*** بسم الله الرحمن الرحیم ***

 به نام یکتا آفرینش هستی بخش

آیةا... محمدابراهیم جناتی(دبیرخانه نهضت آزاداندیشی و تولید علم)

 

هنگامی می توان از گفت و گوی میان ادیان الهی سخن به میان آورد و پیروان سایر ادیان الهی را به بحث فراخواند که فصل مشترکی در میان باشد و یا به تعبیر قرآن بتوان به کلمه "سواد" دعوت کرد؛ اصلی که بنیاد هرگونه گفت و گوی ثمربخش است. از نظر قرآن کریم، چنین فصل مشترکی وجود دارد، زیرا همه ادیان و به تعبیر درست تر- دین از مصدر یگانه ای صادر شده و اختلافهای صوری و ظاهری نه نشانه دوگانگی بلکه به دلیل نیازهای مختلف پدید آمده است. به همین روی یکی از ارکان مسلمانی، ایمان به نبوت همه پیامبران پیشین و تصدیق آنان و از سویی اعتقاد به ادامه اصول اعتقادی آنان در دین اسلام است. از این منظر دین اسلام، نه ناقص ادیان پیشین، بلکه خاتم و کامل کننده آنها به شمار می رود.
بنابراین مکتبهای گوناگون به یکی بودن اصل دین خدشه ای وارد نمی کند. اصل دین همانند نوری است که دارای ماهیت واحدی است. اما زمانی که از شیشه های چند رنگ عبور کند دارای رنگهای مختلفی می شود که این موجب تعدد ماهیت آنها نمی شود. اما برخی از پیروان مکتبهای دینی معتقدند، شریعتی که تحول زمان باعث پیدایش آن شده، با تحول زمان نیز متحول می شود و آنان زمان و شرایط آن را از موضوع و یا جزء برای شریعت می دانند نه ظرف برای آن. این نظریه دارای اشکال است.
زیرا زمان و شرایط آن برای مسایل دینی و احکام شریعت ظرف است نه موضوع و جزء برای آنها. تنها موضوعات برای احکام شریعت در هر زمان، آنهایی هستند که براساس ملاکهای احکام فرعی برای آنها تشریع شده اند مادامی که آنها و یا ویژگی های درونی و یا بیرونی آنها در بستر زمان متحول نشوند، شریعت برای آنها ثابت می ماند. این تحول زمان در تحول شریعت هیچ گونه تأثیری ندارد. از سوی دیگر، بر این اعتقادیم که تحول زمان اگر چه در تحول شریعت اثرگذار نیست، در تحول موضوعات احکام شریعت و یا ویژگی های درونی و بیرونی آنها تأثیر دارد. در این صورت، احکام موضوعات خاص با تحول آنها متحول می شوند، زیرا حکم، تابع موضوع است؛ همان گونه که معلول، تابع علت و عرض تابع معروض است. با این وصف ممکن نیست موضوع و یا ویژگیهای آن در نتیجه تحول زمان تحول یابد، اما حکم آن تحول نیابد و بدون موضوع باقی بماند.

تعهدهای متقابل
در اسلام تعهدهای متقابلی بین مسلمانان و پیروان ادیان وجود دارد. جزیه که شرح آن در کتابهای فقهی بیان شده است، رعایت مظاهر و احکام اسلامی در جامعه، پرهیز از خیانت و فتنه انگیزی که باعث تزلزل در همزیستی مسالمت آمیز و همبستگی ایجاد می شود، ایجاد نکردن مزاحمت برای مسلمانان و ... از تعهدات اهل کتاب در قبال مسلمانان و جامعه اسلامی است.
تأمین آزادی مراسم مذهبی و دینی و تبلیغ عقاید و تعلیمات دینی، احترام به عقاید و ... نیز از تعهدات مسلمانان در قبال اهل کتاب است.
اسلام که تنها میزان را تسلیم خدا شدن می داند با آیین های دیگر آسمانی و پیروان آنها، با سعه صدر و وسعت اندیشه برخورد می کند و اصولاً حفظ کرامت انسان، یکی از اساسی ترین آموزه های اسلام است. از این رو، هرگونه توهین به غیر مسلمان، حتی آنان که در حریم اسلام زندگی نمی کنند، با اصل احترام به انسان و حفظ کرامت او منافات دارد.
نوشته حاضر بر دو محور اساسی استوار شده است، تأکید بر یگانگی گوهری میان ادیان و طرح برخی اصول و بایسته های گفتگوی ثمربخش برای کشف حقیقت و ترویج دین حنیف اسلام.
از همین رو، در قسمت قبل به این مسأله که ادیان مختلف جوهر یگانه ای دارند، پرداخته و در این قسمت، برخی از مهمترین اصولی که باید هنگام گفت و گو با اصحاب ملل و نحل رعایت شوند را مورد بررسی قرار دهیم.

تشکیک دشمنان اسلام
بعضی از دشمنان اسلام، بدین منظور که پیروان حضرت مسیح(ع) را در برابر مسلمانان قرار دهند، در این مطالب تشکیک کرده اند.
منشأ این نسبتهای ناروا، دشمنی با اسلام و اندکی هم به دلیل نداشتن آگاهی از مبانی شریعت ماست. در هر حال، ملحدان و استعمارگران و دین ستیزان، تفاوت مکتبهای الهی را وظیفه مهمی برای تفرقه افکنی میان پیروان ادیان قرار داده و پیوسته در این راه کوشیده اند و در این میان توانسته اند به مقاصد خود نزدیک شوند.

وظیفه عالمان و اندیشمندان
بر عالمان و اندیشمندان پیرو دین الهی لازم است که آگاهی جوامع را در این زمینه افزایش داده و به مردم بگویند با اینکه مکتبها و فرهنگها متفاوتند، اصل دین الهی که اساس و پایه رسالتها است، ثابت و استوار می باشد. آنان همچنین باید سوء استفاده از تفاوتهای میان مکاتب دینی را مهار نمایند.
امروزه، اسلام و مسیحیت بر زندگی مادی و معنوی بیشتر مردم حاکمیت دارندو به این دلیل آینده بشر تا حد زیادی به ارتباط بین این دو دسته بستگی دارد. بر همین پایه، در یک قرن گذشته، روابط بین این دو پدیده، مورد بحثها و بررسیهایی قرار گرفته است. از این رو، بر عالمان و اندیشمندان است که در زمینه های مختلف به راههای همکاری، هماهنگی و همسویی بیشتری دست یابند.
آنچه همبستگی، صلح واقعی، آرامش پایدار و دوستی میان پیروان مکتبهای دینی را تحکیم می بخشد، استمرار گفت و گوهای سازنده میان اندیشمندان مکتبهای دینی است. از این رو، در جهت استمرار و تعمیق گفتمانها نباید از هیچ گونه تلاش و کوششی دریغ ورزید.

راهی برای تحقق آرمانها
تحقق هر آرمان و پدیده ای، مرهون تلاش همه جانبه، آن هم از راههای صحیح است. رسیدن به آرمان صلح، زندگی آرام، همدلی و احترام متقابل بین انسانها نیز از این قاعده مستثنا نیست.
بدین جهت، باید رهبران آگاه دینی جهان اسلام و دنیای مسیحیت برای رسیدن به این همبستگی احساس مسؤولیت کنند و از هیچ کوششی دریغ نورزند. کلیسای کاتولیک و مراکز اسلامی با امکانات خود، نقش مهمی در تحقق این امر دارند. در واقع، وجود امکانات برای درک و شناخت متقابل و تفاهم کامل در مسایل نظری بر اساس اصول مشترک، (از راه گفتمان) اگر نگوییم نتیجه قطعی دارد، دست کم در کاهش سطح اختلافها و برخوردهای عقیدتی، نقش بسزایی خواهد داشت.
اگر عالمان کلیسا و مراکز اسلامی در نشستها کاملاً بر اساس اصول مشترک در بعد اعتقادی و اخلاقی به تفاهم برسند، می توانند جهانی نوین بر اساس، صلح و همزیستی مسالمت آمیز بسازند.

نقش همایش دینی در تحقق همبستگی
بی تردید همایشهای دینی در تحقق همبستگی بین پیروان ادیان نقش بسزایی دارند.
در سالهای اخیر در ایران همایشهایی با حضور اندیشمندان، پژوهندگان و فرهیختگان فرزانه مکاتب دینی در فضایی آرام و صمیمی تشکیل شده است. در این همایشها به دور از تنگ نظری، سطحی نگری، تحجر و تعصب کور، بحثهایی جالب و مفید در خصوص ادیان الهی مطرح می شود.
تاریخ پیروان ادیان بر خلاف تعالیم دینی و اخلاقی آنها، مالامال از تهمتها، بدگمانیها و جدال و خونریزی بوده است. این امور عللی دارد که بیان همه آنها در این مختصر نمی گنجد؛ اما یکی از آنها آگاه نبودن از عقاید و نظریه های یکدیگر است که این خود علل دیگری دارد که از آن جمله می توان به نبودن نشستها و همایشهای علمی ـ تخصصی اشاره کرد. آگاهی از عقاید یکدیگر، به گفتگوی دایمی نیاز دارد، اما نباید به گونه ای تشریفاتی باشد؛ زیرا این گفت و گو به منظور آگاهی از عقاید یکدیگر است.
و امروزه جهان به منزله یک خانواده است و گفت و گو امری ضروری و حیاتی به شمار می آید.
در هر حال، گفتمانها و همایشهای علمی نتایج مثبتی دارد؛ از جمله آشنایی اندیشمندان ادیان و ملل با عقاید یکدیگر، تبادل آرا در زمینه های گوناگون زندگی مادی و معنوی، نزدیک شدن دیدگاهها، تحکیم ارتباط بین پیروان مکتبها و برقرارشدن هماهنگی بین جامعه انسانی.

منظور از هماهنگی در گفت و گوها
برخی گمان می برند که مقصود از این هماهنگی، دست برداشتن پیروان هر مکتبی از عقاید و باورهای خویش است؛ حال آنکه چنین نیست. همچنین، مقصود از آن گرفتن مشترکات مکتبها و کنار نهادن آنها و نیز دست برداشتن همه پیروان ادیان از مکتب دینی خود و گزیدن مکتب دینی جدیدی نیست؛ بلکه مقصود از آن، رسیدن به دو اصل احترام به عقاید یکدیگر و هماهنگ شدن تلاشها در مسیر اهداف و اصول مشترک است.

فواید گفتمان بین عالمان
فراهم شدن زمینه شناخت برای پیروان مکتبها از آرای یکدیگر، روشن شدن اینکه آرای پیروان ادیان بدون دلیل نیست؛ اگر چه آن دلیل از نظر پیرو دین دیگر مورد پذیرش نباشد. این آگاهی باعث می شود که بیشتر بدبینی ها، تهمتها و نزاعها - که سبب آنها جهل بوده - یا از بین بروند و یا دست کم کاهش یابند.

موانع گفت و گو و مناظره
نخستین مانع گفت و گوی بین پیروان ادیان، مسایل سیاسی است؛ زیرا سیاستمداران آن را مغایر با مصالح حکومتی، اجتماعی و دنیوی خود می دانند. از این رو، همواره متصدیان آنها از راههای گوناگون تبلیغاتی به اختلافها دامن می زنند.
آنان دین مسیحیت را نیز ابزاری در دست استعمار معرفی می کنند که هدفش سیطره بر ثروت ملتهاست، در حالی که دین حضرت مسیح (ع) ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران را نفی کرده؛ چه آنکه براساس اخلاق و محبت بنیان یافته است.
دومین مانع، قدرت طلبی و خود محوری است؛ حال چه در چهره استعماری باشد، چه در چهره استبدادی و چه در چهره ای دینی.
سومین مانع، آگاهی نداشتن از آرای دیگران است. چنانچه این شناخت براساس گفته ها و کتابهایی باشد که دشمنان همبستگی ارایه کرده اند،
نتیجه ای جز تفرقه و دشمنی به دنبال نخواهد داشت. از این رو، اگر آرای واقعی مکاتب بر همه آشکار شود، نقش بسزایی در به وجود آوردن هماهنگی بین پیروان مکاتب الهی خواهد داشت. بنابراین، از یک سو باید از طریق بررسی دقیق و شناخت کامل مبانی معتبر در هر مکتبی، از عقاید یکدیگر آگاهی یافت، و از سوی دیگر در این بررسی نباید تنها به یک زمان بسنده شود؛ زیرا برخی از اعتقادها و باورهای مردم و نیز دریافتهای آنها از عناصر دینی، با تحول زمان و شرایط آن تحول می پذیرد. از این رو، ممکن است در زمانی پیرو مکتبی دارای اعتقاد و باوری در مسأله ای باشد، اما در زمان دیگر بدان اعتقاد نداشته باشد. این تحول در عقاید و دریافتها از مبانی دینی، امری انکارناپذیر است.
پیروان حضرت مسیح (ع) بر این باورند که زمان جزء موضوع حکم است و با تحول آن، حکم نیز تحول می یابد. اما پیروان اسلام زمان را اگر چه جزء آن نمی دانند (بلکه آن را ظرف می دانند) بر این باورند که تحول زمان در تحول موضوع و یا ویژگیهای درونی و یا بیرونی آن تأثیر دارد و طبعاً در صورتی که موضوع و یا ویژگیهای آن در نتیجه تحول زمان تحول یابد، حکم دیگری برای آن پدید می آید و این حکم جدید برای موضوع جدید است. با این همه، باید بررسی شود که با تحول زمان، آیا اعتقادی که پیرو مکتبی در زمان گذشته دارا بود، در این زمان نیز دارا است یا خیر؟
چهارمین مانع، قوم گرایی، نژاد پرستی و ملی گرایی است که با اصل دین سازش ندارد، زیرا دین براساس انسانها قرار دارد نه براساس قومیت، ملیت، زبان و رنگ.
هر پیامبری از ابتدا با این عناوین مبارزه کرده است. خداوند در قرآن کریم، ملاک ارزش و معیار سنجش را تقوا قرار داده و اعلام نموده است که خویشتنداران و کسانی که خود را در دام هوسها حفظ کرده و در محدوده تعالیم الهی گام نهاده اند، گرامی ترند.
مانع پنجم، اعتقاد به حقیقی بودن باورهاست. پیروان هر دینی، باورهای خود را حقیقت مطلق و مطابق با واقع و باورهای دیگران را باطل و خلاف واقع می دانند.
مانع ششم، آشنایی نداشتن با فرهنگ همبستگی است. این پدیده، سعه صدر، بردباری، گذشت و رعایت ادب در مقابل مخاطب می طلبد که مسلمان، مسیحی را تحمل کند و مسیحی نیز مسلمان را.
هفتمین مانع، کششهای عاطفی، انگیزه های غیر علمی و سنتهای محیطی و اجتماعی است؛ در حالی که پیامبران پیروان خود را از معیار قرار دادن این موارد در زندگی بر حذر داشته اند.
٭٭٭
گردهمایی های علمی و گفتمانهای دینی که در آنها صاحب نظران و متفکران، دیدگاهها و برداشتهای مختلف خویش را از مبانی دینی ارایه می دهند، تأثیری بسزا در به وجود آوردن هماهنگی بین اندیشه ها و برقراری رابطه بین تمدنهای جامعه بشری و صلح عادلانه دارند. از سوی دیگر، این گفتمانها راه حل های کاربردی و منطقی را برای دستیابی به نیکبختی بشر فرا روی آنها می نهند و زمینه احیای هویت واقعی انسانها را فراهم می سازند. اما این اهداف در صورتی محقق می گردند که بحثها و گفت و گوها به گونه ای جدی باشد، نه تشریفاتی، تا بدین ترتیب شناخت عمیق متقابل از باورها و ارزشهای اعتقادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی پدید آید و باعث از بین رفتن عوامل تفرقه و کششهای عاطفی و انگیزه های غیر علمی میان آنها گردد.
اینک لازم است با فراهم آوردن زمینه مناسب و با تلاش و اخلاص، در راه تحقق این اهداف بکوشیم و به دیدگاه دیگران نیز احترام بگذاریم.

 

 

***همواره پیروز و سربلند باشید ***