دیدگاه دیگران نیز احترام بگذاریم.

 

 

***همواره پیروز و سربلند باشید ***

نویسنده : سعید ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ الهیات و Theology

 

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

  In Defense of Systematic Theology: An Interview with Carl F.H. Henry

 

 

I have the honor of saying that Carl F. H. Henry (1913-2003) was my professor. When I graduated with an MDiv from Trinity and proceeded from there to Yale Divinty School, Dr Henry was instrumental in preparing me for the theological landscape of my new advisor, David Tracy

 

 

Carl FH Henry is by all accounts a monumental figure in the rise of the "evangelical" movement with his seven volume opus magnum entitled God, Revelation and Authority.

 

Rather than a comedic presentation, I will simply provide a very brief quote from Dr Henry's writings outlining his understanding of "Theology".

 

Speak of an introduction to God, or to the science of God, and some people are sure to look for the nearesrt exit. ...

 

For our generation, is not theology a questionable concern at best? Contemporary man is far more sure of the landing of astronauts on the moon than he is of God's incarnation in Jesus Christ, more sure of scientists propelled into outer space than of the Logos "that came down from heaven" (John 3:13) as the eternal Word become flesh (John 1;14). To secular Western man, no world seems more remote than that of theology

 

Religion has now become "everyone's own kettle of fish" -- a matter of personal preference rather than a truth-commitment universally valid for one and all.

 

Is theology then sheer bunk? Are we merely chasing a will-o-the-wisp? Has theology not been taught for centuries by men ordained by the various world religions to [simply propogate their own world view]? Is it, as some have suggested, a specialized and rather bogus form of philosophy in which the conclusions are laid down before the argument begins? Is it a spurious form of philosophy that sets out with unquestioned and unquestionable assumptions, refuses to face problems, and corralls its converts into irrational commitment that is academically closed and intellectually dishonest? Is the skeptic's doubt about Christianity to be overcome by a hurried appeal to Pascal's "wager" -- a gambling of life on the view that even if a person is intellectually mistaken he stands to gain more by betting on God than on not-God

Theology, we shall insist, sets out not simply with God as a speculative presupposition but with God known in his revelation. But the appeal to God and to revelation cannot stand alone, if it is to be significant; it must embrace also some agreement on rational methods of inquiry, ways of argument, and criteria of verification. The critical question today is not simply, "What are the data of theology?" but "How does one proceed from these data to conclusions that commend themselves to rational reflection?" The fundamental issue remains the issue of truth, the truth of theological assertions. No work on theology will be worth its weight if that fundamental issue is obscured.

 

Dr Henry was an amazingly kind and humble soul despite his formidable influence and always wholly encouraged me to pursue even those avenues which at that time lay outside mainstream evangelical investigation.

 

 

 

In Defense of Systematic Theology : An Interview with Charles Hodge

 

 

 

One of the great benefits of being webmaster here is the ability to interview important theological figures including those of centuries past. Due to the unrivaled prominence and sheer BLING of TheologyWebsite, I was able to secure an interview with the stellar systematic theologian Charles Hodge.

 

The following interview consists of only two key questions:

 

What is Systematic Theology?

 

Why is Systematic Theology necessary?

 

Answers by Chuck (as I like to call him) are taken from his highly influential 1901 Systematic Theology. Read on if you dare... (especially you Avi :P !)

 

SDF: Mr. Hodge, may I call you Chuck?

 

Charles Hodge (CH): My friends call me Chuck. You can call me Professor Hodge, or even Charles, but certainly not Chuck.

 

SDF: Uh, Righto. Sorry about that. (Really.) Anyway, In light of certain questions raised (ON THIS VERY SITE!) regarding the value, validity and role of systematic theology, I was hoping you could perhaps shed some light on this issue.

 

CH: No problemo. Let's set those backsliders straight.

 

SDF: Cool Chuck!

 

CH: What did you just call me?

 

SDF: Question number one: "What exactly IS systematic theology?"

 

CH: What? You guys are living in the year 2005 with your skinny lattes and global internet and still you need to ask me "what is systematic theology?". Dude! Way Bad! I bet you slackers don't even know how to read Latin. You know, the first letter in Latin is "L" which you "Losers" should paste to your forehead.

 

SDF: Whoa, Chucky-baby, settle down.

 

CH: What did you just call me?

 

SDF: About the "What is systematic theology" question?

