*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 

به نام یکتا آفرینش هستی بخش

مقدمه:

سندرم داون و کودکان استثنایی:

 

سندرم یعنی مجموعه علایم بدنی و ذهنی عارضه ای خاص و و دان نام پزشک انگلیسی است که در حدود ۲۰۰ سال قبل این مجموعه علایم را کشف نمود. علت این پدیده نوعی بی نظمی در ترتیب کروموزومی است که در مراحل جنینی و هنگام تقسیم سلولی رخ می دهد. کسانی که سندروم دان دارند در سلول های بدن خود به جای ۴۶ کرومورزم ۴۷ کروموزوم دارند. کروموزوم بخش بسیار کوچکی از سلول است که ژن ها در آن جمع شده و حاوی اطلاعاتی است که بدن ما را شکل می دهد. 

 

به عنوان مثال رنگ پوست، چشم، موها، مونث یا مذکر بودن، در همین بخش کوچک مشخص می گردد. کروموزوم اضافی هر بدن فردی که سندروم دان دارد بر روال شکل گیری موارد یاد شده تأثیر می نهد و موجب تغییرات بدنی و ذهنی می شود . افراد با سندروم دان تفاوت هایی با دیگران دارند. بخشی از این تفاوت ها مربوط به خصوصیات ظاهری افراد و بخشی دیگر مربوط به ویژگی های ذهنی می گردد. مهم آن است که بدانیم سندروم دان مانند سرماخوردگی نیست که کسی به آن مبتلا گردد بلکه قبل از تولد بروز می کند. گرچه این افراد اغلب به اندازة افراد عادی توانا نیستند، اما استعداد آنان در انجام برخی از امور ما را شگفت زده می کند. 

 

نحـــوه اســم گــــزاری سنـــدرم دان:

 

 

آیا میدانید چرا برای بیماری تروزمی ۲۱ نام سندرم دان گذاشته شده است. در اینجا  به زندگی که در پس اسامی برخی از شناخته‌شده‌ترین بیماری‌ها قرار دارد، می‌پردازیم و این برای پاسداشت نیکوئیشان است. بعضی از مشهورترین افراد در جهان به واقع برای میلیون‌ها نفر که هر روز به نامشان اشاره می‌کنند، ناشناخته‌اند. نام آنها در فرهنگ لغات گنجانیده شده اما زندگیشان ناشناخته است. این افراد بیشتر به نام مشهورند که نامشان بر سخت‌ترین بیماری‌ها نهاده شده اما زندگی‌شان اغلب در داخل و خارج از حوزه پزشکی نیز قابل توجه بوده است. جان لنگدن دان ، مردی که پس از او نامش به یک بیماری ژنتیکی یعنی سندرم دان اختصاص داده شد هرگز نمی‌خواست « دان » (Down) نامیده شود. وی در سال 1828 متولد شد و مایل بود رسما فامیل « دان » را به « لنگدن – دان » تغییر دهد و بالاخره این کار را کرد. 

 

دکتر « لنگدن دان » پیشگام آموزش و پرورش افراد دچار نقص ذهنی در بیمارستان خود (نورمنزفیلد) شد. او و همسرش که مادر کوچولو شهرت داشت ، مجتمعی که به وسیله یک مزرعه و زمین‌های پوشیده از درخت احاطه شده بود را اداره می‌کردند ، جایی که بیماران شغلی را می‌آموختند و حبس و آزار و اذیت آنان ممنوع بود. از دهه 1860 دکتر لنگدن‌دان آثار خود را مبنی بر طبقه‌بندی حالات آنان از نظر ویژگی‌های ذهنی و جسمی منتشر کرد. نام بیماری تحت عنوان منگولیسم تا زمانی که در دهه 1960 رسما واژه « سندرم دان » جایگزین آن شد، مصطلح بود. 

 

سنــــدروم دان چگونه در روند رشـــد اثر مـــی گذارد؟

  

 

افراد با سندروم دان مراحل رشد ذهنی و جسمی را نسبت به دیگر افراد با تأخیر سپری می کنند . آنها نسبت به همسالان خود نشستن، راه رفتن، صحبت کردن، بازی کردن و فعالیت های دیگر را دیرتر می آموزند. اما امروزه با کمک علم توانبخشی (کار درمانی، گفتار درمانی، بازی درمانی و ...) می توان در سرعت رشد حرکتی و ذهنی کودکان با این عارضه بسیار مؤثر بود. از این رو باید به نیازهای توانبخشی این کودکان از بدو تولد توجه نمود . مراقبت های اولیه مورد نیاز که باید در مدت کوتاهی پس از تولد کودک ارائه گردد زمینه ای فراهم می کند تا کودک با سندروم دان حداکثر استعداد خود را بروز دهد . این خدمات شامل برنامه های مناسب آموزشی و مراقبت های پزشکی است که بدون شک افراد با سندرم دان را عضو مفید و مؤثر خانواده و جامعه می سازد. 

 

مــــــراحل 

 

محـــدوده سنی سنـــدرم دان 

 

محدوده سنی معمـــول 

 

نشستن بدون تکیه 

 

6 تا 30 ماهگی 

 

5  تا  9  ماهگی 

 

چهار دست و پا رفتن 

 

8 تا 22 ماهگی 

 

6  تا 12 ماهگی 

 

ایستـــادن 

 

1 تا 3 سالگــی 

 

8  تا 17 ماهگی 

 

راه رفتن به تنهایی 

 

1 تا 4 سالگــی 

 

9  تا 18 ماهگی 

 

تک کلمــه 

 

1 تا 4 سالگــی 

 

8  تا 23 ماهگی 

 

عبارتهای دو کلمه ای 

 

2 تا 7 سالگــی 

 

15 تا 22 ماهگی 

 

غذا خوردن با انگشتان 

 

1 تا 24 ماهگی 

 

7 تا 14 ماهگی 

 

نوشیدن با لیــوان 

 

12 تا 32 ماهگی 

 

9 تا 17 ماهگی 

 

استفاده از قاشق 

 

13 تا 39 ماهگی 

 

13 تا 20 ماهگی 

 

کنتـــرل ادرار 

 

2 تا 7 سالگــی 

 

16 تا 42 ماهگی 

 

سنـــدرم دان چگـــونه تشخیص داده مــــی شود؟ 

 

تشخیص قطعی سندروم دان با اتکا به مشخصات ظاهری نوزاد قدری دشوار است به همین دلیل با انجام کاریوتایپ ( Karyo Type) تشخیص قطعی مشخص می شود. برخی خصوصیات ظاهری نوزاد با سندروم دان که با شدت و ضعف متفاوتی بروز می کند و الزاماً همة آنها در این نوزادان وجود ندارد، عبارتند از : 

 

·         شــل بودن عضـــلات بدن 

 

·         نـــرمی مفاصل و قابلیت خم شوندگی بیش از حد معمــول 

 

·         نیم رخ تخت، بینـــی کــــوچک و چشم های کشیده و بادامــــــی 

 

·         بـــزرگی عضلة زبان نسبت به دهـــان 

 

·         تک شیار عمیـــق در کف دست 

 

·         فاصلة بیش از حد معمـــول بین انگشت شصت پا و انگشتان کناری 

 

آیا کـــودکان با سنـــدروم دان مشکـــلات پزشکــــی خاصی دارند؟ 

 

مشکلاتی که ممکن است در برخی از نوزادان با سندروم دان بروز کند عبارت است از : 

 

·         ناراحتی های قلبــــی مادرزادی 

 

·         ابتلا سریع به بیماری های عفــــونی 

 

·         مشکلات تنفسی و برخی ناراحتی های گوارشــــی 

 

·         استرابیسم چشم ( لوچــــی چشم ) 

 

·         مشکلات شنوایی و مشکلات ناشی از کارکــــرد غدة تیرویید. 

 

باید توجه داشت که موارد یاد شده در حد احتمال است و پیشرفت های علم پزشکی درمان اکثر آنها را امکان پذیر ساخته است . به گونه ای که افراد با سندورم دان تا سنین بالای (55 سالگی) می توانند به سلامت زندگی کنند. 

 

کــودکان استثنایی

 

همواره یکی از دلایلی که ما نمی توانیم اطلاعات کاملاً‌ مربوط و جامعی در مورد کودکان و دانش آموزان استثنایی بدست بیاوریم اینست که معمولاً وقتی با کودک استثنایی مواجه می شویم ذهن ما بخاطر انباشته شدن ، از غیر عادی بودن ذهنی یا جسمی کودک پیشداوری می کند و غالباً ویژگیهای خاصی که کودکان استثنایی دارند ( نابینایی، ناشنوایی، عقب ماندگی و … ) مشخصه اصلی آنها می شود. متاسفانه اکثر والدین از داشتن چنین فرزندانی احساس شرمندگی می کنند ودر قالب موارد سعی در مخفی کردن کودکشان در انظار عمومی دارند. 

 

 تعــــریف کـــودک استثنایــــی : 

 

 

کودک استثنایی اول یک کودک است ( انسان است با همه خصوصیات و صفات یک انسان ) و بعد کودکی است با خصوصیات و تفاوتهای استثنایی نسبت به سایر کودکان. و همین ویژگیها و خصوصیات است که معلمان و اولیا باید خودشان را با آن سازگار کنند. در واقع بین تمام خصوصیات روانی و جسمانی و تمام استعدادهای مختلف هر فرد تفاوتهای مشهودی موجود است پس می توان گفت که هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی است و کلمه استثنایی بطور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمی تواند فقط به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود. 

 

بنابراین آنچه که ما اصطلاحاً « کودک استثنایی » می گوئیم بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی بمیزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد و نمی تواند بنحو مطلوب حداکثر استفاده از برنامه های آموزش و پرورش عادی ببرد. در اینگونه کودکان واکنشها ، ویژگیهای خاص دارد بدلیل اینکه کودک رشد فکری کامل ندارد و بدلیل اینکه نمی تواند بر رفتارهای خود کنترل داشته باشد و یا اگر عمل خلافی از او سر زد احساس گناه و تقصیر کند ، چون از نظر شخصیتی نارس و نابالغ است ، ناگزیر نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده ای است. 

 

عنوان کودکان استثنایی در مکاتب امریکا و انگلستان فرق می کند . در امریکا به تمام کودکانی که بنحوی با کودکان طبیعی و همسن خود از نظر فکری ، جسمی ، عاطفی . عقلانی ، رفتاری و … فرق داشته باشد استثنایی گفته می شود و مسلماً با قبول این تعریف یک کودک نابغه ، نابینا ، ناشنوا و عقب مانده ذهنی همه استثنایی هستند. در انگلستان لغت استثنایی را محدود به تیزهوشی می کنند و سایر کودکانی را که به عللی تحت حجامت و آموزش خاص هستند کودکان ویژه ( Special childern ) می گویند. 

 

بطور کلــی این کودکان را باید از سه نظــــــر مورد مطالعه قـــرار داد : 

 

1.آنهایی که از بدو تولد به علت ناراحتیهای ارثی و اختلالات مادرزادی بیماری مشخصی دارند مانند منگولها ،‌ هیدروسفالی و … 

 

2.کسانی که از ابتدا با وسایل تشخیصی می توان به بیماری آنها پی برد . مانند : اختلالات غدد مترشحه داخلی ، دررفتگی مادرزادی لگن و … 

 

3.فرادی که نقص عضو و بیماری آنها در طول رشد مشخص می شود . مانند : فج مغزی ، غقب ماندگی ذهنی ، ضایعات و آسیبهای مغزی مختصر که باعث اختلال در خواندن ، نوشتن و …. کودک می شود .نکته مهمی که در مورد آموزش کودکان استثنایی باید خاطر نشان شود این است که پیروزی و موفقیت بیمار فقط به میزان معلولیت بستگی ندارد بلکه میزان توانائیهای بیمار در به حرکت درآوردن اعضای سالم برای جبران قسمتهای معلول ، میزان فعالیت و پشتکار خودشان ، محیط خانواده و کاردانی مربیان نیز در این امر دخالت دارد. 

 

طبقه بندی کــودکــان و نوجوانان استثنایــــی:

 

 

کلی ترین طبقه بندی ،که مورد قبول اکثریت متخصصان میباشد تقسیم این افراد به سه دسته بزرگ است: 

 

1. کودکان و نوجوانان که به علت اختلافات هوشی و فعالیتهای ذهنی از کودکان عادی متمایزند. در این دسته کودکان و نوجوانان عقب مانده ذهنی و افراد تیز هوش قرار دارند. 

 

2.کودکان و نوجوانانی که به علت اختلالات و ضایعات مغزی یا اختلالات عملی مبتلا به اختلالات رفتاری هستند . در این دسته کودکان و نوجوانان ناسازگار یا دشوار قرار دارند. 

 

3.کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات و نقایص حسی و حرکتی و اختلالات عملی رشد ، در این دسته نابینایان و همچنین مبتلایان به اختلالات تکلمی ، اختلالات کنترل استنکترها و ناتوانیهای حرکتی قرار دارند.

 

- گــــروه اول: بعضی از افراد مبتلا به نارسائی رشد قوای ذهنی و کمبود فعالیتهای ذهنی هستند لذا نمی توانند در شرایط عادی با محیط خانوادگی ، تحصیلی ، اجتماعی ، شغلی سازش نمایند و عده ای بر عکس به علت داشتن هوش سرشار و فعالیتهای ذهنی عالی توسط افراد عادی درک نمی شوند و در نتیجه مسائل و مشکلاتی در سازش آنها با محیط پیش می آید.

 

- گــــروه دوم : را افرادی تشکیل می دهند که دچار اختلالات شخصیتی ، آشفتگیهای عاطفی و اخلاقی هستند و به همین علت قادر به سازگاری با محیط خود نیستند. در این دسته فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی یا حتی ممکن است بیشتر از حد طبیعی باشد.

 

- گـــروه سوم : افرادی هستند که به علت اختلالات و نقایص حسی و حرکتی یا اختلالات عملی رشد از سازگاری عادی با محیط محروم هستند. در طبقه بندی فوق باید به شدت و اهمیت علائم و نوع اختلال رفتاری توجه کرد.

 

کــــودکان و نـــوجوانان عقب مانده ذهنــــی:

 

مقدمــــه و تاریخچــــه:

 

عقب ماندگی ذهنی یا به اصطلاح دیگر نارسایی رشد قوای ذهنی موضوع تازه و جدیدی نیست بلکه در هر دوره و زمان افرادی در اجتماع وجود داشته اند که از نظر فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی نبوده اند .

 

اجتماع برای مصلحت ، تعجب یا سالم سازی ، بعضی از این افراد را تحمل می کرد عده ای را محبوس می ساخت و دسته ای را به مرگ محکوم می نمود. پنیل که به حق باید او را بنیانگذار روانپزشکی جدید نامید اولین کسی بود که به دلجویی بیماران پرداخت و برای آنان برنامه های تفریح و گردش در نظر گرفت . او بیماران روانی را به 4 دسته تقسیم کرد :

 

1.ملانکـــولی یا مالیخولیا

 

2.مانـــی یا جنون شور و شوق

 

3. جنـــون

 

4. عقب ماندگـــی ذهنی

 

بعد از پنیل ، یک پزشک فرانسوی بنام ایتارد به تربیت کودکی وحشی پرداخت که در جنگلهای «‌ آویرون » فرانسه پیدا شد . کودک عقب ماندگی بسیار عمیقی داشت ایتارد تربیت کودک را بعهده گرفت و کوششهای بسیطی در این زمینه مبذول داشت تا موفق به پیدایش راه جدیدی در نحوه آموزش و پرورش افراد عادی عقب مانده و حتی معلولین گردید.

 

همکار ایتارد بنام سگن بدنیال زحمات وی و به منظور شکوفا کردن این کودکان مؤسسه ای برای عقب ماندگان ذهنی ایجاد کرد و روش حواس حرکتی را در آموزش کر و لالها به کار برد .

 

این پیشرفتها همچنان ادامه یافت تا اوائل قرن بیستم که توجه به اصلاح نژاد بشر در دستور کار قرار گرفت و در امریکا به توصیه بخش اصلاح نژاد کمیته پژوهشی انجمن زاد و ولد

امریکا ، نازا کردن عقب مانده ها به صورت قانون در آمد و بالاخره در قرن بیستم بود که دانشمندان و پژوهشگران عقب ماندگیهایی که به دلیل اختلالات متابولیکی ، نقصهای کروموزومی ، بیماریهای مادر در دوران بارداری و … ایجاد می شد را کشف کردند و راه را برای پژوهش و درمان این افراد هموار ساختند.

 

ترقیات روز افزون علوم پزشکی ، جراحی اعصاب و مغز و علوم ژنتیک علاوه بر علل عقب ماندگیها تدریجاً و تا اندازه ای باعث تخفیف و گاهی بهبودی نسبی و حتی پیشگیری از ابتلا به این ناراحتیهای وخیم شده است. شرایط بهداشتی ، تغذیه کودکان ، پیدایش آنتی بیوتیکها و سایر داروها در درمان بیماریهای خاص که شایعترین علل عقب ماندگیهاست از مرگ و میر این افراد به میزان قابل توجهی کاسته است.

 

هــــــــــوش :

 

روانشناسان زیادی درباره هوش و آزمونهای آن کار کرده اند . هوش یک صفت فرضی و یک مفهوم انتزاعی است پس آنچه مورد مطالعه قرار می گیرد آثار هوش است نه خود هوش . هوش یک استعداد نیست بلکه مجموعه استعدادهاست.

 

حافظه ، دقت ، یادگیری و ادراک و … در آن اثر دارد و این وضعیت از فردی به فرد دیگر فرق می کند. هر یک از روانشناسان با توجه به مکتب خاصی که مورد قبولشان است در مورد هوش و عقب ماندگی ، نظراتی ارائه داده اند که در اینجا مختصراً نگاهی به نظریه پیاژه می اندازیم .

لیست کامل مقالات در سایت اصلی