*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

 

 

عقب ماندگـــــی بعلت حوادث زایمانــــــی و دوره بعد از زایمــــان:

 

بدیهی است زایمانهای مشکل و بکار بردن وسایل مکانیکی در زایمانها تاثیرات نامطلوبی بر مغز جنین خواهد داشت. طرز قرار گرفتن جنین ، پیچش بند ناف به دور گردن ، اختلالات و نارسایی جفت در رساندن خون ممکن است باعث کم خونی مغز و خرابی سلولهای آن شود .

 

در زایمانهای قبل از موعد نارسایی رشد هوشی بیشتر دیده می شود زیرا هنوز سلسله اعصاب مرکزی کودک رشد کافی ندارد و کودک بدلیل حساس بودن امکان ابتلا به بیماریهای عفونی را دارد. از بیماریهای مهم که احتمالاً بر اثرضربه های زایمانی اتفاق میافتد فلج مغزی است این بیماران اکثراً مبتلا به حملات صرع هستند واختلال تکلمی ، یادگیری، بینایی و حتی حرکات غیرارادی و تکراری بدون هدف در این کودکان شایع است .

عواملــی که بعد از تولد اهمیت بیشتــری دارند :

 

 1.بهداشت کودک : خصوصاً‌ در ماههای اول زندگی در رشد هوشی یا عقب ماندگی اهمیت فراوانی دارد . خوشبختانه اکثر بیماریهای عفونی رایج را با استفاده از واکسیناسیون می توان پیشگیری کرد .

 

2.تغذیه : کمبود مواد غذایی موجب کمبود رشد جسمانی و روانی و در نتیجه ناتوانی جسمی و عصبی می شود که ممکن است نارسایی رشد هوشی تولید نماید . سوء تغذیه در دراز مدت اثرات قطعی بر روی بهره هوشی کودک به همراه خواهد داشت .

 

عقب ماندگــــی بعلت عــــوامل محیطــی ، اجتماعـــــی و فــــرهنگــی:

 

 شکی نیست که عوامل محیطی در ایجاد نارسایی رشد هوش سهمی بسزا دارد منتها اهمیتی که برای این عوامل قائل هستند یکسان نیست .

 

عــــــوامل قطعـــــی مــوثـــــر در رشــــد هـــوش : 

 

1.فقــر انگیــــزه های محیطـــــی :

 

بدیهی است برای آنکه قوای ذهنی کودک به نحو احسن رشد کند احتیاج به محرکات طبیعی دارد و هر قدر شرایط محیطی از نظر ایجاد محرک نامناسب تر باشد قوای ذهنی کودک رشد کمتری خواهد داشت . تقریباً همه بررسیها نشان داده اند که رشد قوای ذهنی با شرایط محیطی ارتباط مستقیم دارد ، یعنی کودکان محیطهای نامساعد با کودکان همسال خود در محیطهای مساعد از لحاظ هوشی در درجات پایینتری قرار دارند .

 

2.کمبـــودهای عاطفــی : 

 

کودکانی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقر شدید بوده اند اکثراً‌ به اختلالات شخصیتی ، ناسازگاریهای اجتماعی و نارسائیهای هوش مبتلا شده اند . این اختلالات در خانواده هایی که به عللی از هم پاشیده شده اند یا احیاناً روابط عاطفی والدین با کودک نامساعد بوده است زیاد دیده می شود . آثار سوء اختلافات خانوادگی گاهی یا اکثراً بیشتر از خانواده های از هم گسسته است زیرا نزاع و مشاجره یا عدم توافق والدین احساس حقارت و حس ناایمنی شدیدی در کودک تولید می کند .

 

3.مسائل بهداشتـــــی و پـــزشکــی : 

 

همانطور که بیماریهای مختلف ، حوادث و تصادفات در خانواده های بی بضاعت فراوان است عقب ماندگیهای ذهنی نیز بعلت محدودیتهای بهداشتی و پزشکی در این خانواده ها زیاد به چشم می خورد . از نظر آماری رابطه فقر و عقب ماندگی و همچنین عقب ماندگی و نواحی پر جمعیت ثابت شده است.

 

گــــروه بندی عقب ماندگــی از نظـــر آموزشــی ، تربیتــی و درمانــی:

 

از نظر آموزشی به کودکی مانده گفته می شود که بعلت استعداد محدود به روشهای خاص آموزشی آموزش درمانی نیاز داشته باشند . آموزش درمانی عبارت از مجموعه اصول آموزش روانشناسی و پزشکی است که بتواند معلولین جسمانی یا ذهنی را تا حد امکان به عضو مفید جامعه تبدیل کند .

 

عقب مانده ها را از نظر درمانی ، تربیتی و آموزشی به دو گروه بزرگ تقسیم می کنیم :

 

1.عقب مانده های ذهنی درمان نا پذیر یا افراد پناهگاهی

 

2.قب مانده های ذهنی درمان پذیر

 

این دسته به نوبه خود به دو دسته دیگر تقسیم می شوند :

 

1-گــــروه آمــــوزش پذیـــــر

 

2-گــــروه تـــربیت پذیــــر

 

* به کودکانی که از نظر آموزشــی دیرآموز هستند عقب مانده ذهنـی اطلاق نمی شود.

 

الف- ‌عقب مانده هـــــای درمان ناپذیــر :

 

 عقب مانده های عمیق هوشی که بیشتر به علل ارثی و مادرزادی مبتلا به ناهنجاریهای متعدد شده اند در این گروه قرار می گیرند . هوشبهر این افراد از 25 تجاوز نمی کند . اغلب این افراد علاوه بر نارسایی عمیق هوشی نارسایی حسی ، حرکتی و نقایص عضوی نیز دارند . و چون خانواده ها قادر به نگهداری این نوع کودکان نیستند و بعلت پیشرفتهای پزشکی هم از مرگ و میر آنان کاسته شده لذا در آسایشگاهها تحت حمایت خاص قرار می گیرند .

 

ب - عقب مانده های درمان پذیــر :

 

 این گروه که اکثریت بسیار زیاد عقب مانده ها را تشکیل می دهند درجات متفاوتی از نارسائیها و ناهنجاریهای هوشی را دارا هستند . به کمک تدابیر پزشکی و روشهای تربیتی بهبود نسبی حاصل می شود . این افراد به دو دسته آموزش پذیر و تربیت پذیر تقسیم می شوند .

 

1-گــــروه آموزش پذیر :

 

افرادی که هوشبهر آنان بین 51 تا 70 است آموزش پذیر خوانده می شوند . این افراد از لحاظ دانستن لغات ضعیف اند و مفاهیم را خوب درک نمی کنند . آموزش کلامی ندارند و از لحاظ عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند .تمرکز دقت در آنها محدود است و برای یادگیری از خودشان انگیزه نشان نمی دهند ، که شاید بعلت شکستهایی بوده که در حین یادگیری با آن مواجه شده اند . در این گروه ممکن است افرادی پیدا شوند که از لحاظ یادگیری در کارها عملی و غیر کلامی به حد متوسط کودکان عادی برسند ، مشروط بر اینکه در موسسات خاص و تحت نظارت مربیان کار آزموده فعالیت کنند .

 

گاهی شاهد هستیم که تعداد زیادی از افراد آموزش پذیر در مدارس عادی و با کودکان معمولی که خود موجب بروز اشکالاتی در تدریس و آموزش سایر دانش آموزان می شود به تحصیل مشغولند علت این نابسامانی یکی تعصب بیش از حد والدین است مبنی بر اینکه کودکشان در مدارس ویژه و با عقب ماندگان تحصیل نکنند و دیگر اینکه هزینه چنین موسساتی فوق العاده گران است و از عهده هر خانواده ای بر نمی آید .

 

تعداد زیادی از مربیان بر این عقیده اند که کودکان آموزش پذیر نباید جدا از دیگر همسالان خودشان و در مدارس ویژه تحصیل کنند ولی عیب این روش در این است که مدارس کشور ما واجد شرایط مطلوب برای این گونه کودکان نیست و چنین افرادی خیلی زود به کمبودهای خود پی می برند . همکلاسانشان آنها را به بازی نمی گیرند و تمسخر می کنند و معلمانشان هم بدلیل عدم پیشرفت توجهی به آنها نمی کنند و عقده حقارت هم به کمبودها و نارسائیهایشان اضافه می شود . کودکان دیرآموز از هوشبهر بالاتری نسبت به گروههای دیگر برخوردارند بیشتر در مدارس عادی تحصیل می کنند و کمتر اتفاق می افتد که به مدارس ویژه نیاز داشته باشند .

 

2-گـــــــروه تربیت پذیر :

 

این گروه هوشبهری بین 50-26 دارند و چون توانائیهای تحصیلی آنها از یک کودک 7 ساله تجاوز نمی کند پس از لحاظ آموزشی در سطح پائینتری قرار گرفته اند و امکانات محدودتری دارند و در مورد این دسته هدف این است که کودک بتواند از خود مراقبت کند و نیازهای اولیه خود مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن، شانه کردن و … را رفع کند. گر چه پیشرفت آموزش در این کودکان مأیوس کننده است ولی برای این دسته کلاسهای ویژه ای در مدارس مخصوص تشکیل می دهند.

 

دو نوع آموزش برای کودکان تربیت پذیر در نظر گرفته می شود : 

 

1-آمــوزش بـــرنامه ای : 

 

روشی است که مطالب و قسمتهای مختلف برنامه از ساده به مشکل با نظم و ترتیب معینی تعیین شده اند که گام به گام اجرا می شود .

 

2-آمـــوزش آزاد و بدون درجــه :

 

 در این روش برای آموزش از نظر زمانی حدی وجود ندارد و کودک هر درسی را یاد گرفت به درس بعدی می پردازد . در این روش ، یادگیری به نحو مطلوبتری انجام می پذیرد .

 

 ازدواج در میان نوجوانان مبتلا به نارسائیهای عاطفــی و عقلــی:

 

از نظر سنتی ، ازدواج به عنوان سنگ زیر بنا در زندگی هر فرد شناخته شده است و کسانی که نمی خواهند ازدواج کنند را معمولاً‌ بعنوان افرادی غیر کامل تلقی می کنند و افراد چه استثنایی و چه طبیعی در اوایل زندگی خود در جامعه ای که در آن زندگی می کنند ازدواج را یک نهاد مهم در نظر می گیرند . موضوع ازدواج موضوع مهمی است و باید در برنامه های آموزشی کودکان استثنایی مورد توجه قرار گیرد .

 

در غیر اینصورت کودک ممکن است بدون داشتن درکی از پیچیدگی و اهمیت تعهدات زناشویی به سن بلوغ برسد . علاوه بر این ممکن است انتظاراتی غیر واقعی از توانایی خود در یک رابطه زناشویی در سر بپروراند . از آنجا که تعداد زیادی از کودکان مبتلا به پریشانی عاطفی به خانواده هایی از هم پاشیده تعلق دارند و از آن جا که تعداد زیادی از کودکان عقب مانده ذهنی سالهای فراوانی از عمر خود را در مؤسسات پناهگاهی می گذرانند ، ممکن است چیزی درباره ارتباطهای روزانه بین زن و شوهر را ندانند. برخی از کودکان استثنایی ممکن است در نقش همانند سازی با همجنسان خود با اشکال مواجه شوند ( مثلاً پسر ممکن است رفتارهای جنس مؤنث و نه جنس مذکر را تقلید کند ) یا ممکن است بداند مذکر و یا مؤنث می باشد اما ممکن است در شناسایی شغل ، مسئولیتها ، علایق و سرگرمیهای که از نظر سنتی برای جنسیت آنها مناسب تشخیص داده شده است با مشکلاتی روبرو گردد .

 

تعدادی ممکن است چنین استدلال کنند که ازدواج افراد عقب مانده ذهنی عملی غیر عاقلانه است اما مشاهده شده تعداد زیادی از عقب مانده های ذهنی توانسته اند در روابط زناشویی ، سعادت ، ثبات و رضایت شخصی داشته باشند . آنها به صورتی عاقلانه مشاهده کردند که « محبت ورزیدن و دریافت آن » و نیز لذتهای جسمی مخصوص کسانی نست که بالاتر از سطح هوشی معینی می باشند . ناتوانی در انجام وظایفی جز روابط ظاهری خصوصیت تفکیک ناپذیر افراد عقب مانده ذهنی نمی باشد و در برخی موارد ازدواج باعث افزایش قدرت اراده فرد برای کسب موفقیت شده بود ولی غالباً این همسران توانسته بودند بر ضعفهای فردی غلبه کنند . کمپتون عقیده دارد که ازدواج افراد عقب مانده ذهنی باید از چهار زاویه مورد توجه قرار گیرد .

 

1-از زاویه دید همســـران عقب مانده

 

2-از زاویه دید والــدین

 

3-از زاویه دید کودکـــی که هنوز متولد نشده است

 

4-از زوایه دید جامعـــه

 

فواید چنین ازدواجهایـــی

 

1.همــراه بودن با فــردی که از توانایی عقلــی مشابهی برخوردار است .

 

2.وسیعتر ساختن افقهای فــردی از طریق معاشرت با فامیل و آشنایان همســر

 

3.نیازهای کمتـــر به سرپرستان

 

4.ارضای کامل نیازهای جنســــی

 

5.امنیت و اعتماد شخصــی

 

6.هیم شدن در مسئولیتهایــی که در اداره خانه باید به اشتراک انجام شود .

 

زیانهـــــای چنین ازدواجهایـــــی

 

1. مسائل مشترکـــی که ممکن است بــرای همسران طاقت فرســا باشد .

 

2. ارزیابی مداوم ثبات عاطفــی که فرد ممکن است فاقد آن باشد .

 

3. ضعفهای فــردی ( اعم از عاطفــی یا جسمــی )

 

4. بــرای امرار معاش از چه محلــی می توانند پول بدست آورند ؟

 

5. نجام کارهای منــزل چگونه صورت گیرد ؟

 

6. اگــر یکی از زوجین بیمار شود چه اتفاقــی خواهد افتاد ؟

 

7.اگـــر زن باردار شود چه باید کرد ؟

 

8.چگونه مــی توان از بارداری جلوگیــری کرد ؟

 

9.در صـــورت بارداری چگونه از فرزند نگهداری شود؟

 

تردیدی نیست که نکته مهم در چنین ازدواجهایی این است که از طرف خانواده ها و جامعه بطور کامل حمایت شود . ولی آیا واقعاً چنین ازدواجهایی عاقلانه است ؟ دیدگاهها درباره چنین ازدواجهایی چیست ؟ و آیا در صورت ازدواج بهترین روش همان نازا و عقیم کردن عقب ماندها نیست که چنانچه در صدد کسبت چنین فوایدی هستیم حداقل بتوانیم کمی از مضراتش کم کنیم .

 

پیامهای بهداشتـــی 

 

- آیا می دانید در انسان کمبود تغذیه باعث کمبود وزن بچه ، زایمان قبل از موعد و اختلال

 

مغزی می شود .

 

- مننژیت ، مننگو ، آنفالیت ها شایعترین علل عقب ماندگی در بین عفونتهاست .

 

- امروزه با روشهای بسیار ساده و مخصوص بنام آمینومنتیزیس اختلالات کروموزمی تشخیص داده می شود .

 

- می دانید بسیاری از ناراحتیهای عصبی و روانی یا حتی عضوی اگر زودتر معالجه شوند با مخارج کم می شود از پیشرفت آنها جلوگیری کرد .

 

- اکثر عقب ماندگیها قابل پیشگیری هستند .

 

- والدین عزیز آیا می دانید هوش یک استعداد نسبت بلکه مجموعه استعدادهاست .

 

- بهترین راه جلوگیری از اتلاف سرمایه های اقتصادی و تباهی نیروی انسانی جلوگیری از بروز عقب ماندگیهاست .

 

- اکثر ناسازگاریهای کودکان زودگذر بوده و با رشد کودک اختلالات ساده رفتاری از بین می رود 

 

- آیا می دانید عوامل محیطی ( تربیتی فرهنگی – اجتماعی و … ) نقش مهمی در رشد هوش فرزندانیان بازی می کند .

 

- کمبودهای عاطفی مادر و پدر باعث اختلالات شخصیتی ، نارسائی هوشی و ناسازگاریهای اجتماعی می شود .

 

- تاثیر جدایی از مادر یا کمبودهای عاطفی فقط به دوران کودکی محدود نمی شود بلکه مراحل بعدی رشد را نیز در بر می گیرد .

 

- پدر و مادر عزیــز به سلامت روانی و جسمانی کودک دلبندمان بیشتــر بیندیشیم .

 

- پدران و مادرانی که تحصیلات بهتری دارند یا بهتر تربیت شده اند می توانند محیط مساعدتری برای رشد کودک فراهم کنند .

 

- محیط با انگیـــزه های بیشتر استعدادهای ذاتــی کودک را بهتر شکوفا می سازد.

 

- آیا می دانید با تعداد نفرات اعضای خانواده نیز در رشد هوش دخیل است .

 

- آیا می دانید تغذیه نامناسب مادر در دوران بارداری و شیردهــی در رشد کودک اثر نامطلوب می گذارد .

 

- آیا می دانید با سوء تغذیه باعث نقصان تعداد و اندازه سلولهای مغزی ، آنزیم ، پروتئین در کودک مـی شود .

 

- مــادر عزیــز آیا می دانید با اصلاح تغذیه می توان آثار سوئ تغذیه داروی رشد مغــزی کودکان به میزان زیاد کاهش داد .

 

- با جلوگیری از حاملگــی در سنین بالا مثلاً‌ بعد از 40 سالگی  از بیماریهای زمان بارداری جلوگیری کنید .

 

- کودکانــی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقــر شدید بوده اند اکثراً به اختلالات شخصیتــی ، مبتلا می شوند .

 

- صبــر و حوصله و مقاومت از شرایط ضــروری و لازمه توفیق درمانـــی است .

 

- تا جایـــی که ممکن است با کودک عقب مانده رفتاری مشابه کــودک عادی داشته باشیم .

 

- اکثــر عقب مانده ها حساس اند و از بی مهـــری یا تحقیر اطرافیان و کم استعدادی خود رنج می برند .

 

- تشویق و مراقبت و کمک به کــودک عقب مانده استعداد خفته شان را بیدار کرده و موجب پیشرفت آنهــا می شود .

 

- کـــودک را آزاد بگذارید تا خودش به تنهایـــی کارهــایش را انجام دهد .

 

- راهنمایــی و حمایت از طــرف والدین ضــروری و اساســی است .

 

- هـرگــز کودک عقب مانده را سرزنش یا احیاناً تنبیه نکنید .

 

- روان درمانــی برای رفع اختلالات هیجانــی و عاطفــی والدین در رابطه با واقعیت مشکــل فرزندشان لازم و ضــروری است .

 

*** با آرزوی توفیق روز افزون شما عزیزان ***

 

لیست کامل مقالات در سایت اصلی