 

CH: Oh yeah. Well, here's my answer to that question (you slackers):

 

The Bible is no more a system of theology, than nature is a system of chemistry or physics. We find in nature the facts which the chemist and physicist has to examine, and from them to ascertain the laws by which they are determined. So the Bible contains the truths which the theologian has to collect, authenticate, arrange, and exhibit in their internal relation to each other. This constitutes the difference between biblical and systematic theology. The office of the former is to ascertain and state the facts of Scripture. The office of the latter is to take those facts, determine their relation to each other and to other cognate truths, as well as vindicate them and show their harmony and consistency. This is not an easy task, or one of slight importance.

 

SDF: Man, you can talk up a storm can't you Chuck?!

 

CH: What did you just...

 

SDF: Oops! Forgot. Sorry. The second question is: "Why is systematic theology necessary?"

 

CH: You know "SDF", if you were a pupil in any of the courses I taught at Princeton and you dared ask such a question, you'd be sitting a very long while in the corner wearing one of those hilariously long pointy caps with "DUNCE" written on it. Those hats were a riot!

 

SDF: Uh, yes. I am a little familiar with the "dunce cap".

 

CH: I bet you are! (giggles)

 

SDF: Getting back to the issue at hand... Is systematic theology simply an artificial human construction (aimed at diverting authentic religious sentiment toward a vacuous idol) or is systematic theology somehow an integral part of humanity's notion of God? In other words, "Why is systematic theology necessary?"

 

CH: Now I can't get the picture of you wearing that hat out of my mind. In any event, here is how I generally answer those who suggest systematic theology is not a neccesary core endeavour of Christians:

 

It may be naturally asked, why not take the truths as God has seen fit to reveal them, and thus save ourselves the trouble of showing their relation and harmony?

 

The answer to this question is, in the first place, that it cannot be done. Such is the constitution of the human mind that it cannot help endeavouring to systematize and reconcile the facts which it admits to be true. In no department of knowledge have men been satisfied with the possession of a mass of undigested facts. And the students of the Bible can as little be expected to be thus satisfied. There is a necessity, therefore, for the construction of systems of theology. Of this the history of the Church affords abundant proof. In all ages and among all denominations, such systems have been produced.

 

Second, a much higher kind of knowledge is thus obtained, than by the mere accumulation of isolated facts. It is one thing, for example, to know that oceans, continents, islands, mountains, and rivers exist on the face of the earth; but it is a much higherthing to know the causes which have determined the distribution of the land and water on the surface of the globe; the configuration of the earth; the effects of that configuration upon climate, on the races of plants and animals, on commerce, civilization, and the destiny of nations. It is by determining these causes that geography has been raised from a collection of facts to a highly important and elevated science. What is true of other sciences is true of theology. We cannot know what God has revealed in his Word unless we understand, at least in some good measure, the relation in which the separate truths therein contained stand to each other. It cost the Church centuries of study and controversy to solve the problem concerning the person of Christ; that is, to adjust and bring into harmonious arrangement all the facts which the Bible teaches on that subject.

 

Third, We have no choice in the matter. If we would discharge our duty as teachers and defenders of the truth, we must endeavour to bring all the facts of revelation into systematic order and mutual relation. It is only thus that we can satisfactorily exhibit their truth, vindicate them from objections, or bring them to bear in their full force on the mind of men.

 

Fourth, Such is evidently the will of God. He does not teach men astronomy or chemistry, but He gives them the facts out of which those sciences are constructed. Neither does He teach us systematic theology, but He gives us in the Bible the truths which, properly understood and arranged, constitute the science of theology. As the facts of nature are all related and determined by physical laws, so the facts of the Bible are all related and determined by the nature of God and of his creatures. And as He wills that men and women should study his works and discover their wonderful organic relation and harmonious combination, so it is his will that we should study his Word, and learn that, like the stars, its truths are not isolated points, but systems, cycles, and epicycles, in unending harmony and grandeur.

 

Besides all this, although the Scriptures do not contain a system of theology as a whole, we have in the Epistles of the New Testament, portions of that system wrought out to our hands. These are our authority and guide.

 

SDF: Verbose man, very verbose.

 

CH: Maybe you slackers were expecting "McTheology"? You know, if you were a student in one of my Princeton classes...

 

SDF: I and TheologyWebsite would like to thank Charles "Chucky" Hodge..

 

CH: What did you...

 

SDF: for his valuable contribution in the ongoing debate (between Avi and Systematic Theology). Hopefully souls willing to read a VERY little bit will gain some perspective.

 

CH: Ciao. I'm outta here dude. (you slackers.)

 

SDF: Thanks and seeya Chuck

 

CH: What did you just call me?

*** Good Luck ***

نویسنده : سعید ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک